تغییر معادله، مرتضی ملک

دیری است ایران ملتهب و متلاطم است. آتشفشان نارضایتی‌ها هر روز با شدتی بیشتر از نقطه ای از کشور زبانه می کشد و انبوه اعتراضات همچون مواد گداخته در دل شهرها و خیابانها جاری می شود. مارش قیام علیه نظام که از سال نود و شش فاز تازه ای را آغاز کرد با روندی قانونمند، در مسیری تکاملی هفته پیش به شهر استراتژیک اصفهان رسید ؛ همان شهری که زمانی به مهمترین پایگاه نظام اسلامی شهره بود. صدای پای این مارش عظیم امروز از همه جای ایران و نیز از محکمترین پایگاههای حاکمیت بگوش میرسد. از سیستان تا کردستان ،از خوزستان تا اصفهان. تردیدی نیست که تا وقتی ریشه ها و محرکهای مولد این نارضایتی‌ها در کارند، با قطعیت میتوان پیش بینی کرد انباشت مبارزات مردم همچون جبهه ای بزرگ در سطح ملی به رویارویی قطعی با نظام پیش خواهد رفت. این قانون آهنین انباشت تضادهاست که تاریخ تقریر کرده است. سوال عمده اکنون این است: حاکمیت در کجای درک این قانون عینی قرار دارد.
همه شواهد عینی و مهمتر از همه عملکرد حاکمیت نشان می‌دهد نظام از درک ابعاد و عمق سونامی که در راه است، فاصله بسیار دارد. نظام کماکان سرگرم جنگ در جبهه ای است که می پندارند جبهه اصلی است و سرنوشت قطعی ان در آنجا رقم خواهد خورد. جمهوری اسلامی سرگرم جدال در جبهه خارجی با توهم عقب راندن آمریکا و بدست آوردن امتیاز کلان استراتژیک است. گمان نظام این است که با کسب یک موفقیت استراتژیک در این جبهه ، تمام دیگر مشکلات، از جمله جبهه داخلی را تحت تاثیر قرار خواهد داد و افسار بحرانها را محکم در چنگ خواهد گرفت.
جمهوری اسلامی از نارضایتی‌های مردمی بی اطلاع نیست. از نظر نظام اعتراضات داخلی کیفیتی بیشتر از یک جبهه اعتراض بر سر معیشت ندارد و بنا براین می تواند با یک استراتژی مرکب از سرکوب و کنترل و باز توزیع منابع و مانورهای تاکتیکی از پیشر وی ان جلو گیری کند و روز محشر را تا پیروزی در جبهه اصلی عقب بیاندازد. این سیاست اما سیاستی است با بالاترین ریسک ممکن. زیرا اولا در دورنمای موجود هیچ موفقیت و کسب امتیاز کلان در جبهه خارجی قابل تصور نیست و ثانیا، رابطه میان این دو بحران بزرگ رو یا روی نظام ، کیفیت تازه ای پیدا شده است. و امکان بازی میان این دو عرصه مثل سابق ممکن نیست. اگر لااقل، تا پیش از سال نود و شش انکشاف اعتراضات مردم زیر فشار کشمکش در جبهه خارجی و در سایه باورها و پروپاگاند «سیاست ملی»، یا «حق مسلم هسته ای» یا تحریم اقتصادی منکوب می شد، و تضادهای درونی تحت تاثیر بحران خارجی تخفیف می یافت و استقلال مبارزات مردم یا گروگان بحران خارجی بود یا اختلافات درون سیستمی، از آن مقطع ، آگاهی عمومی به چنان بلوغی رسیده که خود را از بند این وابستگی نجات داده است. این استقلال و تغییر معادله خود را با شعار دشمن ما همین جاست دروغ می کند امریکا ست نشان داد.

این تضادها چندی است بنا بر عملکرد خود نظام بطور عینی در یک راستا عمل می‌کنند. در واقع رسانه های وابسته به حاکمیت که این روزها « جنبش مردم اصفهان را در راستای جبهه امریکا برای شکست دادن نظام در مذاکرات پیش رو » تبلیغ می‌کنند، چندان بی ربط نمی گویند . . در این حرفشان امروز حقیقتی نهفته است، حقیقتی که برخلاف ادوار دور دیگر منبعی برای بهره برداری نظام عمل نمی کند، بلکه عملکردی کاملا وارونه پیدا کرده است. بنابراین از چنین تبلیغاتی دیگر کمتر کسی واهمه دارد. عصر این نوع پروپاگاند ضد امریکایی بدوی مدتهاست پایان یافته است. جنبش مردم و آگاهی سیاسی آنها دیگر از این خرافات منگ کننده عبور کرده است. اما طنز تاریخ تماشایی است که جمهوری اسلامی آنچه را که بعنوان اتهام و پروپاگاند به مخالفان نسبت می داد، با عملکرد خود به یک واقعیت عینی تبدیل کرده است. اکنون بحران در دو جبهه بزرگ بنا به ماهیت سیاست خود نظام بر سر ان خراب شده و از دو سو ان را زیر فشار خرد کننده قرار داده است. رژیم به دورانی وارد شده است که باید تاوان سیاست های پیشین اش را بپردازد. اکنون دیگر این بخشهایی از مخالفان روشن بین نظام نیستند که می‌گفتند، دشمن. اصلی مردم همین جا در خانه است، نه آن سوی مرزها. این شعار حرف اکثر مردم است.‌ ریسک بزرگ حکومت درست در همین عقب ماندگی او و عدم درک تغییر ماهیت این معادله است.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»