از مرگ کروناییِ نماینده کارگران در قزوین تا ته صف قرار گرفتنِ طبقه کارگر؛ چرا دستور واکسیناسیون کارگران صادر نمی‌شود؟ نسرین هزاره مقدم

متاسفانه ما کارگران همیشه در آخرین اولویت، تهِ صف قرار داریم؛ هر زمان بخواهند امکاناتی توزیع کنند یا خدماتی ارائه دهند، همه گروه‌های اجتماعی قبل از ما قرار می‌گیرند؛ الان هنرمندان و خبرنگاران را واکسن زده‌اند اما نسبت به سلامت کارگرانی که جانانه پای خطوط تولید ایستاده‌اند و مایحتاج روزانه مردم را فراهم می‌کنند، کاملاً بی‌تفاوت هستند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، بیش از ۹۵ درصد کارگران شاغل کشور، قرارداد موقتی و بی‌ثبات کار هستند؛ از میانه‌ی دهه‌ی ۷۰ شمسی، با استیلای قراردادهای موقت، ابتدا قراردادهای یکساله با کارگران بستند و بعد که عرصه را به روی خود کاملاً فراخ دیدند، به قراردادهای سه ماهه، یک ماهه یا حتی قراردادهای سفید امضا روی آوردند؛ بعد از آن، با گسترش مناطق آزاد اقتصادی پروژه‌های مستمر بسیاری خلاف قانون، به پیمانکاران واگذار شد و «کارگر قرارداد موقتِ پیمانکاری»، تبدیل به یک پدیده‌ی بسیار رایج در بازار کار ایران گردید. آمار دقیقی در دست نیست اما اگر به کلونی‌های صنایع مادر از جمله پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌های نفت و گاز و ساختار روابط کار در آن‌ها و همچنین رخنه‌ی پیمانکاران در نهادهای دولتی و عمومی با دقت نگاه کنیم، درمی‌یابیم حدود ۵۰ درصد کارگران امروز ایران، کارگران پیمانکاری یا ارکان ثالث هستند که کاملاً بی‌دفاع و بدون تشکل بوده و دیگر هیچ اختیاری در تعیین روابط و ضوابط شغلی خود ندارند!

حال فرض کنید شما یک کارگر پیمانکاری اورهال یا تعمیرات در یکی از فازهای عسلویه هستید که در گرمای تابستان و در این بحران شدید کرونا، مجبورید هر روز روزی ۱۲ ساعت کار کنید؛ آیا می‌توانید به کارفرما اعتراض کنید که باید پروتکل‌ها رعایت شود و وقتی در پیک پنجم کرونا و بحران دلتا هستیم، کار تعمیرات به حالت تعلیق درآید؟!

نمی‌توانیم بگوییم جانمان در خطر است!

موقتی‌سازی کارگران، تبعات اجتماعی و اقتصادی منفی بسیاری داشته است و اثرات خود را در حوزه‌های مختلف نشان داده؛ اما یکی از نگران کننده‌ترین تبعات آن، بی‌اختیاری در رعایت پروتکل‌های بهداشتی در این بحران شدید کرونای دلتاست. یک کارگر قرارداد موقت شاغل در شهرک صنعتی ساوه در این رابطه به ایلنا می‌گوید: ما نه تشکل کارآمد آن چنانی داریم و نه می‌توانیم مقابل کارفرما بایستیم و بگوییم جانمان در خطر است، پس اول واکسیناسیون بعد کار؛ یا اینکه لااقل سالن‌های تولید را خلوت کنید تا همه کنار هم در یک فضای بسیار تنگ روزی هشت ساعت نایستیم و عامل انتقال بیماری نباشیم!

کارگران درون کارگاه‌ها، قدرت چانه زنی و وزنه تاثیرگذاری چندانی ندارند و نمی‌توانند از کارفرمایان بخواهند که محیط را کم خطر یا بی‌خطر سازد یا برای اجرای پروتکل‌های بهداشتی جدیت به خرج دهد؛ این در حالیست که قدرت چانه زنی جمعی کارگران در سطح اجتماع نیز به شدت «نازل» است تا جایی که دولت اقدام به واکسیناسیون گروه‌ها و طبقات مختلف مردم نموده اما هنوز هیچ خبری از واکسن کرونا برای مهم‌ترین نیروی مولد کشور یعنی کارگران نیست!

فعالان کارگری بارها از رئیس جمهور درخواست کرده‌اند دستوری برای واکسیناسیون کارگران شاغل، صادر نماید اما تا امروز هنوز خبری از چنین دستوری نیست! در عین حال، خبر می‌رسد که کارگران و نمایندگان آن‌ها در معرض خطر جدی هستند تا جاییکه برخی از نمایندگان کارگران در هیات‌های تشخیص و حل اختلافِ وزارت کار در استان‌های مختلف کشور، بر اثر ابتلا به کرونا در بیمارستان‌ها بستری شده‌اند و لااقل یک نفر از آن‌ها در استان قزوین جان خود را از دست داده است.

گزارش نسرین هزاره مقدم(با اختصار)