این تضادها چندی است بنا بر عملکرد خود نظام بطور عینی در یک راستا عمل میکنند. در واقع رسانه های وابسته به حاکمیت که این روزها « جنبش مردم اصفهان را در راستای جبهه امریکا برای شکست دادن نظام در مذاکرات پیش رو » تبلیغ میکنند، چندان بی ربط نمی گویند . . در این حرفشان امروز حقیقتی نهفته است، حقیقتی که برخلاف ادوار دور دیگر منبعی برای بهره برداری نظام عمل نمی کند، بلکه عملکردی کاملا وارونه پیدا کرده است. بنابراین از چنین تبلیغاتی دیگر کمتر کسی واهمه دارد. عصر این نوع پروپاگاند ضد امریکایی بدوی مدتهاست پایان یافته است. جنبش مردم و آگاهی سیاسی آنها دیگر از این خرافات منگ کننده عبور کرده است. اما طنز تاریخ تماشایی است که جمهوری اسلامی آنچه را که بعنوان اتهام و پروپاگاند به مخالفان نسبت می داد، با عملکرد خود به یک واقعیت عینی تبدیل کرده است. اکنون بحران در دو جبهه بزرگ بنا به ماهیت سیاست خود نظام بر سر ان خراب شده و از دو سو ان را زیر فشار خرد کننده قرار داده است. رژیم به دورانی وارد شده است که باید تاوان سیاست های پیشین اش را بپردازد. اکنون دیگر این بخشهایی از مخالفان روشن بین نظام نیستند که میگفتند، دشمن. اصلی مردم همین جا در خانه است، نه آن سوی مرزها. این شعار حرف اکثر مردم است. ریسک بزرگ حکومت درست در همین عقب ماندگی او و عدم درک تغییر ماهیت این معادله است.