یکشنبه شب ۱۹ اردیبهشت در کلاب هاوس اتاقهای موازی در مورد فسادهای مالی و اخلاقی کاندیداهای احتمالی پست ریاست دولت در جمهوری اسلامی تشکیل شدند. مجموعه حاضر در این اتاق های موازی حدود هشت هزار نفر بودند.
در کلاب هاوس مجید رسولی که خود را یک حزب الهی دو آتشه و آتش به اختیار معرفی می کند، فساد های اخلاقی محسن هاشمی رفسنجانی تحت عنوان «صد و یکمین زن از زنهای محسن هاشمی رفسنجانی» افشا و مدارکی توسط یکی از خانم های این مجموعه «صد و یکمین زن از زنهای محسن هاشمی رفسنجانی» ارائه گردیدند.
آنچه که بیش از هر چیز توجه من را جلب کرد موضوع «اخلاق» در مجادلات این اتاقهای موازی بود. مخالفین این افشاگری، این کار را «بد اخلاقی» می دانستند! «بد اخلاقی» از این نظر که چرا مسائل خصوصی و روابط شخصی این افراد (از جمله روابط آنها در اتاقهای خوابشان) افشا می گردند. در این مخالفت ها فرض بر این بود که مطابق قوانین شرعی مرد می تواند چند زن داشته باشد و هرقدر می تواند صیغه کند، و اگر هم یک زن وارد زندگی یک مرد خانواده دار شده است، اوست که خطا کرده و باید محاکمه شود! و فرض بر این بود که آن زن حداکثر مهریه خود را می تواند طلب کند!
آنچه که بیش از هر چیز چندش آور بود معمولی و عادی جلوه دادن ابتذال گسترده در میان مقامات دست بالایی جمهوری اسلامی از جمله محمد علی نجفی شهردار پیشین شهر تهران و یا محسن هاشمی رفسنجانی از سوی بسیاری از مخالفین این افشاگری بود. مخالفینی که این افشاگری را غیر اخلاقی می شماردند! می گفتند که چرا مسایل خصوصی در حد اتاقهای خواب این مسئولین افشا می شوند. ابتذال در نگاه آنان به زن بعنوان یک کالای جنسی که به راحتی توسط مسئولینی که از قدرت سیاسی و اقتصادی برخوردارند می تواند خریداری شود.
آنچه که بیش از هر چیز بسیار تعجب برانگیز و تاسف آور بود اعتراض بسیاری به افشاگری روابط خصوصی این افراد بود، افرادی مانند محسن هاشمی رفسنجانی و یا محمدعلی نجفی! زندگی خصوصی مال آن جوانانی است که در یک جشن کوچک دور هم جمع می شوند و سپاه به آنها حمله می کند و یکی از جوانان برای فرار، خود را از طبقه بالا پرتاب می کند. زندگی خصوصی افرادی مانند محسن هاشمی رفسنجانی و یا محمدباقر قالیباف که زندگی میلیونها نفر از مردم ایران به آنها وابسته است، که دیگر خصوصی نمی تواند باشد.
برای مقامات دولتی بویژه کسانی که در موقعیت های بالای حکومتی و تصمیم گیری نشسته اند، مرزی بین زندگی خصوصی و عمومی وجود ندارد. امثال محسن هاشمی رفسنجانی یک فرد معمولی نیست که زندگی خصوصی اش به مردم ایران ربطی نداشته باشد. همانطور که زندگی خصوصی مقامات بالای حکومتی و صاحبان بنگاه های بزرگ اقتصادی در دنیای آزاد غرب زیر ذره بین رسانه ها بود و در جنبش «می-تو» سوءاستفاده های بسیاری از این افراد، از موقعیت خود، افشا شدند.
زمانی که یک فرد از قدرت سیاسی و اقتصادی خود سوءاستفاده می کند و قوانین حاکم نیز دست آنها را باز می گذارند، در واقع او و نظام سیاسی-حقوقی حاکم هستند که در درجه نخست مرزهای اخلاق را درهم می شکنند.
آنچه که بیش از هر جیز در اتاق های موازی افشاگری فساد اخلاقی محسن هاشمی و فساد اقتصادی قالیباف در کلاب هاوس برای مردم ایران آشکار شد این بود که فساد از هر نوع آن در تاروپود نظام جمهوری اسلامی ریشه دوانده است. فسادی که توسط عوامل رسانه ای رژیم سعی میگردد معمولی جلوه داده شود و بجای آن قربانیان این فساد بر صندلی محکوم و ضد اخلاق نشانده شوند.