مدتی است خبرهای کوتاه و پراکندهای در رسانهها آمده است که با همکاری وزارت آموزش و پرورش و حوزه علمیه میخواهند طلبهها و روحانیون را به عنوان معلّم وارد مدارس کشور کنند و آخرین خبر این است تصمیم گرفتهاند، در این نوبت ۱۵ هزار نفر را وارد کنند. مسلماً داخل کردن طلاب و روحانیون به آموزش و پرورش به چند دلیل زیر فاجعه و اقدامی غیرقانونی است:
رحیم محمدی
۱. روحانیون اگر از همان مسیر عمومی که قانون تعریف کرده و با شرایط قانونی وارد آموزش و پرورش شوند، کسی اعتراضی ندارد. اما چون پنجره ویژهای فقط برای این صنف باز شده، این ویژهخواری یا خاصّهخوری است و کاری است مخالف قانون و ضدعدالت و برعلیه اخلاق.
۲. آموزشهای حوزه علمیّه و آموختههای روحانیون، علوم قدیمه و مقداری عربی قدیمه است. در حالیکه آموزش و پرورش به دانش روز و علوم دانشگاهیِ پایه، احتیاج دارد و دانشآموزان باید دانشها و علوم زمانه را یاد بگیرند. از اینرو صنف روحانیون صلاحیت علمی و شایستگی حرفهای برای معلم شدن را ندارند.
۳. چون حکومت ایران یک حکومت دینی است، روحانیون از قدرت خود استفاده میکنند و خود را به صورت سیستماتیک بر آموزش و پرورش و دانشگاه و سایر نهادهای رسمی تحمیل میکنند، پس اینجا «امتیازِ روحانی بودن» و منطق قدرت عمل میکند، نه منطق حرفهای و صلاحیت قانونی.
۴. بودجهای هم که حوزههای علمیّه از اموال عمومی مردم ـ که دارایی مشاع آنان یا نتیجه مالیات مردم است ـ میگیرند، تصرف غیرقانونی اموال ملت است. زیرا از منظر حقوقی تنها نهادهایی میتوانند از «بودجه عمومی» استفاده کنند که اداره و تأسیس و روند کار آنها بر حسب نظر قانونگذار و مجلس باشد. در حالیکه ملت و قانونگذار نقشی در حوزههای علمیه ندارند.
۵. اگر کنشگران ایرانی امید داشتند اعتراضشان در این ویژهخواریها و عدم تناسبها و ضایع کردن سرمایهها تأثیری دارد، حتماً اعتراضی شدیدتر میکردند، بنابراین این سکوت علامت رضا نیست.