کمپین فعلان بلوچ میگوید با وجود آمارهای رسمی که تعداد فوتیهای استان سیستان و بلوچستان را ۳۰ نفر روزانه اعلام میکنند، اما بنا بر گزارشهای میدانی فعالین بلوچ، این آمارها فقط در شهر زاهدان روزانه تا ۵۰ مرگ گزارش میشود. در این میان تناقض گوییهای مسئولان بهداشت کشور تمامی ندارد. فعالین بلوچ میگویند با توجه به آنکه بخش بزرگی از کفن و دفنها در زاهدان انجام میشود، بر اساس فروش غیر معمول تعداد کفنها توانستهاند متوجه شوند که روزانه ۵۰ نفر بر اثر کرونا در این شهر میمیرند. سیما سادات لاری، سخنگوی وزارت بهداشت، روز گذشته اعلام کرد که بیشترین تعداد موارد مرگ و میر بر اثر کرونا متعلق به سیستان و بلوچستان، یزد و بوشهر هستند. هنوز آمار دقیقی اعلام نمیشود که این سه استان به طور مشخص در چه وضعیتی قرار دارند.
آمار تزریق واکسن در کشور نیز هنوز شفاف نیست. چیزی بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ هزار دز روزانه، اعدادی غیر قابل قبول هستند و عملا واکسیناسیون به عنوان یک عمل اضطراری برای کنترل بحران را از کار میاندازد. از این موضوع بگذریم که درباره عملکرد واکسنهای رایج در ایران، هنوز هیچ نوع مطالعهی تایید شده و دقیق تری وجود ندارد.
پیش از آنکه شما بخواهید دربارهی هر موضوعی کاری انجام بدهید، آن هم در ساختار کلانی به نام کشور، لازم است دادههایی را شفاف اعلام کنید، آنها را عمومی کنید و بپذیرید که بحران وجود دارد. انکار و تقلیل مسائل، آنها را به معضل تبدیل میکند و در مدت کوتاهی با زنجیرهای از بحرانها مواجه خواهید شد. انباشت بحران به پدیدهی نرمال شدن مرگ انسانها و حیوانات و نابودی منابع طبیعی میانجامد.
در فقدان منابع آماری درست و شفاف، همه چیز به حدس و گمان و شایعه میرسد. توانایی برنامهریزی را به صفر میرساند و عملا همه چیز مانند چیزی که در سیستان و بلوچستان و بسیاری نقاط دیگر میبینیم در هالهای از مرگ و استیصال فرو میرود. حقیقتا نمیتوان برای استیصال کنونی و رنج مردم این منطقه از کلمات موجود استفاده کرد. باید بگویم چنین کلمهای هنوز خلق نشده است.