چرا باید در تجمعات معلمان شرکت کرد .
عدالت ابزار دست فرومایگان علیه فرامایگان است یا یکی از فضایل چهارگانه افلاطونی است که برای اعتلای جامعه ضروری است؟
در طول تاریخ تفکر و اندیشه بشر یکی از مفاهیم بحث برانگیز مفهوم عدالت بوده است.عدالت چیست و متر و معیار سنجش آن چیست.به زعم فلاسفهای چون افلاطون عدالت فضیلت است. و معیار وجود عدالت سازگاری و تناسب عناصر مرتبط در کنار هم و خلق زیبایی است.در این نگاه بالضروره عناصر و اجزا محدودیت هایی بر همدیگر روا میدارند.اگر غایت عدالت خرسندی و نهایت علو فرد باشد فارغ از سرنوشت دیگران اینجاست که فریاد اعتراض بر خواهد خواست.
گروه دوم پا به میان میگذارند و مدعی میشوند که این عدالت چیزی نیست جز مستمسکی برای سرکوب توانمندان و مستعدین تاریخ.باید به قدرتمندان و توانگران اجازه داد تا انتهای استعدادشان جلو بروند و نهایت لذت ها ببرند و این عین عدالت است .وقتی اینان به حد نهایی خواسته هایشان رسیدند آنگاه خود این توانگران در کنار هم به تعادل و تفاهمی برای اداره امور جهان شان خواهند رسید. ضعفا و ناتوانان هم طبیعتا باید از اوامر آنها اطاعت کنند چرا که عقل سلیم حکم میکند که از حکم دانایان و توانگران پیروی کنی.نیچه و سوفسطاییان معتقدین به نظریه دومند.تفاوت بنیادین این دو نظریه در برداشت شون نسبت به توانایی ذاتی انسان ها و نقش شان در کلیت هستی است.
اگر هستی را کلیتی ببینیم که هر عضوش سوای کیفیات فردی خودش در آن کلیت هم نقشی خواهد داشت که باید در سازگاری با دیگر اعضا باشد تفسیر و انتطاراتمان از خودمان ودیگران روند جمع گرایانه ای به خود خواهد گرفت و محدودیت های ناشی از حضور در جمع نافی عدالت پنداشته نخواهد شد بلکه عین عدالت است.
اما اگر به نظریه دوم قائل باشیم این محدودیت ها را ناقض آزادی و عدالت خواهیم دید و علیه آنها موضع دشمنی اتخاذ خواهیم کرد. پایبندان به چنین مواضعی نگاه هرمی به جهان دارند و افسارگسیختگی را حق مسلم و طبیعی خود میدانند.
حال اگر نیک به حاکمان ایران و همچنین خیلی از مردم بنگریم میبینیم که در گروه مؤمنین به مکتب دوم هستند. حاکمان خود حاکم بالذات میبینند و خیل عظیمی از مردم هم خود را محکوم بالفطره. که با کمال تاسف بسیارند از همکاران خودمان که خود را در زمره همین جماعت محکومان بر میشمارند.
این امر باید برای تک تک ماها درونی شود که نه خیر ، همه انسان اند و هر کس در ساختن بنای جامعه ایفاگر نقشی متناسب با توانایی هایش خواهد بود که جای خالی هر عضو فارغ از نوع کیفیتش به شکل عیانی به چشم خواهد آمد.
اینگونه میشود که مبنای مقبولیت و به تبع آن مشروعیت از آسمان به زمین میآید و هیچکس را بر هیچ کسی ارجحیت نخواهد بود.آنگاه است که نقش کتک خور فیلم را نخواهیم پذیرفت.
محمدرضا افشون
عضو کانون صنفی معلمان استان بوشهر