بانوان آزاده، رحیم قمیشی

امروز عکس‌هایی از تظاهرات بانوان هرات در خبرگزاری‌های جهان منتشر شد که شجاعانه مقابل حاکمیت طالبان به خیابان آمده و تظاهرات می‌کردند، با تابلوهایی در دست‌‌هایشان؛
نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم
تحصیل، کار، امنیت حق مسلم ماست
Human Rights = Women Rights
ناخودآگاه چشم‌هایم خیس شد.
چقدر برایم آشنا بودند، هم شعارهایشان هم چهره‌هایشان.

کدام جریان اجتماعی را می‌توان سراغ گرفت که بدون پشتوانۀ زنان موفق بوده؟
کدام دفاعی بدون همراهی زنان، بدون حمایت آنها امکان‌پذیر شده؟ در شرق یا غرب.
کدام رنج‌های جانسوزی در هر کشوری بوده که چند برابر مردان بر زنان وارد نشده؟
کدام سکوت‌ها بوده که زنان آزاده آن را نشکسته‌اند؟
کدام توسعه‌ای بدون وارد شدن زنان، به تحقق رسیده؟

در اوایل دوران اسارتم روزی نظام عراق تصمیم گرفت ما تازه اسیران را در خیابان‌های بصره بگرداند.
جشن مفصلی گرفته شده بود، مدارس و کل شهر تعطیل شده بودند و همه مردم را برای شادمانی به خیابان آورده بودند.
نمی‌خواهم جزئیات آن روز را بنویسم که روز بسیار سختی شد برای همه‌مان.
هر شش نفر از ما را در ماشینی نظامی و روباز نشانده بودند، با دست‌هایی بسته و دل‌هایی گرفته، و قطاری بزرگ ساخته بودند از ماشین‌ها.

دو سرباز مسلح عراقی در هر ماشین مواظب‌مان بودند، در حالیکه بدن اکثر بچه‌ها پر بود از ترکش و خون.
آن روز گوجه‌های گندیده به طرف‌مان پرتاب شد، سنگ خوردیم، آب دهان رویمان انداخته شد و خنده سربازها جگرمان را سوراخ می‌کرد، و هلهله شادی آن مردانی که آمده بودند و شعارهایی به عربی می‌دادند که ما نمی‌فهمیدیم.

راستش همه آن صحنه‌ها یادم رفت، یعنی سعی کردم فراموششان کنم. اما صحنه‌ای دیدم که هنوز عکسش درون ذهنم کاملا زنده است.
مادری با فرزند کوچکش که دورتر ایستاده بودند.
و دیدم زن با همان لباس‌های سیاه عربی داشت گریه می‌کرد.
چادرش را کشیده بود به روی پسر کوچکی که همراهش بود تا چیزی نبیند.
اما پسرک به زحمت و با ترس، از درز چادر مادرش نگاه‌مان می‌کرد.
ماشین‌ها آنقدر آرام حرکت می‌کردند که چشم‌هایم در چشم‌های آن زن قرار گرفت، و او سرش را پایین انداخت.
انگار خواهرم بود، انگار مرهم زخمم بود، آن زن.

من آن روز با چشم‌های خودم دیدم هر چقدر بلندگوها ترانه‌های شادی پخش کنند، هر چقدر شعار بدهند، هر چقدر تهییج کنند، آخرش دل‌های بانوان چیز دیگری است.
آنها خوب می‌دانند هیچ جنگ و آدمکشی، کسی را پیروز نمی‌کند و هیچ عربده ستمکاری تا ابد نمی‌ماند.
می‌دانند روزهای ظلم دیر نخواهد پایید.
من به نیروی بزرگ بانوان، به نیروی بزرگ مردم ایمان دارم.

امروز هم شک ندارم طالبان افغانستان، طالبان ایران، طالبان جهان، در برابر قدرت مردم آزادیخواه، در برابر قدرت زنان مصمم، هیچ‌اند.
وقتی مادران سرزمینی بزرگ باشند
وقتی بانوان سرزمینی شجاع باشند
آن سرزمین حتما آزاد خواهد شد.

من به این قافله ایمان دارم…