درباره کنش اعتراضی معلمان، کارکرد این جنبشها چیست؟
در هر نهاد ، موسسه یا سازمان سه گرایش مهم نسبت به نارضایتی از وضعیت وجود دارد. برای مثال در نظام آموزش پرورش کشور معلمان در مقابل نارضایتی از وضعیت موجود سه رفتار متفاوت دارند. دسته ای گزینه ی خروج را انتخاب می کنند چون از وضعیت شغلی رضایت ندارند و اهداف و روابط نظام آموزشی رو نمی پسندند یا درآمدشان کفاف زندگیشان را نمی دهد ، سعی می کنند از شغل معلمی و فعالیت در نظام آموزشی خارج شوند. دسته ی بی اعتنا هستند و با وجود نارضایتی از وضع موجود اعتراض نمی کنند و وارد کنش هایی که هدف اش تغییر وضع بشود نیز نمی شوند.
آنها تلاش میکنند بدون درگیری با نظام موجود به طریقی مشکلات شان را حل کنند و درآمد مورد نیازشان را تامین می کنند. برای مثال تدریس خصوصی می کنند یا در اسنپ مسافرکشی می کنند. آنها . بطور کلی ناراضی اما غیر معترض و بی اعتنا هستند. دسته ی سوم از افراد اراضی کسانی هستند که اعتراض می کنند و نارضایتی شان را بیان می کنند. این گروه را می توان به سه دسته تقسیم کرد: یک دسته اعتراض خصوصی می کنند، مثلا در گروه های خانوادگی از وضعیت خودشون ابراز نارضایتی می کنند.
گروه دوم اعتراض می کنند ولی این اعتراض اعتراض افقی است یعنی در گفت و گو با همکاران از وضعیت موجود ابراز شکایت و نارضایتی می کنند و با آنها تبادل نظر می کنند و نارضایتی شان را بیان می کنند .گروه سوم اعتراض عمودی می کنند یعنی به مدیریت و نظام مدیریتی اعتراض می کنند . این گروه سوم نارضایتشان به اعتراض اجتماعی منجر می شود.
این سه گروه را می توان در هر سازمان یا نظام اجتماعی نشان داد . برای مثال در سطح عمومی جامعه نیز بعضی از شهروندان اعلام نارضایتی می کنند و به شورش دست می زنند یا در جنبش های اجتماعی و اعتراضی فعال می شوند. بعضی به جامعه و سرزمین دیگری مهاجرت می کنند و زندگی خودشان را از نو می سازند. این افراد در ناراضی هستند و آن را با خروج از سازمان(حوزه نظام حکمرانی) نشان می دهند و دسته ی سوم هم بی اعتنا و معمولا ناظر هستند و خودشان را درگیر کنش های اعتراضی نمی کنند. سوالی که همواره مطرح هست این که کدام یک از این سه گروه به جامعه و مردم شان و همکاران شان وفادار تر هستند ؟
آنهائی که خروج می کنند وفاداری ندارند و با شغل دیگری کسب درآمد می کنند. بنابراین دو گروه می ماند . یک گروه افراد بی اعتنا هستند . آنها ممکن است تصور کنند شاید اعتراض شان به آن مجموعه باعث ضعف مجموعه شود و از این رو به رغم نارضایتی اعتراض نمی کنند. اما آنها که با احساس مسئولیت و دلبستگی و وفاداری به سازمان اعتراض می کنند در توسعه یک جامعه نقش مهمی دارند و اعتراض می کنند تا وضع مجموعه بهبود پیدا کند . آنها به دنبال این هستند که جامعه بهتری بسازند .اما در بین این دو گروه اخیر( افراد ناراضی معترض و غیر معترض) کدام یک وفاداریشان بیشتر است؟ اغلب صاحب نظران معتقدند گروه معترضین معمولا وفاداری بیشتری دارند .
افراد معترض در ردیف فعالان جنبش های اجتماعی قرار می گیرند .این افراد جنبش ها را شکل می دهند و ناراضیان منفعل را دعوت به فعال شدن می کنند. زیرا به کارکرد جنبش ها و اعتراض ایمان دارند. کارکرد این جنبش ها چیست؟
نخست اینکه جنبش افراد معترض را گرد هم می آورد و قدرتشان را بیشتر می کند و از تعداد بی اعتناها کم می کنند و با ترویج وفاداری نسبت به آرمان ها و اهداف کسانی را که بی اعتنا اما ناراضی هستند و حاضر نیستند برای تغییر وضع موجود هزینه و فعالیت کنند را فعال می کنند و آنها را به گروه معترضین فعال وارد می کنند . به علاوه جنبش ها تلاش دارند کسانی را که خروج می کنند(مهاجرت و امثال آن) متقاعد سازند که بمانند و برای تغییر تلاش کنند….
چرا این جنبش ها مهم هستند؟ جنبش ها مهم هستند زیرا بخشی انکار ناپذیری از زندگی سیاسی و اجتماعی ما هستند. بنابراین حتی اگر دولت آنها را نادیده بگیرد، باید از سوی حامیان تغییر وضع موجود به رسمیت شناخته شوند. جنبش ها پنجره ای به ابعاد متفاوتی از زندگی اجتماعی هستند و ما را با جنبه هایی از زندگی روزمره که نمی بینیم آشنا می سازند. برای مثال جنبش معلمان به ما می اموزد که گرفتاریها و دشواریهای زندگی معلمان را بشناسیم یا با ضعف ها و اشکالات اساسی نظام آموزشی آشنا شویم. مردم با شنیدن اخبار جنبش معلمان آرام آرام با مشکلات و مسایل معلمان در زیست روزمره شان آشنا می شوند . جنبش ها وجه مهمی از زندگی و کنش های انسانی ما هستند. به اعتبار دیگر جنبش ها قلب انگیزه انسانی می باشند و به ما می آموزند که چرا باید از خودخواهی ها فاصله گیریم و برای زندگی بهتر همه انسانها تلاش کنیم. جنبش های اجتماعی به ارتقای اخلاق اجتماعی و حساسیت های اخلاقی کمک می کنند و موجب تقویت تعهد اجتماعی می شوند. تقدم منافع جمعی بر منافع فردی اساس و بنیان اخلاق اجتماعی را تشکیل می دهد. جنبش ها پیش برنده تغییرات اجتماعی و منبع تغییر هستند. قدرت اجتماعی جنبش ها و توانایی آنان برای بسیج اجتماعی آنها را به نیروی موثری در جامعه مدنی تبدیل می کند تا موتور تغییر به ویژه در دمکراسی سازی شوند. جنبش ها موتور محرک تغییر اجتماعی هستند. در نیم قرن اخیر در ایران و خارج از ایران جنبش های اجتماعی نیروی محرکه بسیاری از تحولات اجتماعی بودند . به هرحال جنبش ها مهم هستند چون تاثیرات بسیار مثبتی بر جوامع دارند. ( ادامه دارد )