بردیا موسوی
در روز هفدهم از اعتصابات سراسری کارگران پیمانی صنعت نفت و انرژی در ایران هستیم. ۱۷ روز، گذشته و بر اساس آخرین گزارشها از اتحادیهی آزاد کارگران، تعداد شرکتهای درگیر در اعتصاب به ۸۲ شرکت رسیده است. آنچنانکه labor notes در کتابچهی آموزشی خود درباره عوامل موفقیت در یک اعتصاب میگوید و با بررسی تجربهی اعتصابات کارگران صنعت نفت و انرژی ایران که اکنون جریان دارد یک دلیل موفقیت اعتصاب، تقریبا تامین شده است. یک دلیل از دلایل ۵ گانه که میتواند اعتصاب را به موفقیت برساند: صدرنشینی بر افکار عمومی حمایتگر و غالب.
دستکم در ۱۷ روز گذشته از گروههای مختلف کارگری در صنایع غیر مرتبط در ایران، معلمان و هنرمندان گرفته تا گروههای مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور و همینطور سازمانهای بینالمللی و سندیکاها در انگلستان تا عراق از اعتصاب کارگران در ایران حمایت کردهاند.
میتوان اینطور تصور کرد که با توجه به شرایط بحرانی اقتصاد و اعتراضات گوناگون که در کشور شکل میگیرد خوشبختانه هر حرکت اعتراضی به طور پیشفرض این انرژی را دارد تا به یک بحران سیاسی تبدیل شود. اما چند سئوال را اینجا مطرح کنم و جای پاسخ آن گشوده بماند. این یک اعتصاب نمادین است؟ این یک حرکت صنفی است که تنها به دنبال نتایج و منافع گروه کارگران پیمانی میگردد؟ یا این یک اعتراض تمام عیار است که به جنگ یک ساختار حکومتی رفته است؟ اینها البته مواردی هستند که به ارزیابی دقیق وضعیت به کارگران کمک کند.
در اینجا به چند نکته برای مراقبت از اعتصابات اشاره میکنم که همچنان همپوشانی زیادی با ۵ دلیل موفقیت در اعتصابات دارد و در عین حال حاوی نکات برجستهای برای دوری گزینی از معلول های منفی آنها وجود دارد.
تهدیدها و ترس جایگزینها
اولین واکنشها در ایران به اعتصاب سراسری و از سمت پیمانکاران به اخراج ۷۰۰ کارگر در روزهای اول اعتصابات باز میگردد. اخراج وسیع کارگران و استخدام و آموزش نیروهای جدید اگر در دستور کار پیمانکاران و حمایت ضمنی حکومت قرار بگیرد، آن وقت ممکن است حکومت با کنترل بحران سیاسی و در نهایت اگر با مذاکره نتواند کارگران را به سر کار بازگرداند به این عامل اثرگذار فکر کند. اما پیش از آن لازم است نمایندگان کارگران در اتحادیهها به این بیاندیشند که مسدود کردن ورودیها شاید کلیدیترین قسمت اعتصابات خواهد بود.
فقدان آمادهسازی و خراب کاری از بالا
در بیانیه چهارم شورای سازماندهی اعتراضات کارگران که روز گذشته منتشر شد، از جلسات پشت پرده گروهی از اعضای کمپین ۲۰_۱۰ با ابراهیم رییسی رییسجمهمور منتخب حکومت و سعید جلیلی فرد نزدیک به او نوشته است که ظاهرا توافقی مطرح و پیشنهاده شده است که بر اساس آن یک شورای اسلامی کار در عسلویه تشکیل شود و از این پس طرح مسائل کارگران شاغل در صنایع نفت و انرژی در این شورا مورد بررسی قرار بگیرد. البته شورا اعلام کرده است که به بازی حکومت تن نخواهد داد و بی اعتنا به این گروه اقلیت به خواستههای کارگران و کمپین ۲۰_۱۰ متعهد خواهد ماند. این یک زنگ خطر است. کارگران مواد غذایی در جنوب کالیفرنیا در سال ۲۰۰۴ به مدت ۵ ماه در اعتصاب بودند و گرچه ۹۱ درصد آنها در اعتصاب مانده بودند اما در نهایت با تلخی به کار خود بازگشتند. چرا که کارگران بخش توزیع نتوانستند به شعارهای گروه پایبند بمانند.
فقدان اهرم های فشار
جو برنز نویسنده کتاب احیای اعتصابات مینویسد: چقدر کار مردم میتواند به خلق قدرت برای آنان بیانجامد و آمریکا را متحول کند؟ بدون یک برنامه مدون و ارزیابی شده برای پیروزی بیرون نروید. دربارهی اهرمهای فشار بسیار صحبت میشود. دربارهی اعتصابات در ایران باید بگویم کلیدیترین اقدام میتواند پیوستن کارگران رسمی به اعتصابات کارگران پیمانی باشد. گرچه پیش از این وعده داده شده بود که این اتفاق در ۹ تیر خواهد افتاد اما متاسفانه به نظر میرسد تفاوت خواستهها بین کارگران رسمی و پیمانی این موضوع را تا امروز که ۱۴ تیر است ناکام گذاشته است. این به عهدهی نمایندگان اتحادیه است که بتوانند با نمایندگان آنان تماس بگیرند و اهرم فشار ویژه خلق کنند. این موضوع در کنار پیوستن خطوط توزیع از کامیونداران تا قطار و کشتیها بسیار کلیدی و تعیین کننده هستند. انتظاراتی که هنوز اتفاق نیافتاده است.