نجات وطن در گرو اتحاد همه‌ی نیروهاست؛ سقوط حتمی است، دکتر کمال جعفری یزدی (از اعضای بیانیه ۱۴)

حکومت هیچ‌یک از پارامترهای لازمه بقا را ندارد

با درود به مردم بزرگوار ایران آریایی

پیشاپیش سال ۱۴۰۱ را خدمت هم‌وطنان گرانقدرم تبریک عرض نموده و آرزوی آگاهی و سلامتی و آزادی برای تمام عزیزان دارم و همچنین درد و رنج و غم و اندوه و ظلمت و سیاهی و تباهی و انبوه فقر و فساد و گرانی و فحشا و دزدی و جنایت و بیکاری و طلاق و دیگر معضلات اجتماعی که دستاورد مدیریت نابخردانه و خائنانه‌ی شیادان و دکان‌داران استبداد دینی و دیکتاتوری کثیف آخوندی و نتیجه عملکرد ۴۳ ساله‌ی کسانی است که ماموریت داشتند، ریشه‌ی ایران و ایرانی را بخشکانند را عمیقاً درک کرده و متاثرم.

به خاطر همین غم و اندوهِ وطن و هم‌وطنانم در زندان‌های قرون وسطایی دژخیمانِ از خدا بی‌خبر و بی‌وجدان و بی‌شرافت و دور از انسانیت، سال‌هاست اسیرم و یقین دارم طلوع صبح صادق بسیار نزدیک است و امیدوارم پس از ماه رمضان، در تابستان داغ مسیر نجات و آزادی هموار و مبارزات و تلاش و زجر ملت و آزادگان غیرتمند میهن برای رسیدن به آزادی که مقدس‌ترین کلمه و بزرگترین نعمت است توام با آگاهی، عملی گردد و خون‌های پاک شهدای مدافع وطن و شهدای راه آزادی نتیجه دهد و در ایرانی آزاد و دموکراتیک و یکپارچه در کنار هم طعم آزادی و عدالت و کرامت و رفاه را بچشیم.

همان‌طوری که دوستان مطلع هستند بنده به عنوان ایثارگر و جانباز وطن پس از کودتای انتخاباتی و تقلب گسترده و آشکار سال ۸۸ ، در مسیر دلسوزی دست به نقد منصفانه در خصوص رفتارهای دیکتاتور و حکومت دیکتاتوری و مستبد ، زده و بعدها در کانال تلگرامی به نام ایران من «@irankamal» مطالبی را منتشر و در مسیر جلوگیری از پایمال شدن خون‌های مطهر شهدا گفتم و نوشتم که متأسفانه توسط وحوش احمق در مرداد ۸۸ دستگیر و از کانالی که ۱۳ ثانیه بازداشت حاصل نمی‌شود، با پرونده‌سازیِ سراسر کذب و اتهامات بی‌اساس و واهی ۱۳ سال زندان توسط فندق مغزان اطلاعاتی و ضابطین آنها در دستگاه ظالم قضایی حاصل شد!!

به دنبال این جنایت و حماقت و ظلم بزرگِ بی‌شرافتانِ تاریخ، ناچاراً کلیپی اعتراضی به دروغ‌های علی خامنه‌ای ولی امر مسلمینِ دو جهان و منظومه شمسی و حومه منتشر کردم که به منزله‌ی بیانیه شخصی خود جهت اعلام انزجار و نفرت و بیزاری و جدایی از حکومت ضدبشری بود و متعاقب آن با افتخار بیانیه ۱۴ نفر را امضا نمودم و…

در دی‌ماه ۱۴۰۰ پس از حدود سه سال زندان و ده ماه درد و رنج و شکنجه و عدم درمان دیسک شدید گردن که ناشی از ضرب و شتم و شکنجه‌های ماموران اطلاعاتی در هنگام بازداشت بود، ناچار شدند به من مرخصی درمانی بدهند که در طول مدت مرخصی چهل روزه فعالیتی نداشتم و صرفاً به درمان و خانواده رسیدگی می‌کردم.

اما از همان روز اول مرخصی شرایط حصر و حبس خانگی را به نوعی برایم فراهم کردند و تمام آزادی‌های فردی مرا سلب نمودند و با توسل به دروغ که خصلت بارز این شیادان حرامی است، به دنبال تخریب بودند…

اول توئیت زدند که جعفری برای درمان بیماری‌های مادرزادی به مرخصی اعزام شد در حالی که من هیچ بیماری مادرزادی و نقصی در اندام و بدن ندارم و کاملاً قامتی افراشته و سالم دارم و هرچه هست نتیجه‌ی جانبازی در جنگ هشت ساله و دفاع از وطن است و اثرات شکنجه‌های همین ظالمین و مزدوران کذاب…

روز بعد فرمودند نباید به تهران سفر کنی! مگر بنده می‌خواستم به تل‌آویو بروم؟

در سرزمین خودم هر کجا دوست داشته باشم سفر می‌کنم و به کسی ربطی ندارد…

روز بعد گفتند جعفری در منزلش جلسه داشته که دید و بازدید دوستان و آشنایان و مردم عزیز که به آزادگان خود احترام می‌گذارند باعث خشم این انگل‌ها شده بود.

