ابرقدرتی با سخنرانی و ادعای سیاستمداران و نظامیان حاصل نمیشود. در جهان امروز علاوه بر وسعت و جمعیت [که از قدیمالایام عامل قدرت بهشمار میرفت] عوامل مهمتر دیگری وجود دارد که باعث قرار گرفتن یک کشور در جایگاه ابرقدرتی میشود. «اقتصاد»، «سیاست»، «قدرت نظامی»، «مشروعیت داخلی»، «توسعهٔ پایدار»، «قدرت رسانهای» و «فرهنگ» شاخصهای مهم امروز برای ادعای ابرقدرتی هستند و طبیعتاً کشوری که در آن این شاخصها رتبهٔ بالایی نداشته باشد، ادعای ابرقدرتیاش، ادعایی بیبنیاد است.
۱- قدرت اقتصادی:
قدرت اقتصاد اصلیترین شاخص ابرقدرتی و توان یک کشور بهشمار می رود. در جهان امروز اقتصاد به کشورها تشخُّص بینالمللی میدهد و قدرت چانهزنی و ورود آنها در ائتلافهای منطقهای و بینالمللی را فراهم میسازد. کشوری که دارای اقتصاد قدرتمند است را به راحتی نمیتوان از معادلات بینالمللی حذف کرد.
۲- قدرت نظامی:
در بررسی قدرت نظامی عوامل «سخت افزاری» مانند تعداد کلاهکهای هستهای، موشکهای بالستیک، ناو و ناوچه، جتهای جنگی، تانک، کیفیت تجهیزات، تعداد نظامیان و… مورد توجه قرار میگیرد. شاخص دیگر در مقایسهٔ نظامی بودجهٔ دفاعی و نظامی یک کشور است.
۳- قدرت سیاسی و دیپلماتیک:
در بررسی این شاخص به عواملی مانند میزان شناخت جهانی از حاکمان کشورها، قدرت تاثیرگذاری بر تصمیمگیران سیاسی سایر کشورها، توجهات جهانی به انتخابات و حاکمان یک کشور، کمکهای اقتصادی و نظامی به کشورهای کوچک و در کل قدرت دیپلماتیک یک کشور مورد توجه قرار میگیرد.
۴- قدرت رسانهای:
در جهان امروز حاکم «رسانه» است و قدرت در دست کسی است که کنترل رسانهها و شبکههای اجتماعی را در اختیار دارد. امروزه کشورهایی که مالک شبکههای اجتماعی مانند توییتر، فیس بوک، اینستاگرام، واتسآپ، تلگرام و همچنین شبکههای ماهوارهای، خبری و خبرگزاریهای برجسته هستند، صاحبان واقعی قدرت بهشمار میروند.
۵- قدرت فرهنگی:
قدرت فرهنگی یعنی اینکه مردم کشورهای جهان تلاش دارند «زبان» کدام کشور را یاد بگیرند. دوست دارند پاسپورت کدام کشور را داشته باشند و در کجا زندگی کنند. به موسیقی و سینمای کدام کشور علاقهمندند. از سبک زندگی کدام کشور پیروی میکنند، در پوشش و مد و آرایش ظاهری و… از کدام کشور تقلید میکنند و مواردی از این قبیل.
۶- اعتماد عمومی و مشروعیت نظام سیاسی حاکم:
میزان مشروعیت داخلی یک نظام سیاسی در میان شهروندان و اتباع از مولفههای اصلی قدرت در جهان امروز است. مواردی مانند نوع نظام سیاسی، میزان مشارکت مردم در انتخابات (در صورت برگزاری انتخابات)، درصد اعتماد مردم به حاکمان و مواردی از این قبیل از شاخصهای اعتماد عمومی و مشروعیت نظام سیاسی است.
۷- توسعهٔ پایدار:
در جهان امروز در کنار توزیع متوازن امکانات سختافزاری مانند راهآهن و قطار و مترو و هواپیما و آسفالتکشی بینشهری و امثالهم، موارد مهمتری مانند متوسط طول عمر، رضایت از زندگی، دسترسی به اینترنت، درآمد سرانه ملی، جایگاه زنان، آلودگی هوا و حفاظت از محیط زیست، دسترسی به بهداشت و آموزش و… از منابع قدرت محسوب میشود.
در کنار این عوامل شاخصهای دیگری مانند میزان صادرات، توسعهٔ صنعتی، ژئوپولتیک، دسترسی به منابع انرژی و مواردی از این قبیل نیز از سایر شاخصهای قدرت یک کشور بهشمار میرود و کشوری که ادعای قدرتمندی و ابرقدرتی دارد باید در تمام شاخصهای اشارهشده موقعیت برتری در جهان داشته باشد.