بابک زنجانی هنوز هم منّت دور زدن تحریمها را بر سر اکثریت مردمی میگذارد که با صدای بلند گفته اند از سیاست خارجی تان و کلا از شیوه حکمرانی تان بیزاریم. شمخانی هم از زخم تحریم و فداکاری برای دور زدنش گفت. حالا چرا میگویم مجرم به سوگواری قربانی رفته؟ از نفوذ فساد در خانواده شمحانی فراوان نقل شده. از نقش فرزندانش در کشتیرانی و اخبار درباره داماد و برادرزاده اش. از حمایت از عبدالباقی چهره مرموز فاجعه آبادن هم زیاد میگویند. باز این هم دلیل اصلی من برای مجرم بودن شمخانی نیست، دلیل اصلی تیپ شمخانی است، بازیگرانی که دموکراسی در ایران را سد کرده اند و بر سفره انقلاب نشسته و میخورند و میخندند. اختلافشان با باقی اعضا بر سر سهمشان از سفره است. فروپاشی برج آبادان بر سر شهروندان آبادانی، فقط یک نشانه کوچک از نظام روابطی است که شمخانی ها ساخته اند. لباس او هنوز بوی خون میدهد اما نه بوی خون زخم آن سرباز فداکار وطن که بوی خون شهروندان مانده زیر اوار. بوی خون قربانیان تیرهای آبان. روزی که شمخانی بفهمد در چه منجلابی گرفتار شده شاید در خلوت خود آرزو کند ای کاش آن روزها تیری از دشمن بعثی او را از این حجم فساد نجات میداد تا لباسش بوی خون هموطنش را ندهد.
فیسبوک مجتبی نجفی