به یاد تو کسری نوری سال را بهسر میبرم که چهارسال آزگار کولی بند امنها و زندانهای ایران شدهای، چنان چرخاندهاندت که انگار سماع میروی
به یاد تو مریم اکبریمنفرد سال بی شکوفه را تمام میکنم، تو بیخیال در سیزدهمین سال حبس بدون یک ساعت مرخصی مطمئنم که حالا در زندان سمنان در تکاپوی آتشی و سبزه
به یاد تو محمد شریفیمقدم شرم میکنم رفیق، شرمم کلمه نمیشود، شاید زمانی خشم شد فقط. تو بخند رفیق، از همان قهقههها که کل مشتریهای دایی را به خنده میانداخت و مدتهاست شکلش از یادم رفته
بهیاد تو زینب جلالیان عزیز بهخاطر سوی چشمانت که زندان نیمهجانش کرد اما آزادگیت آخ نگفت، بر آتش سال نو میپرم، باشد بهار باشد بهار آزادی تو
بهیاد تو حامد قرهاوغلانی، ای دوست نادیده، بهار نویی را انتظار میکشم، ای کاش طبیعت هر سال که برمیخاست و شکوفه میکرد، کل جهان مرگ و بند و ستم را به زیر میکشید.
به یاد تو نازنین محمدنژاد، بهخاطر اولین آتش کوچکی که در اوین ساختهای، بغض میشوم، اشک میشوم، سکوت میشوم، سکوت میشوم نازنین و در ذهنم مایاکوفسکی با صدای تو میخواند: من بر هر آنچه هست گفتهام نیست.آخ نازنین
به یاد تو آرش گنجی عزیزم که چنان در حریر سکوت حبس میکشی که شاعر وقتی میخواهد شعرهایش را زندگی کند، به یاد تو که امسالمان با متن در دستان تو وقتی جلوی اوین میخواندیش تا رهسپار بند شوی، در حبس ایستاد
به یاد تو گلرخ ایرایی که بهار، سبزه، شکوفه، آتش رخ مبارز توست، که سال سال آزادیت باشد گلرخ
به یاد تو یونس السرخی شاعر عرب ما، که ستم در شعرت ویران میشود و کلماتت شکوفهی آزادی است قدم به بهاری میگذارم که کاش بهار آزادی بود…
به یاد تو محبوبه رضایی عزیزم، همبندم، رفیقم، با لبخند به چهرهی مومن تو فکر میکنم وقتی مقابلم میایستادی و در ضدیت با چپ میگفتی و من به تو فکر میکردم که صدایم میکردی که غذا بخورم که هواخوری برویم که چیزی کم نداشته باشم…
به یاد شما و صدهای دیگر این سال تلخ را، این سال بند را میروم که تمام کنم؛ حتما از آتش میپرم تا خشمم از کینه پاک شود، تا مهر و ایمان شما در قلبم گرم شود، تا دور از شما اما کنار شما بهنام آزادی بتوانم باز بایستم، بایستیم و قد خم نکنیم، که زندگی میروید، که شکوفه میشکوفد که بهار میایستد، عزیزان دیده و نادیده دربندم
بهاران به یاد یاران خجسته باد