ماندگاری هر حکومتی به علل بیشمار بسته است که از مهمترین برهان بقای حکومت جمهوری اسلامی؛ همبستگی دین یا «امر قدسی» با حکومت است که در پیوند براهین عقلی قابل توضیح می باشد. تجربه چنین حکومتی در تاریخ ایران بیشمار است.
تاریخ سرزمینی ایران کم ندیده که حکومت ها برای ماندگاری خود با تکیه بر دین به توضیح مناسبات اجتماعی، مشروعیت قدرت مستقر و رابطه خود با طبقات اجتماعی می پرداختند. اما حکومت جمهوری اسلامی پس از حکومت صفویه که اساس آن استوار بر دین بود، از بدیع ترین حکومت ها در دوران جدید تاریخ بشر است که با تکیه بر نهاد دین قصد دارد بقاء و ماندگاری خود را توجیه کند. البته اهمیت ماندگاری حکومت با تکیه بر اندیشه دینی موضوع اصلی بحث این نوشته نمی باشد، چنانکه حکومتهای دین پایه در پیرامون کشور ایران و خاورمیانه بیشمارند. از جمله بنیاد دولت اسرائیل بر چنین بنایی استوار است که از قضا از دولتهای کثرت گرا، دموکراتیک و پیشرو در مفهوم دولت- ملت به شمار می آید.
با این حال چنانچه اندیشه دینی قصد داشته باشد تا گفتمان مدرن در حوزه آزادیهای فردی و دموکراسی یا آزادی های اجتماعی، اتنیکی، فرهنگی، دینی و سیاسی را بپذیرد، همواره باید به عناصر تجربه بشری به مثابه بنیاد تحولات دینی و فهم مخاطبین خود در رابطه دو اقنون «دینی با شرایط تاریخی» توجه کند و تغییرات را نهادینه نماید تا هم سازگاری امر قدسی با امر اجتماعی با اولویتهای انسان محور، مناسب گردد. و برای طی این فرایند تاسیس نهادهای مردمی، تعامل با مراکز آکادمیک و اتاق فکر در جامعه، و هم توجه به تجربه بشری می تواند از دیگر علل روی آوری به چنین گفتمان سازی باشد که چنین تحولی به معنی تغییر حکومت اسلامی خواهد بود. با اینحال آنچه که عجیب می نماید، جمهوری اسلامی پس از ده ها سال که نشان می دهد، به امر قدسی بیش از تجربه بشر، تعامل با جامعه مدنی، هم رایی با کشورهای پیرامونی و جهان مدرن و تجربه بشری توجه می کند، همچنان بر مسیر سنگلاخ «استبداد دینی» می راند و برای خود خیالات می بافد!
اشارتا به خبری می پردازم که در سایت روزنامه انتخاب، در رابطه با ابراهیم رئیسی (امروز ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۱) بروی آنتن خبری آمد! ایشان در مراسمی که به تجلیل از «پیشکسوتان دفاع مقدس در باغ موزه دفاع مقدس» برگزار شد، می پردازد و از «حکومت اسلامی و چرایی قداست این نوع حکومت» پرده بر می دارد . که اینجانب قصد دارد تا در متن حاضر از رابطه «امر قدسی با حکومت» اشاراتی به عاملیت نیروهای گذارمحور داشته باشد. و طبعا این مضامین تحلیلی به هیچ وجه به معنی پایان مبحث «امرقدسی» نخواهد بود زیرا حکومت جمهوری اسلامی در سر دارد تا نیت خود را از حکومت اسلامی در دولت رئیسی نهادینه نماید! چکیده نظر رئیسی در این مورد چنین است که:
«… ابراهیم رئیسی این سوال را طرح می کند که؛ چه چیزی باعث تقدس نظام، دفاع و بسیج ماست؟ رئیسی با اشاره به قدسیت نظام جمهوری اسلامی اظهار کرد: نظام ما به دلیل مبتنی بودن بر دین و آموزههای دینی، کتاب و سنت، قدسی است و این رمز قدسیت نظام ما است. نظام اسلامی که میخواهد تمام ارتباطاتش براساس دین و آموزههای دینی تنظیم شود نظام مقدس میشود. دوم اینکه در راس نظام ما حاکمیتی است که نیابت از حجت خدا ولی عصر دارد. امر، دستور و نظر او امروز برای ما حجت است. قدسیت حاکمیت برای آن است که این جانشینی از طرف حجت خدا به نظام قدسیت میبخشد طوری که امروز نیروهای مسلح ما مفتخر هستند تحت فرمان فرماندهی کل قوا خدمت و امر او را اطاعت میکنند و با این کار وظیفه و تکلیف خود را انجام دادهاند. امروز افتخار همه ما این است که تحت نظر ولی فقیه جامعالشرایطی هستیم که جانشینی وجود مولا ولی عصر(عج) را دارد.