بعد گفتند جعفری با افراد انتحاری و وهابی و غیره ارتباط دارد! «خریت و حماقت و دروغ و حرامزادگی تا کجا؟»

یک روز کاغذ پاره‌ای را به دست گرفته که خلافی در سال ۶۰ و طفولیت «۱۵ سالگی» چنین و چنان بوده و با فلان گروه ارتباط داشته در حالی که بنده از سال ۵۹ بسیجی بوده و سال ۶۱ و سن ۱۶ سالگی با برادر ۱۴ ساله‌ی شهید رزمنده‌ام داوطلب در حساس‌ترین واحد رزم یعنی یگان تخریب بوده‌ایم، همه اینها مستند است.

روز دیگر با توسل به دروغ‌های نخ نما شده دنبال تخطئه‌ی شخصیت اجتماعی من برآمدند که البته همه‌ی اینها تف سر بالا است و به صورت کریه خودشان افتاده و می‌افتد چرا که همه‌ی ملت می‌دانند ذات و نطفه ناپاک این دشمنان وطن و بشریت را با دروغ پیوند داده‌اند و آن‌ها معتقد به مباهته «بهتان و تهمت زدن و پدرسوختگی» هستند!

در حالی که درمانِ من ناقص بود و همچنان از دیسک شدید گردن و نارسایی قلبی رنج می‌بردم و تأیید پزشکی قانونی هم داشتم، اول اسفند اعلام کردند باید به زندان برگردم.

لازم به یادآوری است که بنده به هیچ دسته و گروه و حزب و جریانی وابسته نبوده و تعلق خاطر به کسی ندارم و برای همه، حقوق برابر قائلم و عضوی از اپوزیسیون داخلی یا همان بیانیه‌ی ارزشمند ۱۴ هستم و ضمن احترام به تمامی جریان‌های پادشاهی‌خواه و جمهوری‌خواه و اپوزیسیون داخل و خارج که بدون منیت و سهم‌خواهی خود را سرباز وطن دانسته و برای نجات و آزادی میهن‌مان تلاش می‌کنند، بدون کتمان عرض می‌کنم که بنده یک جمهوری‌خواه دموکراتیک‌ هستم و به مرامنامه‌ی جریان داخلی جبهه‌ی دموکراتیک ایران احترام ویژه می‌گذارم و قطعاً به رفراندوم و آرای مردمی و نتیجه‌ی آن باورمند و در قبال رای و خواست مردم تسلیم و تعظیم می‌نمایم و اجازه هم نخواهم داد کسی مقابل رای مردم در آینده بایستد حتی اگر رای مردم مغایر نظرات بنده باشد.

دموکراسی به معنای انتخابی بودن و پاسخگو بودن و مدت زمان مسئولیتِ محدود و مشخص است و نیز رعایت کامل حقوق اقلیت و اقلیت‌ها

مردم گرامی ؛
این حکومت هیچ یک از پارامترهای لازم برای بقا را ندارد «مشروعیت، مقبولیت، هماهنگی ارکان و قوا، ماشین تبلیغات، ماشین سرکوب» و به گفته‌ی خود مسئولین خائن آن، عدم رضایت عمومی، عدم اعتماد عمومی، ناامیدی قاطبه‌ی مردم و فقر مطلق و دین‌ستیزی و بیزاری از آخوند و حکومتِ مستبد دینی و خشم توفنده‌ی مردم، کشور را به بشکه‌ی باروت آماده‌ی انفجار مبدل کرده و با تلنگری با حمایت جامعه‌ی جهانی و حقوق بشری فرو خواهد ریخت و بساط ظالمان و جانیان جمع خواهد شد و به تعبیر من اگر هر ایرانی فقط یک آب دهن بیندازد این دشمنان وطن و بشریت را آب خواهد برد. «طلوع صبح صادق بسیار نزدیک است»

نجات وطن در گرو اتحاد همه‌ی نیروهاست سقوط حتمی است، زمانش به شما مردم فهیم بستگی دارد که نگذاریم بیش از این نابودی وطن‌مان رقم بخورد.

خدای خرد یار و یاورتان
کمال جعفری یزدی
زندانی بی‌گناه و منتقد سیاسی از زندان وکیل آباد مشهد
بند ۶/۱ سیاسی عقیدتی امنیتی
۲۵ اسفند ۱۴۰۰

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»