زمان آن فرا رسیده که نظامیان شریف، از زنان ایران بیاموزند که در برابر دستور ناعادلانه بدفرمانی کنی تا روزی دلیرانه بتوانی نافرمانی کنی! عمار ملکی

زنان ایران از بدفرمانی شروع کردند و به نافرمانی رسیدند. بدفرمانی مدنی یعنی اجرای بد یک قانون ناعادلانه؛ بدحجابی سالها مصداق این شکل اعتراض بود؛ اعتراضی که اگرچه موجب تغییر قانون ناعادلانه نمیشود اما موجب استحاله آن میشود. برای شکست قانون ناعادلانه، باید نهایتا نافرمانی کرد!

برای کسانیکه به هر دلیلی (هزینه بالای سرکوب یا محافظه کاری) نمیتوانند نافرمانی کنند، بدفرمانی حداقل شکل اعتراض است. سربازان و ماموران انتظامی اگر نمیتوانند دربرابر دستور سرکوب معترضان نافرمانی کنند، وظیفه اخلاقی و وجدانی آنهاست که بدفرمانی کنند؛ یعنی دستور را بد اجرا کنند!

بدفرمانی شرافتمندانه ماموران یعنی اگرچه سرباز به مافوق خود نشان میدهد که معترضان را میزند، اما سعی میکند آنها را به سمت راه گریز بکشاند؛ باتوم را ظاهرا بر بدن معترضان فرود می‌آورد اما بدانگونه که در پشت صحنه فیلمها انجام میشود و نه ضربه‌ای با تمام توان و از سر خوش‌فرمانی!

معترضان میفهمند که کدام مامور خوش‌فرمانی و کدام‌یک بدفرمانی میکند؛ مردم این تفاوت را درک میکنند و متوجه همدلی ماموران بدفرمان با معترضان میشوند. سربازی که دربرابر دستور سرکوب، خوش‌فرمانی میکند، باید هزینه #دفاع_مشروع مردم را هم بپذیرد و بداند روزی برای اعمالش محاکمه میشود.
با وجود امکان بدفرمانی برای سربازان و ماموران، خوش‌فرمانی آنها در برابر دستور سرکوب، با توجیه «مامور بودم و معذور» پذیرفته نخواهد بود. زمان آن فرا رسیده که نظامیان شریف، از زنان ایران بیاموزند که در برابر دستور ناعادلانه باید بدفرمانی کنی تا روزی دلیرانه بتوانی نافرمانی کنی!
رشته توئیت های نویسنده