شانزدهم آذر بر تمام دانشجویانی که در اندیشه اعتلای ایران و ایرانی هستند مبارک باد. روز به خاک و خون کشیده شدن بزرگ نیا، قندچی و شریعت رضوی را حاملان استبداد امروزی با گفتمان مبتذل ضد غربی خود میخواهند به انحراف بکشانند. جانفشانی آن سه آذر اهورایی در گفتمان مسلطش علیه کودتایی بود که در واشنگتن و لندن طراحی شد و توسط مثلث شوم روحانیت مرتجع، استبداد شاهنشاهی و اوباش- لومپنهای بسیج شده اجرا شد. حاکمیت مستبد میخواهد با پررنگ کردن وجهه ضد استعماری اش از بُعد ضد استبدادی اش بکاهد، پس لشکر سایبری خود را بسیج میکند سالگرد کشته شدن آن سه جوان دانشگاه را روز ضد آمریکایی بنامد. طبیعی است آن سه جاودان جنبش دانشجویی از کودتای ننگین سی و دو و دخالت نابخشودنی آمریکا در سرنگونی دولت سکولار-ملی دموکرات مصدق خشمگین بودند اما خشم اصلی نثار مجریان کودتا بود که تمام رذالتهای تاریخ معاصر ایران را در خود جمع کردند: اتحاد سلطنت مطلقه، روحانیت مرتجع و اوباش آماده خدمت به استبداد.
به همان نسبت که روز سیاه کودتا به عنوانرستاخیز ملی محو شد، روز ننگین نه دی در سرکوب جنبش سبز هم فراموش میشود. نه خون آن سه دانشجوی ضدکودتا فراموش میشود نه خون عزت ابراهیم نژاد شهید جاودانه هیجده تیر و کیانوش آسا شهید دانشجوی جنبش سبز. خون، خون است و ریزنده خون نابکار است چه در میدان ژاله چه در آبان نود و هشت، چه در حیاط دانشگاه تهران پساکودتا چه در کوی هفتاد و هشت.
برای دموکراسی خواهان عدد مساله اصلی نیست این جان قربانیان است که حفظ آن وظیفه حکمرانان است. پس خون معترض را شاه بریزد یا شیخ چه فرقی دارد؟ جان و امنیت معترض حرمت دارد و هیچ بهانه ای برای ستاندنش پذیرفتنی نیست.
سیاهه استبداد ایرانی را نه با گزینش تصاویر گل و بلبلی در شبکه های زرد پوپولیستی میتوان سفید کرد نه پشت ساختن تمدن اسلامی و به نام دفاع از دین و خدا. دموکراسی خواه نمیتواند به ریختن خون قربانی بی تفاوت باشد حتی اگر صددرصد روشی و منشی با او مخالف باشد. پس نه آن همه قربانی کودتا فراموش شدنی است نه اعدامهای شصت و هفت و جنبش سبز و آبان نود و هشت.
مساله استبداد واضح است: از پذیرش منزلت شهروند امتناع میکند، دشمن خونی ایران مدنی، ایران شهروند مدار است؛ گاهی به نام حفظ تاج میکشد زمانی برای حفظ دین خدا. استبداد حامل سهمگین ترین نوع خشونت علیه انسان است و آن عدم شناسایی شهروند مُحّق است. پس با این منطق مخالف را میکشد و پشت توجیه های گوناگون پنهان میشود غافل از اینکه تاریخ ما یک پیام مشترک همگانی دارد:راه توسعه ایران از دیکتاتوری نمیگذرد.