اقدام موثر یا تبعیض مثبت؟ دست‌کاری ساختارها، مطالبات حقوقی و مطالبات ساختاری، بردیا موسوی

همین اول آب پاکی را روی دست‌ها بریزم. چیزی به نام تبعیض مثبت، جایگاه معنایی، علمی و حقوقی ندارد. این هم نوعی تبعیض است و سراسر بازدارندگی و رنج و این نوع که از آن با صفت مثبت یاد می‌شود اساسا جنسیت‌زدگی خیرخواهانه (Benevolent sexism) نام دارد. این نوع تبعیض در کنار جنسیت‌زدگی خصمانه (Hostile Sexism) مطرح می‌شود. در تبعیض خصمانه، جامعه‌ی مرد سالار با بهره‌گیری از بستر تاریخی، ایدئولوژیک و در دوران جدید با طراحی ویژه‌ی ساختار و قدرت سیاسی که ممکن است استراتژیک یا سیستمی باشد، دست به مجموعه اقداماتی می‌زند تا جنس زن را مرعوب خود نگاه دارد. ارعاب در نهایت به سلب حقوق، کنترل و حذف اجتماعی می‌رسد. سوی عینی‌تر نفرت ورزی و دشمنی این نوع تبعیض در روابط فردی زنان، قابلیت مشاهده پذیری بیشتری دارد. تمامی موضوعات مرتبط با بحران خشونت و حقوق فردی پایمال شده که با پشتیبانی سیاسی و قانونی انجام می‌شود در این گروه دسته بندی می‌شوند.

جنسیت‌زدگی خیرخواهانه زمان و موقعیت بروز متفاوتی دارد. بخشی از آن ممکن است پایگاهی در نامریی بودن بسیاری باورهای رایج و ریشه دار در علوم مختلف باز گردد. به ویژه بخشی را که روانشناسی فمنیستی به آن می‌پردازد و ناظر بر بررسی دیدگاه عاطفی و روانی است که مردان در مواجهه با زنان در روابط خود چه عاطفی و چه سکشوال در پیش می‌گیرند و بخشی دیگر در مکانیسم‌های دفاعی آنها قابل مشاهده است که آگاهانه یا ناخوآگاه در برابر به خطر افتادن موازنه قدرت علیه زنان در پیش می‌گیرند. تبعیض خیرخواهانه عموما با حس برتری انگاری مردانه در درک مناسبات اجتماعی نسبت به زنانی بروز می‌کند که از وضعیت تبعیض به درکی از آگاهی در موقعیت رسیده‌اند. این یک تجربه‌ی شفاهی است که بسیاری زنان مطرح می‌کنند که غالبا به آنها اخطاری محبت‌آمیز از تحولات اجتماعی داده می‌شود و با رویکردی ذات گرایانه، آنان را موجوداتی زیبا، لطیف و در معرض آسیب بیشتر در صورت عمل‌گرایی و دست زدن به هر اقدامی برای دسترسی به فرصت‌ها معرفی می‌کند.

عبارت «تبعیض مثبت» همچنان و عموما از سوی مردانی مطرح می‌شود که در هر نوع مشارکت گروهی یا اجتماعی به جای اقدامی موثر که مناسبات پیش‌فرض اجتماعی یا ساختاری را بر هم زند تا تغییرات ریشه‌دار علیه تبعیض شکل گیرد، با دادن امتیازی جنسیت‌زده، شایستگی زنان را مورد پرسش و تبعیض متقابل قرار می‌دهد. مصداق‌های این عملکردها فراوان‌اند. چیزی شبیه مغالطه‌ی عصر طلایی برای زیستن که وقتی انسان‌ها از درک و حل بحران‌های کنونی خود عاجز می‌شوند، آرزو می‌کنند کاش در زمانه‌ی دور و به زعم خود طلایی زندگی می‌کردند و این مسائل را تجربه نمی‌کردند. حال آنکه چنین زمانه‌ و عصری اساسا وجود خارجی ندارد. شاید بتوان این رویکرد را مغالطه علامت مثبت در تبعیض معرفی کرد.

