هنوز رخت سیاه در گرامیداشت دومین سالگرد سرکوب خونین اعتراضهای آبان از تن در نیاورده، با ورود به آذرماه باید به سوگ قربانیان آزادهی آذرماه نشست. در صدر آنان، و در نخستین روز آذر، باید از کاردآجینشدن فروهرها گفت.
۲۳ سال پیش در چنین روزی، اول آذر۱۳۷۷ داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران، در ۷۰ سالگی و با وجود جسمی رنجور از بیماری سنگین و درازمدت، هدف ضربات متعدد دشنهی ماموران وزارت اطلاعات قرار گرفت و قربانی آزادی و دموکراسی شد؛ همچنانکه همسرش، پروانه اسکندری، از کنشگران دیرپای حزب ملت، بیش از ۶۰ سال نداشت و با ۲۴ ضربه کارد جلادان، شهید وطن شد.
فروهرها، تنها قربانیان قتلهای سیاسی و زنجیرهای پاییز ۱۳۷۷ نبودند. سه روز پیش از ترور این دو همراه برجسته نهضت ملی ایران، مجید شریف، نویسنده، مترجم و از نخستین تدوینکنندگان آثار دکتر علی شریعتی، ربوده شد و به قتل رسید.
دکتر شریف در سال ۱۳۷۴ پس از ۱۲ سال مهاجرت و دوری از وطن، به ایران بازگشته بود؛ اما قلم و اندیشهاش تحمل نشد و پیکر بیجانش چهارم آذر کشف شد.
درست در همان روزی که یک دهه پیشتر، دکتر کاظم سامی، رهبر جاما و از کنشگران دیرپای ملی، در مطباش کاردآجین و ترور شده بود: چهارم آذر ۱۳۶۷.
آذر ۷۷ با ترور محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، دو نویسنده و مترجم برجستهی کشور و از اعضای کانون نویسندگان ایران، خونینتر شد. مختاری در هنگام قتل ۵۶ ساله بود، و پوینده ۴۴ سال بیشتر نداشت.
یاران «ضحاک» اما «مغز» نخبگان وطن را هدف گرفته بودند و ترورهای سیاسی پاییز۷۷ تنها گوشهای از آذر سرخفام تاریخ ایران بود.
جانباختگان آزادی و حقگویی پرشمارند؛آنچنانکه در ۱۰ آذر ۱۳۱۶ سیدحسن مدرس به قتل رسید، و در ۱۶ آذر ۱۳۳۳ سه دانشجوی دانشگاه تهران (مصطفی بزرگنیا، احمد قندچی و آذر شریعت رضوی) هدف گلوله قرار گرفتند و جان باختند.
آزادگانی که نام جملگیشان نهتنها با آذرماه، که با کوششهای دیرپا برای دموکراسی و آزادی ایران پیوند خورده است. آنان نه تنها با چگونه زیستنشان، راه نشان دادند، که با جانباختنشان از ابعاد استبداد پرده برگرفتند، و از ضرورت ستیز با ستم گفتند.