در عصر عسرت سیاست، استراتژی کنش سلبی باید مشی سیاسی را راهبری کند.
محمدمهدی مجاهدی
سیاستورزی در عصر عسرت سیاست یعنی تشخیص و ادای مسؤولیت سیاسی و مدنی در هنگام و هنگامهای که هیچ گزینهی خوبی برای انتخاب ایجابی در میان نیست. این مطلب را از مهرماه ۱۳۹۵ تا امروز در مواقع و مواقف مختلف توضیح دادهام، از جمله اینجا.
کنش سلبی کنشی استراتژیک در موقعیتهای آستانهای و وضعیتهای حدی است، یعنی جایی که الگوهای متعارف کنشْ تغییر ماهیت میدهند. انتخاب «شر کمتر» منطق عام کنش سلبی است. برخی وجوه این منطق کنش سلبی را پیشتر در سه یادداشت توضیح دادهام: ۱ و ۲ و ۳. اینجا آن مطالب را تکرار نمیکنم.
پرسشی بهجا و روا دربرابر این استراتژیْ بیتابی میکند و اعتبار آن را به چالش میکشد:
«تا کجا باید به انتخاب شر کمتر یا انتخاب بد دربرابر بدتر تن داد؟» به تعبیر دیگر، «حد استراتژی کنش سلبی کجاست؟» یا «کجا استراتژی «شر کمتر» از کار میافتد؟»
در آنچه از پی میآید، به این پرسش پاسخ میدهم:
استراتژی انتخاب سلبی به نظر من، دستکم، دو جا به بنبست میخورد. در این دو موضع، پیگیری این استراتژی دیگر روا نیست.
اگر «اثرگذاری» انتخاب سلبی ما در نتیجهی کار، صفر یا چنان نزدیک به صفر باشد که عُقَلا معمولا به چنان اثری اعتنا نمیکنند، در این صورت، دیگر استراتژی کنش سلبی راهگشا نیست. برای صرفهجویی در مصرف انرژی، نباید انرژی خود را با شرکت در بازی عبثی اینچنین تلف کنیم.
(«اثرگذاری» یعنی حاصل ضرب «مقدار احتمال» در «خطیر بودن و بزرگی امر محتمَل.» گاهی مقدار احتمال خیلی کم است، ولی امر محتمل بسیار خطیر و بزرگ است. در این صورت، باز هم «اثرگذاری» چشمگیر و معتنابه است.)
اگر در صحنهی یک کنش سیاسی، مثلا در یک بازی انتخاباتی، حامیان فرادست ما، از طریق مهندسی نامنصفانه و/یا غیرقانونی روندها و روالها، رقبای ما را حذف کرده باشند، یا شرایط بازی را به ضرر رقبای ما و به نفع ما دستکاری کرده باشند، و بر اثر این دستکاری و مهندسی ناروا، یکی از نامزدهای ما پیش از برگزاری بازی، در جایگاه برندهی قهری این بازی بیرقیب یا بیرقابت قرار گرفته باشد، در این صورت، باز هم دیگر استراتژی کنش سلبی راهگشا نیست، چون اساسا شرکت کردن در این بازی برای ما اساسا ناروا ست؛ باید این بازی را ترک کنیم و در ترازی دیگر کنش خود را سامان دهیم تا بازی را باز بهسامان آوریم.
به تعبیر دیگر، نمیشود با این استدلال در این بازی وارد شد که چون نامزدهای ما همگی از رانت استصواب و انحصار برخوردار اند، و همگی در رقابت بیرقیب وارد شدهاند، پس همه بد اند، ولی با این حال، میشود به آن که حامل و عامل شر کمتر است رأی داد، مثلا به آن نامزدی که نسبت به دیگر نامزدهای برخوردار از رانت انحصار و استصواب، کمتر منکر اساس رأی مردم و اعتبار نهادهای انتخاباتی است.