از بین بردن رهبر داعش پیام قوی آمریکا در این راستا
اندیپندنت عربی – دوشنبه ۷ فوریه ۲۰۲۲
نوشتۀ: طونی فرنسیس روزنامه نگار، نویسنده و تحلیلگر سیاسی لبنانی
ترجمۀ: علی حسین نژاد
اواسط هفته گذشته توجه جهان به یک سری رویدادها و تحولات بود، زمانی که آمریکا همه را با یک حمله نظامی بسیار نمادین شگفت زده کرد، آنجا که رهبر مهمترین سازمان تروریستی جهان را در عمق خاک سوریه و در مناطق مرزی تحت نفوذ سه جانبۀ ترکیه، روسیه و ایران از میان برداشت.
در همین حال، چین میزبان بازی های المپیک مورد تحریم آمریکا و در حال پذیرائی از رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین به عنوان دلیلی بر عمق وحدت آن دو می باشد. و این در حالی است که اتهاماتی پیاپی مبنی بر آماده سازی حمله به اوکراین اندکی بعد از پایان بازیهای اولمپیک پکن متوجه مسکو می شوند.
در خلیج فارس، تنش بر سر مذاکرات وین افزایش می یابد و شبه نظامیان حمایت شده از سوی ایران حملات بر کشورهای خلیج را از یمن و همچنین از عراق بر عهده می گیرند؛ آنجا که شبه نظامیانی که گفته می شود وابسته به حشد الشعبی و به اصطلاح «متخصص مبارزه با تروریسم و داعشی ها» هستند حمله به امارات با پهپاد را بر عهده گرفتند.
بازگشت “داعش” به عرصۀ فعالیت در عراق در هفته های اخیر توجه ها را به خود جلب کرد که همراه با حملاتی در سوریه بود و حتی لبنان را که نسبتا از صحنه دور است باردیگر وارد صحنه کرد، آنجا که معلوم شد دهها جوان از شهر طرابلس لبنان به سازمان تروریستی داعش در عراق پیوسته اند و هیچ کس هم نخواست روشن کند که آنها چطور از مرزهای لبنان و سوریه و عراق که در دست ارگانهای رسمی این کشورهای هستند عبور کرده اند؟!.
ایران خواسته بگوید که این تحرک جدید سازمان تروریستی داعش نتیجۀ هُل دادن آن توسط آمریکا است. روسها هم همین تفسیر را دارند و مقامات روسی بارها در مناسبتهای پیشین ادعا کرده اند که آمریکاییها تعدادی از داعشی ها را برده و در چند اردوگاه از آنها حفاظت می کنند، در حالیکه ترکها که به گفتۀ خودشان با تروریستها می جنگند تروریستی جز افراد سازمانهای کردی مانند حزب دموکرات کردستان و نیروهای سوریۀ دموکراتیک (قسد) در شمال شرقی سوریه نمی یابند.
همگان حملۀ داعش به زندان الصناعه در شرق سوریه را که هزاران تروریست را در خود جای داده بود فقط تماشا کردند. نمی گوییم آنها خوشحال بودند، اما بی تفاوتی آنها تمایل به شکستن «نیروهای دموکراتیک سوریه» و حامیان آمریکایی آنها را در خود نهفته داشت.
قبل از این حمله، عناصر «داعش» در مناطق تحت کنترل رژیم سوریه، ایرانیان و روسها تحرک داشتند و ضربات مهلکی را بر سربازان ارتش سوریه وارد کردند. ولی حالا در اوج جدیدی از تحرکاتشان، آنها در عراق فعال شده اند و ظاهرا صحرای الانبار گذرگاه امنی برای نقل و انتقالات آنها بین سوریه و عراق شده است. وقتی که ده هزار نفر از نیروهای سوریۀ دموکراتیک جلوی حمله بر زندان الصناعه ایستادند، آنها دهها عراقی را که برای جنگیدن در کنار داعش آمده بودند دستگیر کردند. تنها رزمندگان نیروهای سوریۀ دموکراتیک (قسد) در آن صحنه نبودند، بلکه آمریکا هم هلی کوپترهای «آپاچی» و جنگنده های F-16 و سربازانی را فرستاد که در کنار سربازان انگلستان در محاصرۀ محل درگیریها نقش داشتند و آمریکایی ها باردیگر فهمیدند که نیروهای سوریۀ دموکرایتک متحدی هستند که می توان روی آنها در نبرد علیه تروریسم حساب کرد.
