یکی از روشهای عملی برای نشان دادن درونی شدن فرهنگ حق مدارانه تحریم انتخابات است. در واقع با تحریم انتخابات ما به خود و حاکمان می گویم که ما در کانتکست فرهنگ ولایت فقیه به عنوان ذوب شدگان در ولایت فقیه و یا رعیتی که تن به زور حاکم می دهد، تعریف نمی شویم.
حنیف یزدانی
تحمل وضع موجود و اصرار بر اصلاحات در یک استبداد، یعنی استمرار خشونت. برای مثال در بیست و پنچ سال گذشته بعد از ظهور جنبش اصلاحات میزان خشونت در جامعه ایران بالاتر رفته است. مردم ایران به صورت سیستماتیک فقیرتر از سالهای اول اصلاحات شده اند. منابع نفتی به خصوص میدانهای مشترک با کشورهای خارجی به صورت لحظه ایی از بین می رود زیرا سایر همسایگان از جمله قطر گاز و نفت استخراج می کند ولی کشور ما تحت حاکمیت ولی فقیه، ناتوان از بهره برداری از منابع اش هست. جوانان ایرانی که به هزار امید و آرزو دل به اصلاحات بستند، عمر عزیزشان را از دست رفته می بینند بدون آنکه بهره ایی از زندگی برده باشند. هزاران نفر که جرات اعتراض کرده اند کشته شده و یا به زندانهای ناعادلانه محکوم شده اند. بسیاری از هموطنان آنچنان خود را در محاصره خشونت می بینند که دست به خودکشی می زنند. معضلات مختلف اجتماعی به شکل باورنکردنی فاجعه می آفریند. این همه جدای از میلیاردها دلاری است که استبداد در انرژی هسته ایی و سپس جنگ های نیابتی در دوران اصلاحات از جیب ملت هزینه کرده است بدون داشتن کمترین دستاوردی.
انقلاب در چنین وضعیتی یعنی نه به خشونت. زیرا می خواهد نگاه به زندگی را از زور و خشونت به حق مداری و آزادی و عدالت تغییر دهد. انقلاب یعنی تغییر فکر از ولایت فقیه به ولایت جمهور ایرانیان و عوض کردن رابطه نهادها و انسانها از قدرت به حق. برای خروج از وضعیت بن بست کنونی، جامعه ایران در درجه اول نیاز به گسترده تر کردن باور به دموکراسی و رعایت حقوق انسان و طبیعت دارد. در گام دوم باید این فرهنگ حق مدارانه را در زندگی روزمره به کار بست و آنرا تمرین کرد تا اطرافیان نیز ببیند که می توان سبک زندگی متفاوت از فرهنگ زور و خشونت داشت. به عبارت دیگر برای انجام تغییرات بزرگ، ابتدا باید خود را تغییر داد. در این صورت در بسیاری موارد نتایج بسیار زود بازده خواهند بود و تغییرات به دلیل تغییر فرهنگ پردوام.
یکی از روشهای عملی برای نشان دادن درونی شدن فرهنگ حق مدارانه تحریم انتخابات است. در واقع با تحریم انتخابات ما به خود و حاکمان می گویم که ما در کانتکست فرهنگ ولایت فقیه به عنوان ذوب شدگان در ولایت فقیه و یا رعیتی که تن به زور حاکم می دهد، تعریف نمی شویم. بلکه ما انسانهایی صاحب حق و کرامت هستیم که خود را به عنوان شهروند می شناسیم. لذا در انتخابات شرکت نمی کنیم.
همانطور که می بینید انقلاب برخلاف آنچه اصلاحطلبان می گویند به هیچ عنوان هم معنی با خشونت نیست. آنها علیرغم نام و آوازه بلندی که رسانه ها از ایشان ساخته اند از تبیین صحیح این مفاهیم ناتوان هستند. در واقع سعی آنها این بوده است که با دیوسازی از انقلاب، اصلاحات به معنی شرکت ایشان در قدرت، توسط مردم امری بدیهی شناخته شده و ایشان بدون دردسر در سفره آغشته از نفت و خون ایران و ایرانیان شریک جنایتکاران جناح راست شوند.