تبعیض جنسیتی به عینیترین شکل ممکن در ایران
ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه مشهد در بازی امروز تیمملی ایران نشانگر چند چیز است:
اول اینکه، ایران و فدراسیون فوتبال آن نمیتوانند و نباید در چارچوب مناسبات جهانی (و از جمله فدراسیون جهانی فوتبال) تعریف شوند.
دوم اینکه، ایران و حکومت آن نمیتوانند و نباید در چارچوب یک حکومت و دولت یکپارچه تعریف شوند؛ چرا که رسما، خراسان و مشهد تابع حکومت دیگری است.
سوم اینکه، یکدست کردن حکومت و سپردن نهاد دولت به متولی سابق آستان قدس هم نتوانسته حتی در ظاهر هم، چندپارگی حکومت را رفو کند و چنددولتی را پنهان نگاه دارد.
چهارم اینکه، تبعیض جنسیتی به عینیترین شکل ممکن و برخلاف همه قوانین و موازین بینالمللی در ایران حاکم است و اکنون، فیفاست که باید در این مورد تصمیم بگیرد.
پنجم اینکه، اگر هر اتفاقی برای فوتبال ایران و تیم ملی رخ دهد؛ متهم ردیف اول آن حاکم خودمختار خراسان است که کشور تحت حکومت او، تابع قوانین و منافع و حتی نظام و دولت ایران نیست، اما ایران و ایرانیان باید تبعات خودمختاری آن حکومت را بپردازند.
ششم اینکه، وقتی متحجران ضدایران آنقدر مبسوطالید هستند که میتوانند تیم ابومسلم، نماد خراسانی تاریخ استقلالخواهی ایران، را نابود و تعطیل کنند؛ در گام بعد، میتوانند کاری کنند که به نابودی تیم ملی ایران هم بیانجامد.