روزنامۀ فلسطینی «القدس العربی» چاپ لندن
به قلم: نوری آل حمزة
۲۱ اوت ۲۰۲۱
ترجمۀ: علی حسین نژاد
شکی نیست که استیلا و کنترل طالبان بر افغانستان با حمایت آشکار ایران صورت گرفت، زیرا تهران بودجۀ مالی طالبان را در سالهای گذشته و همچنین تیپ افغانی فاطمیون را تأمین کرده است. این تیپ متشکل از جنگجویان قوم شیعه هزاره می باشد که ایران از آن در جنگ هایش در سوریه استفاده کرده است.
ایران به طالبان کمک کرد تا افکار عمومی جهان را برای بازگشت این سازمان به قدرت آماده کنند، همانطور که جواد ظریف در سفر خود به هند در ژوئن 2019 گفت که هیچ آینده ای برای افغانستان بدون طالبان وجود ندارد. این دیپلمات ایرانی افزود که با رهبران طالبان در مسکو پایتخت روسیه دیدار کرد. در همان زمان ظریف به همتای هندی خود اطمینان داد که از نفوذ ایران بر روی طالبان برای تسهیل معاملات بازرگانان هندی و حفاظت از اقلیت سیک در افغانستان استفاده خواهد کرد.
تهران درهای خود را به روی طالبان باز کرد و به آنها اجازه داد تا دفاتری سیاسی برای خود در زاهدان، مرکز استان بلوچستان ایران، و همچنین در مشهد و تهران پایتخت کشور تاسیس کنند. به گفته منابع اپوزیسیون ایران، به خانواده رهبران طالبان بیست آپارتمان مسکونی در تهران و بیست آپارتمان در مشهد و همچنین چندین خانۀ مسکونی در شهر زاهدان اختصاص داده شده اند. بدینگونه، بسیاری از رهبران طالبان در تهران و چندین شهر مرزی ایران ساکن شدند. طالبان همچنین کشته شدن قاسم سلیمانی را تسلیت گفته و او را “شهید” خواندند.
در مقابل، می بینیم که این رفتار ایران بر روی خود این کشور بازتاب منفی داشته است؛ زیرا شهروند افغان می بیند که رفتار تهران تفاوت چندانی با رفتار اسلام آباد در افغانستان ندارد، بلکه خطرناکتر از آن است، زیرا نیروهای قدس سپاه پاسداران ایران طی سالهای گذشته سعی کردند آتش جنگ را بین طالبان و هزاره های شیعه شعله ور کنند تا زمینه را برای حضور سپاه پاسداران در لباس تیپ فاطمیون و به بهانه حفاظت از شیعیان هزاره فراهم کند و نیز با این هدف که تیپ فاطمیون را با حمایت از آن قادر سازد که یک دولت کوچک شیعه تشکیل بدهد تا مقدرات سیاست را در افغانستان کنترل کند به همانگونه که در رابطه با حوثی ها در یمن انجام داده است، ولی این طرح ایران در نتیجه عوامل متعددی از جمله تسلط طبیعی اهل سنت و اکثریت بودن آنها در افغانستان شکست خورد.
طالبان شریک مناسب برای ایران
علیرغم درگیریها بین ایران و طالبان در موارد متعدد طی دو دهه گذشته، تهران تصمیم گرفت نقاب از چهرۀ خود در افغانستان برداشته و بدون هیچ ملاحظه ای با طالبان همکاری کند. اگر فهرست اولویت های سیاست خارجی ایران را بخوانیم، می بینیم که تهران سیاست “حفظ رژیم ولی فقیه در قدرت” را به عنوان اولویت اول خود قرار داده است. علاوه بر این، تهران طالبان را شریک مناسبی برای خود می داند که می تواند با تأمین نیازهای اقتصادی این شریک، او را مهار کند و در کنار دیگر کشورهای همسایه افغانستان که بعداً با طالبان همکاری خواهند کرد، یک پل اقتصادی برای این شریک خود باشد. در این مورد ایران سعی می کند از تجربۀ رفتار چین با کرۀ شمالی یا تجربۀ برخورد ترکیه با قبرس شمالی کپی برداری کند؛ یا الگویی را به وجود بیاورد که در انطباق با سیاست هایش از این نیروی سنتی، یعنی جنبش طالبان و از خاک افغانستان برای گسترش فضای امنیتی خود استفاده کند؛ بویژه که روانشناسی و رشد جامعه شناختی اکثر اعضای طالبان تا حد زیادی با اهداف ایران برای امنیتی کردن امور، یعنی ایجاد یک فضای پلیسی در افغانستان در خدمت به منافع طالبان و منافع دولت ولی فقیه در تهران انطباق دارد.
