روزنامه کیهان که نظرات و تمایلات رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه ای را بدون هرگونه تعارف و ملاحظه های سیاسی بیان و منتشر می کند در یادداشت شماره دوشنبه ۲۹ آذر می نویسد:
«با توجه به تمرکز ایران بر دیپلماسی اقتصادی و ائتلافهای تجاریِ منطقهای و بینالمللی و دست برتر محور مقاومت در تحولات منطقه، ایران بزرگترین برنده مذاکرات وین است، چه این مذاکرات نتیجهبخش باشد و چه شکست بخورد. چون اگر آمریکا شروط و مطالبات قانونی و مشروع ایران را برای لغو کامل تحریمها بپذیرد، این یعنی برد بزرگ ملت ایران!»
«درغیراین صورت ایران با خنثیسازی تحریمها و بهبود وضع اقتصادی، به برنامه هستهای خود نیز ادامه میدهد و غنیسازی اورانیوم را از ۶۰ درصد، در صورت نیاز به ۹۰درصد هم میرساند و به یک قدرت هستهای جهانی تبدیل میشود و این یعنی شکست بزرگ آمریکا! بدون شک محاسبات ایران در این خصوص کامل و حقیقت امر این است که ایران در شرایط فعلی فقط به لغو تحریمها با شروط خود نه براساس دیکتههای آمریکا نیاز دارد.»
در این دو پاراگراف سیاست های اقتصادی، منطقه ای و بین المللی جمهوری اسلامی بخوبی فرموله شده اند.
زمانی که از «دیپلماسی اقتصادی و ائتلافهای تجاریِ منطقهای و بینالمللی و دست برتر محور مقاومت در تحولات منطقه»صحبت می شود منظور معاملات تهاتری و قاچاق نفت و فروش مخفیانه آن به چین و پول شویی و نقل و انتقالات ارز از طریق نیروهای نیابتی و سفارتخانه های جمهوری اسلامی است.
و زمانی که از از رفع کامل تحریمها و در غیر این صورت غنی سازی اورانیوم و تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای صحبت می شود، تاکید مجدد بر شروط علی خامنه ای است که قبل از آغاز دور جدید مذاکرات وین اعلام شده بود.
تاکید کیهان بر این شروط و «دیپلماسی اقتصادی» با دو هدف صورت می گیرد. هدف اول اطمینان دادن به خودی های نظام است که نگران کاهش منافع مالی و اقتصادی خود نباشند، زیرا شبکه قاچاق جمهوری اسلامی از سفارتخانه ها تا نیروهای نیابتی در منطقه شبانه روز در «جهاد اقتصادی»، زیرا دیگر سلاح ترور و جنگ های منطقه ای کارایی گذشته خود را از دست داده و آنها «جهاد» دیگری را آغاز کرده اند، «جهادی» برای جاری و زنده نگاه داشتن رگ های حیاتی جمهوری اسلامی.
هدف دوم تهدید کشورهای طرف مذاکره به ادامه غنی سازی اورانیوم حتی تا حد غلظت ۹۰ درصدی و به عبارتی تبدیل شدن به یک قدرت اتمی. آرزویی که علی خامنه ای و نظام جمهوری اسلامی همواره در دل می پرورانده است.
اصولا بقا و ماندگاری این رژیم در ورای همه القاب دینی و ملی، منوط به دو عامل مهم است، بمب اتم و شبکه گسترده قاچاق. همان دو عاملی که کره شمالی را نیز بر سر پا نگاه داشته است.