چرا «تاسیس بنیاد ملی کودکی» ضرورت دارد؟ شهرام اقبال زاده

شکنجه همه آن بود که ما یک به یک / به درون خویش تبعید شدیم

«شفیعی کدکنی»

از سال ۹۲ طرح «تاسیس بنیاد ملی کودکی» را برای تحقق «پیمان نامه حقوق کودک» مطرح کرده ام، اما از سوی هیئت مدیره انجمن نویسندگان کودک و نوجوان بی پاسخ مانده است.هرچند نهادهای کودکی مختلف به «سند ملی صیانت از حقوق کودک» واکنش نشان داده اند، اما انجمن ما هیچگونه واکنش درخوری نشان نداده است. روشن است که ایستادگی در برابر اجرایی شدن آن نیازمند خرد جمعی و عزم ملی است. ترکش این به اصطلاح«سند ملی» نه فقط تن مجروح کودکان را می خلد که به ادبیات کودک نیز صدمه ی جدی می زند.

ما باید از کانون صنفی معلمان بیاموزیم که این روزها به صورت متشکل و با برنامه و باانگیزه و پیگیر، برای استیفاء خواسته های برحق خود،ایستادگی می کنند.در شرایطی که همبستگی اجتماعی گسیخته و جامعه اتمیزه شده بسیاری از نهادهای مدنی، در سطح هیئت مدیره، در بهترین شرایط، به مولکول تک افتاده از دیگر مولکول ها بدل شده اند و هیچ حضور و تأثیر فرهنگی و اجتماعی جدی ندارند.

از این رو حکومت فعال مایشا شده و بی هیچ مانعی قوانین غیر دمکراتیکی را به اقشار گوناگون جامعه تحمیل می کند و منتقدان و معترضان دادخواه را نیز ، به سادگی سرکوب و منزوی می کند.در سطح خرد و فردی وقتی می توانیم بگوییم به شهروند بدل شده ایم که از حقوق شهروندی خود دفاع کنیم.در سطح کلان هم وقتی می توانیم ادعا کنیم به نهاد مدنی بدل شده ایم که به قول هابرماس در سپهر عمومی حضور و کنش اجتماعی موثر داشته باشیم.به قول کانت ما زمانی از صغارت و حقارت در می آییم که « قیصر » یا « کلیسا» برایمان تصمیم نگیرد و خودمان بتوانیم به صورت مستقل بیندیشیم و عمل کنیم.

به همین دلیل خاطرنشان می‌کند « شجاع باش و بیندیش و بی هراس بیان کن». به واقع ، سپهر عمومی متشکل از شهروندانی است که دست کم برای دفاع از منافع خود گرد هم می آیند تا نیاز های جامعه را با صراحت به دولت اعلام کنند.هگل شرط تکوین جامعه مدنی را گره خوردگی پیوند منافع فردی و جمعی در سطح اجتماعی و در نهایت در سطح ملی می شمارد.

بدون چنین ویژگی هایی ما نه شهروند که همچنان رعیت هستیم و در سطح کلان نه نهاد مدنی که کارگزاران منفعل ساختار قدرتیم.به قول فریره «سرکوب شدگان و ناتوانان برای آن که بتوانند وارد مبارزه برای آزادی خود شوند، نباید ساختار،نظام، یا نهاد سرکوب را جاودانه بینگارند که راه خروجی ندارد بلکه باید در برابر اعمال تضییقات آن بایستند… ادامه دارد