نظام ما قدسی است زیرا مبتنی بر دین و آموزه های دین، کتاب و سنت است. در نظام ما هیچ قانون و مقرراتی نمی تواند تصویب و اجرا شود مگر اینکه بر اساس قواعد و قوانین شرع باشد، و هر حکمی بر خلاف موازین شرع باشد از درجه اعتبار ساقط است.
…قوانین باید منطبق شرع و موازین شرع باشد، علاوه بر این قدسیت در عمل هم میخواهیم یعنی هم حسن فعلی و هم حسن فاعلی میخواهیم. یعنی اگر نمایندهای، کارگزاری، فرماندهی، استانداری و فرمانداری در جایی که خدمت میکند علاوه بر حسن فعلی، حسن فاعلی هم میخواهد. یک اخلاص هم میخواهد تا به کار قیمت دهد. همه سلسله مراتب کار قدسی باشد اما در عمل با قدسیت حرکت نکند عمل او قیمتی که باید را ندارد. علاوه بر همه ساز و کاری که وجود دارد، عامل عمل هم باید در اخلاص برای قدوس کار کند تا قدسیت داشته باشد…»
موارد مطرح شده بخشی از کوه یخ مبانی فکری اسلام سیاسی شیعه است که در هیکل ابراهیم رئیسی در نهاد ریاست جمهوری مورد خوانش قرار گرفته است!
طرح گفته ها به نیت توضیح یا تفسیر نیست بلکه به گمان ما باید در نظر گرفت که جمهوری اسلامی برای عبور از ابرچالش های کنونی جامعه ایران و پرشمار مشکلات مردم هیچ قصدی برای تغییر گفتمان مذهبی- حکومتی خود ندارد. ناکسی را به نام فضیلت به خورد گوینده می دهد. آخوند جماعت کم آورده و میدان را گل آلود می سازد، چنانچه که تلاش می کند از «آب گل آلودی که درست کرده» بیشمار ماهی بگیرد! گویی تمامی مخالفین جمهوری اسلامی که هم اینک و نگونبخت در یک ناسازواری قرار دارند «برسر کاری هستند» تا جمهوری اسلامی بتواند به عبور از مرحله کنونی برای دستیابی به آنچه او «حکومت اسلامی» می نامد، به سلامت عبور کند! بوی کباب می آید، غافل که خر داغ می کنند!
به گمان ما از راهبردهای عبور از جمهوری اسلامی که در شرایط کنونی می تواند مورد تاکید و کنش قرار داد، مبارزه فکری با حکومت دینی و اعتلا بخشیدن به بدیل آن یعنی «سکولار دموکراسی» است.
الان موقعی است که می توان به نظام جمهوری اسلامی حالی کرد که تا می توانی در صحرای توهمات خود سیر کن! اما عاملیت نیروهای گذار محور با تمامی محدودیتهایی که در بستر کنش جمعی و حوزه عمومی می تواند باشد، قصد دارد تا به مصاف دیو استبداد دینی رود و بنیادهای آن را به زیر کشد.
در مرحله کنونی که ریزش نیروهای وفادار حاکمیت تبدیل به تقابل می شود، جای دارد تا در میان الیت و نیروهای میدانی چنان کنشی نهادینه گردد تا حوزه فکر و اندیشیدن در عبور بیش از پیش معنادار گردد و جمهوری اسلامی به افتادن و با درگیری روزمره و مصاف با جامعه جنبشی هر چه تمامتر ضعیف و دگرگون گردد.
چنین باد