با این نیروهای نظامی، نیروهای ویژۀ آمریکایی به مقر ابراهیم القرشی رهبر داعش حمله کرده و او را در یکی برجسته ترین عملیات پاکسازی بعد از کشتن اسامه بن لادن و ترور مسئول ایرانی قاسم سلیمانی از میان برداشتند و با کشتن القرشی به بالا آمدن اخیر داعش ولو به طور موقت پایان دادند داعشی که خطر هماهنگ در تمام منطقۀ عراق و سوریه می باشد. آمریکا همچنین با این اقدام خود پیامهایی سرسختانه به بازیگران بین المللی و منطقه ای فرستاد.
نخستین این پیام ها به ترکیه بود که رهبر «داعش» مقر خودش را در مرزهای آن کشور و در ناحیه امنیتی تحت نظارت آن کشور قرار داده بود. وزارت امور خارجه روسیه به این واقعیت در بیانیه ای که لحن متهم کردن ترکیه را داشت اشاره کرده است. در بیانیه روسیه آمده است: «ناپدید شدن رهبر داعش در منطقۀ ادلب، نشان می دهد که این منطقه هنوز توسط تروریست های بین المللی مورد استفاده قرار می گیرد امری که از بین بردن پایگاه افراد مسلح را چنانکه موافقتنامه ها با ترکیا بر آن تصریح دارند اقتضا می کند».
پیام آمریکا به ترکیه به این بسنده نمی کند بلکه از میان برداشتن القرشی به کمک نیروهای سوریۀ دموکراتیک و اساسا کردها، یک اعلام مستقیم میزان اهمیت این نیروها برای آمریکا می باشد و اینکه حملات ترکیا علیه این نیروها نمی تواند ادامه یابد و حضور آمریکا در کنار این نیروها عامل اصلی در تعیین سرنوشت جنگ علیه تروریسم و در عین حال رقم زدن آیندۀ سوریه می باشد.
پیام دوم این کار آمریکا به روسیه است که اوضاع در سوریه را تحت کنترل کامل خود دارد و دارای روابط امنیتی با ترکیه هم در این منطقه بر اساس موافقت نامه های «آستانه» می باشد. در این پیام، آمریکا توانایی های اطلاعاتی و نظامی خود را نشان می دهد و در حقیقت می گوید که این کشور می تواند با نیروهای خود به هر نقطه ای در قلمرو سوریه برسد.
روسیه نتوانست القرشی و قبل از او ابوبکر البغدادی را پیدا کند، اما آمریکا توانسته است آن دو را بکشد در حالیکه شریکان مشغول متهم کردن او به حمایت از داعش هستند.
در هر صورت، این عملیات طبق مکانیسم پایان دادن به درگیریها به اطلاع روسها رسانده شده بود، و به گفتۀ CNN آمریکا به روسیه گفته است که «در منطقۀ گسترده ای در شمال غربی سوریه و برای مدت مشخصی دست به فعالیت خواهد زد و نیروهای روسیه باید از منطقه دور بشوند».
پیام سوم این اقدام آمریکا به ایران است، که در طی مذاکرات وین تجاوزگری بالایی در قبال عراق و کشورهای منطقه تحت عناوین مقاومت و جنگ با تروریسم از خود نشان داده است. در همان روز حمله به رهبر داعش که ایران پیوسته سخن از مبارزه اش علیه آن می گوید، یکی از گروههای وابسته به ایران در عراق به شلیک چندین راکت به امارات در ادامۀ تجاوزگری که طرفدارانش از یمن دست به آن نزده بودند افتخار می کند. آمریکا با این عملیات خود ایران را در کورنر قرار داد و امکان فشار ایران در عراق تحت عنوان اینکه «من از عراق در قبال تروریسم دفاع می کنم» را کاهش داد.
پیام چهارم برای متحدان آمریکا و در عین حال به رقبای آن می باشد؛ زیرا آمریکا با انتقادها و پرسشهایی در نتیجۀ عقب نشینی «ننگین» خود از افغانستان و کوتاه آمدنش در مقابله با سیاست ایران و تجاوزات گروههای وابسته به آن روبرو بود. از جملۀ این تجاوزات، حملات به کشورهای خلیج، تا حملۀ چند ماه پیش منسوب به ایران بر پایگاه «التنف» آمریکا در جنوب شرقی سوریه می باشد.
خلاصۀ پیام جدید آمریکا این است که واشنگتن هنوز حضور دارد و با نیروها و متحدانش همچنان تأثیر گذار است، و اینکه در سوریه، کردها اولین متحد آن هستند.