ایران به خوبی می داند که هیچگونه نفوذ ایدئولوژیکی بر طالبان ندارد، در حالیکه پاکستان بر قبایل پشتون تسلط و کنترل ایدئولوژیکی دارد، ولی شکی نیست که ایران از خروج آمریکا از افغانستان بسیار راضی است. همچنین بازگشت طالبان به حاکمیت افغانستان، به تهران برای حل مشکلات آب در رابطه با بازکردن مسیر رودخانه های هریرود و هیرمند که از خاک افغانستان وارد مرزهای ایران می شوند و آب شهرهای جنوب شرقی ایران را تأمین می کنند کمک می کند زیرا ایران در شهرهای شرقی هم مرز خود با افغانستان گرفتار بی آبی است؛ به ویژه پس از آنکه افغان ها “سد کمال خان” را بر روی رودخانه هرمند ساختند و همان موقع اشرف غنی رئیس جمهور فراری گفت: آب در مقابل نفت است و اگر ایران آب می خواهد باید به ما نفت رایگان بدهد.
یک کشور شکننده
اما تهران برای پر کردن خلاء کنترل ایدئولوژیکی خود بر طالبان، به یکی از رهبران اهل تسنن در ایران، مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت در شهر زاهدان جنوب شرقی ایران که منطقه اش دچار بی آبی شدید است، اجازه داد تا به جنبش طالبان افغانستان «پیروزی بزرگش» را تبریک بگوید و اعلام “عفو عمومی” توسط مقامات این جنبش و ایستادنشان در دروازه های کابل و جلوگیری آنان از خونریزی در افغانستان را «شایستۀ تقدیر» توصیف کند.
بنابراین مشخص شد که یکی از دلایل اصلی حمایت ایران از طالبان نیاز ایران به جریان آب در مرزهایش است. دلیل مهم دیگر این است که ایران می خواهد افغانستان را تبدیل به کشوری شکننده تر از دوران اشرف غنی کند، زیرا شکنندگی کشور افغانستان به ایران امکان می دهد که پیشروی و کنترلش بر سرزمین افغانستان را محقق ساخته و طرفداران خودش را در آنجا قادر سازد تا با حضور ترکیه و کشورهای سنّی دیگر در آنجا همزمان با امنیتی کردن امور در این کشور مقابله کنند.
از آنجا که ایران در منطقه هیلمند، به ویژه هیلمند بالا محل زندگی اقوام علیزایی و نورزایی و سایر اقوام حضور دارد، این بدان معناست که بر مجموعه ای از کانال های سد ساخته شده توسط USAID (آژانس آمریکایی توسعۀ بین المللی) در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۷۰ کنترل دارد یعنی کنترل بر رودخانۀ هیرمند که از افغانستان به سمت منطقه سیستان و بلوچستان در ایران سرازیر می شود و آب حدود یک میلیون نفر را تأمین می کند.
مایک مارتین، افسر انگلیسی که در همان منطقه اقامت داشت، در مصاحبه با “فارین پالیسی” تأیید می کند که حمایت ایران از گروه های مسلح در داخل افغانستان از پول تا سلاح و تأمین مسیرهای مواد مخدر را شامل می شود و حداقل در یک دهه گذشته، آب یکی از منافع ملی حیاتی برای دولت ایران بوده است. در حالی که تنش در افغانستان بیش از چهل سال است ادامه دارد، مارتین در مورد خروج آمریکا از افغانستان اظهار می دارد که امنیت ملی یک اولویت بری آمریکا است و نیز ایالات متحده افغانستان را برای تمرکز بر موضوعات دیگر، به ویژه چین ، ترک کرده است. ایالات متحده به این نتیجه رسیده است که دیگر نباید منابع نظامی و مالی به افغانستان اختصاص داده شود زیرا افغانستان دیگر در اولویت ایالات متحده نیست.
مارتین ادامه می دهد که افغانستان به مرکز قدرت برای چندین کشور مختلف تبدیل شده است و در پایان سخنان می گوید که این تنش ها و جنگ ها حداقل در هشت سال آینده ادامه خواهند یافت.
روند حوادث افغانستان در پنج دهه گذشته و وضعیت کشور در این روزها نشان می دهد که این کشور همچنان پهنۀ گستردۀ منازعات باقی خواهد ماند که ممکن است ایران از آن به منافعی امنیتی دست یابد، ولی دستیابی به این منافع در صورت وجود یک دولت ملی منطقی و خردمند در کابل امکان پذیر نیست.