حاکمیت یکدست شده تحمیلی همچنان در فریب مردم
مشاهدات روزمره از اوضاع جامعه و آنچه که واقع می شود غیر قابل کتمان است، هر روزه در انظار مردم خودنمایی می کنند، مردم هم دیگر نیازی نمی بینند که برای یکدیگر باز تعریف و یا توضیح دهند و این بدین معناست که بحران رخ داده است، زجر و درد و مصیبت های انباشته شده و مدیریت های ناکارآمد و نظرات و آرای غیر علمی و بدون پشتوانه اجتماعی مسئولینی که با مهندسی و نظارت استصوابی برکشیده شده و بطور خاص! تحمیل شده اند باعث بحران های فراگیر در بیشتر زمینه ها هستند.
اما بحران بزرگتر این است که حاکمیت یکدست شده ی تحمیلی همچنان در فریب مردم و جامعه کوشش می کند و سعی دارد وضعیت بحرانی را عادی جلوه دهد و البته باید دانست که بیش و پیش از این دیگر فریبی، نوعی از خود فریبی و توهم زدگی و جنون قدرت در حاکمیت رخ داده است که با زور و تحمیل و قبضه قدرت و در اختیار داشتن نیروهای تحت امر امنیتی و پلیسی؛ هم به سرکوب افکار عمومی و هم به سرکوب اعتراضات عمومی می رود.
آنکه خود را فریب می دهد و یا واقعیت را نادیده می انگارد و یا به تحمل اجتماعی در شرایط دشوار توصیه می کند و نارسایی ها و ناکارآمدی ها را به دشمن پیوست می دهد، برای نظام اجتماعی و حل مسایل گوناگون جامعه و مدیریت بحران خطر آفرین است و خطرناکتر اینکه بر افکار و ایده های آزمایش شده و شکست خورده خود باز هم تاکید و اصرار می ورزد.
چنین افرادی دچار بیماری روانی و خودشیفتگی و بلاهت و سفاهت هستند و چنانچه هدایت و انتظام اجتماع را به هر نحوی و با تکیه بر قدرت در دست بگیرند فاجعه ببار خواهند آورد، هیچگاه در مخیله تنگ و تاریک سفیه نمی گنجد که اشتباه کرده است، از دیوانه و روانی هم نمی توان انتظار داشت به این نتیجه برسد که مرتکب خطا می شود، در همه حال خود را محق می دانند لذا در جامعه ای که دچار سفیهان است، دزدان و ناشایستگان و اراذل سود خود می برند و ملت را در بحران های متعدد و نابسامانی های اجتماعی فرو خواهند برد.
پوشاندن حقایق و واقعیتها و وعده دادن چاره ساز نیست، با مسکن ها و یارانه و صدقه هم اقتصاد ویران درمان نمی شود، با موعظه هم اخلاق را نمی توان بازسازی کرد، مجلس و رئیس آن مدتهاست در مظان اتهامات سنگین است و حمایت می شود، دولت و رئیسش توانایی حل کوچکترین مسائل را ندارند، حاکمیت یکدست نتوانست دردی از مردم دوا کند و مشکل بر مشکل افزود و همان راه زیانبار رفته را در دوره حاکمیت یکدست اول طی می کند، از واقعیت فرار می کند و پاسخگوی جامعه امروز ایران نیست، باید واقعیت موجود که روزمره مردم با آن روبرو هستند را بپذیرند و بدانند که اقتصاد علم است، جامعه شناسی علم است و …. به علم مجهز شوند و اختیار کشور را از دست سفیهان بدر آورند و بدانند که تعامل با جهان و نظام بین الملل و دوری از کشورها و سران کشورهایی که برای مردم خود هم بحران ساز هستند؛ اصلی است که ضامن منافع ملی ایران است.
مسئولین متهم را در هر رده و مقامی هستند بازخواست کنند و نیز آزادی های فردی و اجتماعی را تضمین کنند تا مردم آرامش و آسایش یابند و راه تعامل با جهان را پیش بگیرند و دست از خرافات و حدیث سازی و روایت خوانی های کذب و دشمن دشمن گفتن بردارند و در مسیر رفع تحریم ها حرکت کنند تا به لطف خداوند شاید گشایشی حاصل آمد و امنیت و رفاه برای مردم و بالندگی و پویایی جامعه رقم خورد.
واقعیت را با خود فریبی، نه می توان پنهان کرد و نه می توان انکار؛ چون سیل خروشان و طوفان همه را در هم خواهد نوردید. از واقعیت فرار نکنید، برای حل و فصل مشکلات ابتدا باید واقعیت در حال جریان امروز جامعه را پذیرفت،؛ خودتان را فریب ندهید و کوشش نکنید که مردم را فریب دهید، تا کنون نشده و نخواهد شد.
برگرفته از کانال عیسی سحرخیز