تنی از هموندان یاری کرده اند تا در کلاب هاوس اتاقی برای بررسی مباحث راهبردی در مورد «جنبش اجتماعی- نهادهای مدنی» اختصاص داده شود. با لطف ایشان برنامه کلید خورد و به این منظور بحثی فراهم شد تحت عنوان «موانع تشکیل و اتحاد نهادهای مدنی». بنده امیدوار هستم که در ادامه جلسات با حضور نیروهای میدانی در اتاق، امکان بحثهای چالشی فراهم گردد. که در دو جلسه مستقل از هم به رئوسی از آن پرداخته شد. در زیر نظرات خود و دیگر عزیزان حاضر در جلسه بصورت جمع بندی موجز و تیتروار آورده می شود.
موانع تشکیل و اتحاد نهادهای مدنی رویدادی تاریخی- اجتماعی است و پاسخ به آن رابطه بی واسطه با اندیشه سیاسی، ساختار قدرت، فرهنگ عمومی و مرحله تاریخی جامعه ایران دارد.
در مرحله تاریخی کنونی (گذار از حاکمیت جمهوری اسلامی) میان رهیافت سیاسی یا فرهنگی در اعتلای نهادهای مدنی ناسازگاری وجود دارد.
از دیگر علل ناهمگونی میان نیروهای پیشرو (سیاسی و میدانی)؛ کار ویژه نهادهای مدنی و اهداف احتمالی آنان در دوره گذار چه می تواند باشد؟
چه تفاوتی میان نهادهای مدنی در رژیم های تمامیت خواه از رژیم های دموکراتیک وجود دارد؟
چگونه اعتماد سازی میان نیروهای میدانی با سیاسی شکل می گیرد؟ آیا تعامل فکری و میدانی میان مبارزات نهادهای مدنی و سیاسی می تواند عامل همگرایی و اتحاد فراگیر گردد؟
چگونه تحقق مطالبات اجتماعی در دوره گذار از حاکمیت جمهوری اسلامی ممکن است؟
هم آوازی نیروهای پیشرو در؛ دفاع از گفتمان نهادسازی در رژیم تمامیت خواه (حکومت جمهوری اسلامی)، تبلیغ و آموزش کار مدنی و مدیریت تاسیس نهادهای مدنی در ایران می تواند از وظایف نیروهای سیاسی و میدانی تواما باشد.
بالندگی نهادهای مدنی به عللی بسته است؛ به میزان درجه اعتلای فرهنگی- اجتماعی، استقلال مالی از قدرت سیاسی، انتخاب آزادانه شهروندان، عاملیت در سپهر عمومی و تلاش در همگرایی با دیگر نهادهای اجتماعی.
عاملیت نهادهای مدنی در نزاع با قدرت مستقر به انواع خودآگاهی بسته است که عبارتند از؛ خودآگاهی فرهنگی، طبقاتی، صنفی، سیاسی که پیوست آن به دگرسازی موانع ساختاری و تاریخی نهادهای مدنی ختم می شود.
آیا نهاد مستقل یک ضرورت است؟ کار ویژه نهادهای مدنی در فرایند تحقق مطالبات محوری نیروهای اجتماعی (صنفی، فرهنگی، مدنی و اجتماعی) چیست؟
از جمله موانع درونی و بیرونی نهادهای مدنی عبارتند از؛ توانمندی یا عدم توانمندی فکری و تشکیلاتی، میزان صلاحیتها در آفریدن همگرایی میان نیروها و تشکلات، خلاف ورزی گفتمانی میان اشکال نهادهای مدنی، نقش جنسیت و گروه بندیهای سنی، پراکندگی تشکل ها، رهبری پدرسالار.
آیا اساسا نهادهای مستقل مدنی کاربری سیاسی دارند؟ چگونه مختصات و بزنگاه سیاسی یک نهاد مدنی (زمان- مکان) تشخیص داده می شود؟
نهاد مستقل یعنی چه و در فرایند تحقق مطالبه محوری نیروهای اجتماعی (صنفی،فرهنگی، مدنی و اجتماعی) چه نقشی دارد؟