انتخابات و نگاهی به واقعیت ها، جواد تهرانى

امروز در جمهوری اسلامی اکثریت عظیمی از مردم خواستار بر اندازی رژیم میباشند و درصدی هم خواستار تعدیل آن به دموکراسی بدون بر اندازی.

 

جواد تهرانى

بر اساس اسناد موجود در آرشیو دانشگاه استانفورد آمریکا که دکتر عباس میلانی در کتاب “در باره شاه” نیز به آن اشاره کرده است, در انقلاب ایران تنها یازده درصد مردم شرکت داشتند، یعنی نزدیک به نود درصد مردم خاموش بودند و تماشاگر. در پیش از انقلاب تنها درصد محدودی از مردم خواستار بر اندازی رژیم بودند و درصدی از همانها بطور مستقیم به رویاروئی با رژیم پرداختند که اکثرا چپگرا بودند، و درصد دیگری که از ملیون بودند تنها خواستار برقرای دموکراسی در آن رژیم بودند.

این نشانه آنست که هر چند شرایط اقتصادی بگونه ای بود که درصد بالایی از مردم در خط فقر و یا زیر خط فقر بودند ولی با این حال اکثریت مردم مشکل چندان محسوسی با رژیم نداشتند و شرکت یازده درصدی آنها در انقلاب نیز گویای آن است. بر اساس گزارش بانک جهانی (World Bank) در سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۵) نزدیک به ۴۶ درصد مردم ایران در زیر خط فقر زندگی می‌کردند, یعنی حدودا نصف جمعیت کشور زیر خط فقر بودند و درصد بالایی هم نیز در خط فقر قرار داشتند، با اینهمه کسی بطور جدی خواستار براندازی رژیم نبود زیرا به جهت وجود آزادیهای گسترده فردی درکشور مردم بجز درگیری با مشکلاتی که در همه کشورها نیز رایج بود همواره در یک آرامش نسبی زندگی می‌کردند و فضای قابل تنفس داشتند و هر چند که فضای سیاسی کشور بشدت بسته بود ولی بجز گروه محدودی کسی هم به آن اهمیت نمی‌داد و مردم چندان توجهی هم به مسائل سیاسی نداشته و حتی دانش و انگیزه آنرا هم نداشتند، حال چه خوب یا بد.

امروز در جمهوری اسلامی اکثریت عظیمی از مردم خواستار بر اندازی رژیم می‌باشند و درصدی هم خواستار تعدیل آن به دموکراسی بدون بر اندازی. مهمترین عامل این خواست عمومی که در رژیم شاه به اینگونه نارضایتی گسترده و محسوس وجود نداشت همان عدم وجود آزادیهای فردی و ورود به حریم شخصی افراد و محدودیتهای طاقت فرسای مذهبی و آزار و تحقیر اجتماعی و بگیر و ببند مردم در رژیم اسلامی میباشد که در تمام زمینه ها بطور گسترده آنها را عاصی و کلافه کرده است و لذا در آرامش نیستند.

علاوه بر آن شرایط طاقت فرسای سقوط اقتصادی و افزایش نجومی هزینه های زندگی که بخشی از آن به جهت تحریم ها و بخشی به جهت مدیریت زیر صفر مسئولان بوجود آمده نیز مزید بر علت شده است.

اینها همه نشان دهنده عدم کارایی رژیم اسلامی و عدم صلاحیت مدیریت کشور توسط رهبران و مسئولین آن می باشد. رژیم به دلیل ضعف فاجعه بارش در بهبود شرایط اقتصادی و ایجاد شرایط امن اجتماعی و بدلیل اسارت خودش در قوانین خشک مذهبی عملا فاقد توانایی در زدودن تنش های اجتماعی است و به همین جهت تنها به بازی ها و مانور های سیاسی بیهوده که انتخابات نمایشی بخشی از آن است می‌پردازد که بدیهی است جز خرید وقت و توسل به شیوه از این ستون به آن ستون فرج است نتیجه دیگری نخواهد داشت و سرانجام شومی در انتظارش می باشد.

اصرار روحانیت و تمامیت خواهی او که تمام تجربه و دانشش در چهارچوب یک مسجد بوده در دخالت مستقیم در امور مدیریت کشور و بدست گیری تمام پستهای اداره کشور از رهبری تا سیستمهای اجرایی و پارلمانی و قضایی و نیز اصرار بر گسترش ایدئولوژی بی معنی اش در منطقه که علاوه بر به هدر دادن ثروت ملی و بروز تحریمهای اقتصادی به شرایط فاجعه بار عمومی کشور و فساد گسترده اجتمایی و اقتصادی نیز منجر شده است نتیجه اش همین است که امروز با آن روبرو هستیم و نه تنها از این بهتر نخواهد شد بلکه هر روز تا سقوط نهایی کشور و رژیم از اینهم بدتر خواهد شد.

واقعیت اینست که جابجایی مهره های مشابه و بیرون آوردن یک روحانی دیگر از صندوق از پیش پر شده آراء انتخاباتی هیچ مشکلی را برای رژیم اسلامی حل نخواهد کرد و هیچ فرجی حاصل نخواهد شد چون این هم ادامه همان بازی کهنه بی معنی و بی حاصلی است که نتیجه اش برای مردم روشن است و ادامه همان سیاست از ستون به ستون فرج است و تا چه پیش آید می‌باشد، ولی آنچه مسلم است همه مشکلات و بن بست های جاری کشور همچنان روی میز باقی خواهد ماند.

مردم دیگر توان تحمل این شرایط را ندارند و دیگر به هیچ روزنه کاذبی امید نخواهند بست, روزی خواهد رسید که جان هم دیگر برایشان ارزش نخواهد داشت, آنگاه تر و خشک با هم خواهند سوخت. حال به نمایشات انتخاباتی خود ادامه دهید ولی لحظه ای هم فکر کنید که سر آخر چه نصیبتان خواهد شد.

https://t.me/isaharkhiz

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»