معلم در جستجوی معیشت و عزت است و هرگز به دانش آموزش نمی گوید که ۵=۲+۲ است! معلم آموزش می دهد که حق گرفتنی است و فریاد می زند که همکاران زندانی اش، از جمله رسول بداقی که روز شنبه در خانه اش بازداشت شد و جواد لعل محمدی که چندی پیش زندانی شد، «آزاد باید گردد».
اینها شعارها و گفته هایست که در میان فریاد اعتراضات معلمان کشورمان در سرتاسر ایران شنیده می شوند. معلمان اما تنها نبودند، دانش آموزان نیز به آنها پیوستند و از آموزگاران خود حمایت کردند.
معلمان اما نشان دادند که دیگر اقشار تحت ستم و تبعیض و دیگر همکاران خود در استانهای حاشیه ای و اتنیک فراموش نکرده اند.
معلمی در سخنان دلنشینی می گوید:
«شوراهای کارگری و سندیکاهای کارگری که با قوت خودشان ما را یاری میکنند.»
«ما نمیتوانیم سیاسی صحبت کنیم صنفی هستیم ما به هیچ عنوان حق نداریم از مردم صحبت کنیم چون صنفی هستیم (سخنان کنایه آمیز)
درود بر معلمان دانش آموزان اصفهان
درود بر دانش آموزان لب تشنه خوزستان
درود بر معلمان سیستان مخصوصا بلوچستان معلمان نجیب و دانش آموزان فقیر
درود بر سراسر مردم ایران یاشاسین آذربایجان
درود بر لر ها و بختیاری ها و کرمان و شیراز اصفهان اراک و …تمام نقاط ایران
درود بر معلمان جنوب و شمال و غرب»
معلمان کشورمان با شعارهای خود نشان داده اند که مطالبات آنها صرفا معیشتی نیست، به نظام آموزشی ایدئولوژیک و به تبعیض و فساد حاکم بر وزارت آموزش و پرورش نیز اعتراض دارند.
در حقیقت معلمان کشورمان امروزه آموزگار دیگر اقشار و اصناف برای گرفتن حق می باشند؛ به دیگر اصناف و شوراها و نهادهای مردمی می آموزند که باید استقلال خود را نسبت به ساختار فاسد نظام جمهوری اسلامی حفظ کنند؛ آموزش می دهند که چگونه می توان با نظم و سازماندهی بطور همزمان در سرتاسر کشور تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز برگزار کرد و دست به اعتصاب همزمان زد و مهمتر از هر چیز به ما یاد می دهند که چگونه از علم و دستاوردهای بشری در برابر دین و ایدئولوژی باید دفاع کرد.