اما این یادداشت تلاش دارد تا نشان دهد تفاوت بنیادی بین مفهوم مغالطه‌ی علامت مثبت در تبعیض و اقدام موثر وجود دارد. نشانی این تحلیل در مطالبات ساختاری نهفته است. ممکن است این پرسش برای بسیاری مطرح شود که آیا بین مطالبات حقوقی یا مطالبات ساختاری تفاوتی وجود دارد؟ پاسخ مثبت است. گرچه در بسیاری تحلیل‌ها این دو عبارت به جای یکدیگر و برای هم به کار می‌روند اما کاملا روشن است که وقتی از مطالبات حقوقی در جنبش زنان یا مطالبات فردی حقوقی زنان حرف می‌زنیم، این گفتگو در برگیرنده‌ی طیف وسیعی از نابرابری‌های قانونی و اجتماعی می‌شود که از حقوق جنسی و سکشوال زنان آغاز می‌شود و تا دورترین موضوعات فراموش شده یا بدان پرداخته نشده را شامل می‌شود. مطالبات حقوقی از منشا بسیار بنیادی القای نقش سرچشمه می‌گیرد و انتهای آن را تمامی موضوعاتی در بر می‌گیرد که یک مرد از بدو تولد بسیاری از آنان را به طور نهادینه داراست.

موضوع ساختار احتمالا موضوعی مدرن است. هویت زندگی سیاسی اجتماعی، اقتصادی و آموزشی افراد در جوامع بر اساس ساختارهای سازمان‌هایی که تشکیل می‌دهند شکل می‌گیرد. بر اساس همین تصور است که ابزارهای اندازه‌گیری تبعیض به طور مشخص در چند دسته از عناوین، تفکیک و بررسی می‌شود. یکی از مراجع تحلیل این بخش، گزارش شکاف جنسی است که توسط سازمان‌های جهانی تهیه می‌شود. به طور فراگیر می‌توان عمده‌ی ارزیابی‌ها را بر اساس چهار سویه‌ طبقه‌بندی کرد: میزان حضور در نظام سیاسی، میزان دسترسی به فرصت‌های اقتصادی، دسترسی به آموزش و میزان تامین و دسترسی به بهداشت و حق بقا. اقدام موثر اینجا معنای خود را پیدا می‌کند.

در جوامعی که شکاف جنسی در شرایط بد یا بحرانی قرار دارد، طراحی قانونی الزاما مرتفع کننده یا کاهنده در تبعیض نخواهد بود. نابرابری، چاههای عمیق و سیاهچاله‌های خود را در ساختار تعریف می‌کند. در شرایط شکاف جنسیتی عمیق، پس از طراحی سلسه مراتب ساختارها، انگار که آب پشت سد را رها کرده باشند تمام این سیل خروشان در بستر زندگی معمول اجتماعی انسان‌ها جاری می‌شود. نیروهای طراحی شده توسط مردان از شاهرگ‌ها تا مویرگ‌ها مسیر خود را در تمامی سازمان‌ها پیدا می‌کنند، اما آبی که جاری شده است نیمی از بهره‌مندان خود را در درد و رنج و آزار همیشگی و روزمره قرار می‌دهد و نگاه می‌دارد. زن‌ها به سمت روابط عاطفی می‌روند و قطعا کسی آنجا ایستاده که به او بیاموزد زندگی اجتماعی چندان ارزش زیستن ندارد. به سمت فرصت‌های آموزشی می‌رود و باز نیرویی در آنجا قطعا حضور دارد تا این مسیر را به شکلی دچار اختلال کند. به سمت بهداشت و سلامت می‌رود، خیلی پیش‌تر با این پیش‌فرض تقویت شده روبرو می‌شود که آیا واقعا شما درد هم احساس می‌کنید؟ ما فکر می‌کردیم این گونه نیست و به همین خاطر بیمارستان کمتری برای بیماری‌های شما ساختیم. این موضوع همیشه صراحت معنایی یا استراتژیک ندارد و از پیشینه‌ی تاریخی و ایدئولوژیک تغذیه می‌کند. به همین سبب در بسیاری پدیده‌ها با صفت نامریی به حیات خود ادامه می‌دهد.

تفکیک معنایی مطالبات حقوقی و مطالبات ساختاری نوعی آینده‌نگری برای پیش‌گیری از ناامیدی است. تلنگری بر موضوع کافی نیست و طبعا می‌توان با جامعیت تحلیلی در برپایی سازمان‌ها، آن را مورد توجه بیشتری قرار داد. این یک حقیقت تلخ است و تا زمانی می‌توانید درباره‌ی تبعیض حرف بزنید که حد و مرزی برای تعریف، باقی مانده باشد. پس از آن دشمن‌ترین فرد برای یک زن، نزدیک‌ترین مرد به او خواهد بود.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»