دیوار سخت واقعیت هرروز نزدیکتر و حجیمتر میشود!
ابراهیم رئیسی، رئیس دولت اسلامی شامگاه سهشنبه ۵ بهمن در مصاحبه با صدا و سیمای جمهوری اسلامی با اشاره به استقبال آمریکا از مذاکره مستقیم با ایران گفته است: «در صورتی که طرفهای مقابل آماده باشند که تحریمهای ظالمانه علیه ملت ایران را بردارند، زمینه برای هرگونه توافق وجود دارد.»
یک روز پیش از این نیز امیر عبداللهیان وزیر خارجه دولت رئیسی در رابطه با مذاکره مستقیم با امریکا گفته بود: «اگر در روند مذاکرات به مرحلهای برسیم که رسیدن به یک توافق خوب با تضمین بالا لازمهاش این باشد که سطحی از گفتوگو را با آمریکا داشته باشیم، آن را نادیده نخواهیم گرفت.»
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز در نشست خبری دوشنبه ۴ بهمن در مورد اظهارات اخیر رابرت مالی نماینده ویژه آمریکا در مذاکرات وین در ارتباط با آزادی اتباع آمریکایی در ایران و ارتباط آن با مذاکرات وین اظهار داشته بود: «اگر آمریکا به توافقات قبلی پایبند باشد این مسئله در کمترین زمان قابل حل است.»
همچنین علی شمخانی، دبیر شورای امنیت رژیم، در صفحه توییتر خود با وزیر خارجه دولت اسلامی همراهی می کند و می نویسد: «تاکنون ارتباط با هیئت آمریکایی حاضر در وین با مبادله نوشتار غیررسمی انجام شده و نیازی به بیش از این نبوده و نخواهد بود. این روش ارتباطی تنها زمانی با روشهای دیگر جایگزین میشود که توافق خوب در دسترس باشد»!
این اظهار نظرها، که از سوی برخی از تحلیلگران «پالس مثبت» جمهوری اسلامی به امریکا تعبیر شده بود، بلافاصله مورد انتقاد روزنامه های اصولگرای وابسته به هسته سخت قدرت قرار گرفت. لازم به یادآوری است که محمدجواد ظریف در مصاحبه معرف خود با سعید لیلاز این «هسته سخت قدرت» را میدان نامیده بود که در برداشت عموم مردم، منظور ایشان در درجه اول شخص علی خامنه ای و بیت رهبری بوده است.
حسین شریعتمداری نماینده تمام الاختیار علی خامنه ای، که معمولا خط دهنده به دیگر دستگاه های پروپاگاندا و امنیتی جمهوری اسلامی است، در یادداشتی نسبت به اظهارات امیر عبداللهیان واکنش تندی نشان می دهد و می نویسد: «مذاکره مستقیم برای چیست و چه ضرورتی دارد؟! ممکن است بفرمائید که باید نظر آمریکا نیز گرفته شود، که باید گفت مگر جناب امیرعبداللهیان نمیفرمایند که «طرف آمریکایی تاکنون به صورت Non paper (نوشته غیر رسمی) پیشنهادات خودش را در موضوعات فنی به ایران ارائه کرده است؟» بنابراین نظر آمریکا را دارید. مذاکره مستقیم برای چیست؟!». حسین شریعتمداری سپس در یادداشت خود از وزیر خارجه دولت تحت امر ولایت علی خامنه ای می خواهد که «نظرات خود را تصحیح کند.»
روزنامه اصولگرای خراسان نیز اعلام می کند «اکنون زمان اعلام مذاکره مستقیم نبود!» و ادامه می دهد «اکنون در حالی که ایالات متحده هدف خود را به صورت آشکار محدودسازی ایران اعلام میکند،طرح بحث مذاکره مستقیم می تواند تصور سازش و ضعف دربرابر خواستههای جاهطلبانه طرف مقابل را ایجاد کند، آن هم در شرایط کنونی که به صورت نسبی زمان به ضرر ایالات متحده است.»
محمد مهاجری، فعال رسانه ای اصولگرا نیز پس از سفر پر حاشیه ابراهیم رئیسی و ملاقات وی با پوتین، در توئیتی از وزیر خارجه دولت رئیسی می خواهد که استعفا دهد: «اگر جای آقای امیرعبداللهیان بودم، به خاطر ندانمکاری و ضعف تشریفات سفر غیر عزتمندانه آقای ابراهیم رئیسی به روسیه، همین امروز استعفا میدادم. کسی که نتواند حرمت رئیسش را حفظ کند در عزیز کردن ایران هم لنگ میزند.»
بنظر می رسد که هر اندازه مذاکرات وین به نقاط حساس و تعیین کننده ای که تصمیمات سخت سیاسی می طلبند، نزدیک می شود اختلافات در هر دو طرف اصلی تیم مذاکره کننده افزایش می یابد.
به گزارش کیهان لندن برخی از اعضای تیم مذاکرهکننده آمریکا در وین به خاطر اختلاف با رابرت مالی بر سر نحوه مذاکرات با جمهوری اسلامی کنارهگیری کردند یا مسئولیتهای خود را در مذاکرات کاهش دادهاند. روزنامه «وال استریت ژورنال» نیز روز دوشنبه ۲۴ ژانویه (۴ بهمنماه) گزارش داده بود که افرادی که از تیم مذاکرهکننده آمریکا جدا شدند خواستار مواضع سختگیرانهتر در مورد برنامه هستهای جمهوری اسلامی بوده اند.
تصور اینکه در تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی عناصر مستقلی نسبت به سیاست های کلان رهبری حضور داشته باشند بسیار بعید بنظر می رسد، اما اعتراض روزنامه کیهان خامنه ای به «پالس های مثبت» تیم رئیسی به امریکا نشان از آن دارد که هر اندازه مذاکرات به نقاط حساس نزدیک شود، اختلافات ساختاری در نظام جمهوری اسلامی نیز آشکارتر می شوند و مجددا سر باز می کنند.
دو عامل اصلی بروز این اختلافات ساختاری یکی اقتصادی و دیگر ایدئولوژیک است. کیهان خامنه ای که حقوق بگیر باندهای مافیایی فاسد و به اصطلاح کاسبان تحریم است، پایان حالت «نه مذاکره و نه جنگ» را به ضرر خود و صاحبان اصلی خود می بیند. علی خامنه ای نیز شجاعت آنرا ندارد که از رویای دشمنی و ستیز با امریکا و اسراییل بیدار شود، مگر اینکه مانند سلف خود، خمینی، با سر به دیوار سخت واقعیت برخورد کند.
اما دیوار سخت واقعیت هر روز نزدیک تر و بر سرعت نزدیک شدن و حجم آن نیز افزوده می شود. همانطور که بسیاری از اقتصاددانان پیش بینی کرده اند که در سال آینده یک سونامی عظیم تورمی در ایران اتفاق خواهد افتاد. سونامی تورم که دیگر، خودی و غیر خودی را نیز نمی شناسد و موجب ریزش حیرت انگیز نیروهای مزدبگیر و وابسته به رژیم می گردد.