لباس شمخانی هنوز بوی خون میدهد، مجتبی نجفی

علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در تهران نه آبادان برای قربانیان عزاداری میکند. “مجرم” برای “قربانی” سوگواری میکند. این نه عزاداری که رقص ریا است. قاتل برای مقتول زاری میکند. در سال هشتاد، دانشجو بودم شمخانی وزیر دفاع دولت خاتمی علیه رئیس جمهورش کاندیدا شده بود. جو آن دوران، اصلاح طلبی بود. در نقد بسیجی های اودکلن زده با لباس های اتو کشیده گفت: لباس های بسیجی ما آن زمان بوی خون و خاک میداد نه اودکلن.این سخنش آنقدر وجد انگیز بود که یک دقیقه تشویقش کردیم. او کمی بیش از هفتصد هزار رای آورد. وزیر دفاع قابل احترامی بود. از رد صلاحیت فله ای کاندیداهای مجلس هفتم هم انتقاد کرد. در کوران جنبش سبز با رمز” بی بصیرت” از همه ساکتین، علیه موسوی و کروبی اعتراف میگرفتند. شمخانی تن نداد.
علی شمخانی آنروزها در دولت روحانی تغییر مشی داد. از فاجعه آبان بگذریم که قصه ای است پر از اشک و آه. شمخانی به صادقی نماینده گفته بود لازم باشد همه شان را با تیر میزنیم. شمخانی مدافع تحریم ها، نسخه متفاوتی از همان شمخانی مدافع مرزهای وطن در کنار برادران شهیدش بود. شمخانی روزی منّت کار پسرش در حوزه خصوصی را در برنامه ای تلویزیونی به رخ مردم کشید. گفت اکیدا تاکید کرده پسرانش وارد حوزه کار دولتی نشوند. او گفت خصوصی سازی اما ما بخوانیم “مخصوصی سازی”، چون بعدها مشخص شد فرزندان بیزار از کار دولتی، به نام خصوصی سازی در کشتیرانی های سفارشی به اصطلاح تحریم ها را دور میزنند. دور زدن تحریم ها را بخوانید پر کردن جیب مبارک از رنج ملت. تحریم ها بهانه ای شد هر کس در روابطی غیرشفاف به بهانه دور زدن جهادی ، کسب و کار مافیا گونه ای برای خود رقم بزند.

بابک زنجانی هنوز هم منّت دور زدن تحریمها را بر سر اکثریت مردمی میگذارد که با صدای بلند گفته اند از سیاست خارجی تان و کلا از شیوه حکمرانی تان بیزاریم. شمخانی هم از زخم تحریم و فداکاری برای دور زدنش گفت. حالا چرا میگویم مجرم به سوگواری قربانی رفته؟ از نفوذ فساد در خانواده شمحانی فراوان نقل شده. از نقش فرزندانش در کشتیرانی و اخبار درباره داماد و برادرزاده اش. از حمایت از عبدالباقی چهره مرموز فاجعه آبادن هم زیاد میگویند. باز این هم دلیل اصلی من برای مجرم بودن شمخانی نیست، دلیل اصلی تیپ شمخانی است، بازیگرانی که دموکراسی در ایران را سد کرده اند و بر سفره انقلاب نشسته و میخورند و میخندند. اختلافشان با باقی اعضا بر سر سهمشان از سفره است. فروپاشی برج آبادان بر سر شهروندان آبادانی، فقط یک نشانه کوچک از نظام روابطی است که شمخانی ها ساخته اند. لباس او هنوز بوی خون میدهد اما نه بوی خون زخم آن سرباز فداکار وطن که بوی خون شهروندان مانده زیر اوار. بوی خون قربانیان تیرهای آبان. روزی که شمخانی بفهمد در چه منجلابی گرفتار شده شاید در خلوت خود آرزو کند ای کاش آن روزها تیری از دشمن بعثی او را از این حجم فساد نجات میداد تا لباسش بوی خون هموطنش را ندهد.

فیسبوک مجتبی نجفی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»