نقش استبداد حکومتی و اجتماعی در تضعیف نهاد های مدنی! ابوالفضل محققی

جامعه مدنی ایران چه بصورت نهادی صنفی در قالب اصناف و چه نهادی سیاسی در سیمای احزاب و سازمان های سیاسی تا چه میزان توانسته اند  در این چهل سال به  هویتی مستقل دست یابند که قادر شوند در مقابل حکومت قد علم کنند و در مبارزه اجتماعی خود نقشی تاثیر گذار بر توده بی هویت حل شده در چرخه استبداد تاریخی و استبداد مذهبی و سلطانی امروز ایفا نمایند؟

متاسفانه نهادهای مدنی ایران بدلیل استبدادی سنگین که ریشه در عوامل تاریخی، جغرافیائی، مذهبی و عدم تداوم یک دولت پایدار قانون مند وبا ثبات که امکان ایجاد یک فضای آزاد و دموکراتیک که رشد جامعه مدنی را فراهم سازد نمی دهد!قادر به شکل گیری و ایفای نقشی تاثیر گذار نبوده و همیشه هر حرکت او در جهت  سیاست ورزی، تشکل یابی و اعتراضی ولو محدود بشدید ترین وجه سرکوب شده و در نطفه خفه گردیده است.

عدم شکل گیری این نهاد های مدنی که بتوانند نقشی روشن گر و اعتماد بر انگیز در جامعه ایفا نمایند یکی از عوامل کمک کننده به تداوم استبداد و دلیر گردیدن حاکمان مستبد در تحدید آزادی های اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی است .

بخصوص زمانی که این چرخه سرکوب با حمایت توده بی سر حل شده در اقتدار حکومت که تامین کننده نان و آب و تغذیه کننده ذهن بسته مذهبی، تسلیم پذیر، ویران گر و فاقد تفکر مستقل این توده بر آمده از اعماق است عجین می شود و در شکلی پوپولیستی میدان داری می کند ! بزرگترین لطمه را بر پیکر این نهاد های هنوز در نطفه و کم توان وارد می سازد!

از این روست که ما فاقد نهاد های صنفی و سیاسی استخوان دار متکی به آحاد جامعه که بتوانند نقشی تعین کننده در به میدان کشانیدن مردم و هدایت مبارزات آزادی خواهانه آن ها داشته باشد هستیم.

نهاد های مدنی و بتبع آن جامعه مدنی ایران هرگز قادر به خارج شدن از چرخه منجلابی که عناصر تشکیل دهنده آن رسوبات عمیق بجا مانده از یک تاریخ طولانی استبداد در اشکال مختلف از استبداد مذهبی،سنت های ارتجاعی،استبداد شرقی استبداد فئودالی، قومی، اقتصادی ،مردسالارانه حاکم بر خانواده و… می باشد رها نگردیده است.

عدم حضور بخش عظیم جامعه یعنی زنان! و ترس از تهدید خارجی که همیشه مانند شمشیر دموکلس بر بالای سر جامعه سنگینی میکند!این ابتر بودن نهاد های مدتی را تشدید می نماید.

متاسفانه در بسیاری از موارد همین نهاد های کم بنیه مدنی خود آلوده به جنبه هائی از این عقب ماندگی ،تنگ نظری،خود بزرگ بینی،استبداد پنهان در ذهن تاریخی که نمود خود را در منیت های فردی و سکت گروهی نشان میدهد مبتلا هستند که بر مزمن بودن این مریضی می افزاید.

“منیت های فردی مخرب را با هویت و شخصیت مستقل فردی اشتباه نگیریم !”

در کنار این نارسائی ها ترس شرطی شده از تکرار آن چه که بارها در تاریخ این سرزمین  بصورت شورش،کودتا ،انقلاب و سرنگون شدن حکومت هاو دچار هرج و مرج شدن ناشی از خلع قدرت در جامعه که با بی قانونی مطلق و میدان داری اراذل و اوباش آزاد شده از بند! با لعنت مردم بر هر چه انقلاب و جستجوی برای یافتن فردی کاریزماتیک و مستبد که قادر به جمع و جور کردن اوضاع باشد همراه شده و به حمایت از دیکتاتور جدید منجر شده است ! نیز مانع از شکل گیری و تبارز یک سیمای قدرتمند تاثیر گذار نهاد های مدنی که در ذهن عامه بعنوان یکی از مسببین این در هم ریختگی قلمداد می شود گردیده است.

در سایه همین ترس خوردگی ناشی از انگ خوردن، عدم قدرت،عدم تکیه بیک بدنه اجتماعی قوی، که مقهور سیل عظیم جمعیت گردیده عدم اتکا و باور بخود، نداشتن نقش اجتماعی و سیاسی در جامعه است ! که در بدنه این نهاد های مدنی دلسردی ایجاد می کند و مانع ایفای نقشی مستقل و سازنده در مصاف با حکومت می گردد.

فضائی که به رهبران تشنه قدرت،  به فرصت طلبان عافیت طلب که عافیت طلبی و مصلحت اندیشی خود را زیر عنوان دور اندیشی توجیه میکنند این فرصت را می دهد که سیاست خزیدن بزیر سایه بوم را تحت عنوان خردمندی مبتنی بر مصالح عمومی مردم در این بدنه بی باور به قدرت خود به پیش ببرند.

در بیشتر مواقع حداقل تا زمانی که مستبد تازه در جایگاه خود تثبیت نگردیده رهبران فرصت طلب این جریان های مدنی تضعیف شده و سر خورده  چه در شکل صنفی و چه سیاسی در لباس عاریه ای انقلابی  بدنبال سیر حوادث و مستبد جدید می دوند و حکم خویش در دفاع از حکومت جدید را بر زیر مجموعه خود جاری می کنند.  تنها زمانی که تیغه شمشیر مستبد تازه قدرت گرفته و تثبیت شده دل روده آن ها را بیرون می ریزد به اکراه دست از این بازی کشیده واین بار داو خود در دایره بازی بازیگران دیگر حکومتی می گذارند.

ضعف بنیه این نهاد ها و کاراکتر نه چندان متفاوت رهبران آن ها که اگر در قدرت بنشینند خود به مستبدی از نوع دیگر بدل می گردند.اگر در گوشه قرار گیرند به متملقی حسابگر بدل می شوند.عاملی جدی در شکل نگرفتن نهاد های مدنی است . نگاه کنیم به عمل کرد اکثریت جریان های سیاسی در ادوار مختلف بخصوص دوران خمینی و تداوم این بازی در شکل امروز که از حمایت خمینی تا اصلاح طلبان و اعتدال طلبان حکومتی نمود یافته است.نمودی ناشی از ضعف فردی ، باور بخود، عدم استقلال و فردیت سازنده گروهی  این نهاد های مدنی!

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»