پرسشی جدی از آنها که همه چیز را می دانند و قضاوت می کنند، ابوالفضل محققی

در جواب به آقای فواد تابان

پوپولیسم فی النفسه کلمه بدی نیست .کلمه یا بهتر است بنویسم اصطلاحی که به تعبیر “داریوش آشوری ” معنی مردم باوری میدهد. “باوری که خواست مردم را عین حق دانسته و خواست آنها را برتر از همه خواسته ها و ساز کار های اجتماعی می شناسد. اعتقادی که با ایمانی ساده فضائل مردم را در برابر منش فاسد طبقه حاکم قرار می دهد. “
اما همین اصطلاح معنی دیگری نیز دارد و آن “توهم توطئه”است .اصطلاحی که پشت سر خود تاریخی طولانی دارد و به دفعات از طرف افراد، گروه ها و احزاب مورد استفاده وسو استفاده قرار گرفته است. اصطلاحی که عمدتا و تاریخنا جریان های مارکسیستی دو آتشه چپ از آن برای کوبیدن رقبای خود در مبارزه اجتماعی استفاده کرده و می کنند. اگر رهبری لنین باشد کلمه ای است مقدس وسازکار آن درست .اما اگر گرنسکی و حتی پارلمان او باشد ارتجاعی و مردم فریب.
چه شد؟ باز رفتم سراغ همان تاریخ و فرهنگ قدیمی مرسوم .اگر این تکیه به مردم توسط جریانی چپ یا فرد چپی صورت گیرد انقلابی است!
اما اگر طرح آن و تکیه به مردم فرضا از طرف آقای رضا پهلوی باشد که مطرح می کند: “امروز بزرگترین اپوزیسیون و آلترناتیو جمهوری اسلامی، شما ملت ایران هستید که از همیشه متحدترید و بدون توجه به دسته‌بندی‌ها و گرایش‌های سیاسی، چپ و راست، جمهوریخواه و مشروطه‌خواه، دوشادوش هم برای آینده‌ای بهتر تلاش می‌کنید کسا نی که در بطن اعتراضات قرار دارند، صلاحیت بیشتری را برای اتخاذ این نوع تصمیمات دارند.”صورت گیرد از نگاه منتقد چپ فرصت طلبانه و مطرود . که هدف از گفتن آن مصادره مبارزه مردم است بنفع خود.

اما بیان همین جمله بگونه ای دیگر توسط آقای تابان نشانه صداقت انقلابیست! “کارگران، معلمان، بازنشستگان، جنبش های اجتماعی در ايران همچنان مشغول کار خود هستند و نيروی واقعی مبارزه عليه حکومت در کشور را تشکيل می دهند. ” بر گرفته از مقاله “جنجال های پوپولیسم راست”به قلم آقای فواد تابان.

این دو پاراگراف چه تفاوت مضمونی با هم دارند که یکی از طرف ایشان مارک فریبکاری می خورد ودیگری که خود می گوید انقلابی صادق؟

چه کسی میزان بدست آقای تابان داده تا افراد را دسته بندی کند ! عنوان بدهد! وبا نگاهی این چنین تحقبر آمیز توام با تبختر چونان اربابی که همه چیز را در خشت خام می بیند وبا قطعیت بر رعیت نا آگاه که آن ها را تائید کنندگانی فاقد اندیشه، صف بسته پشت سر آقای رضا پهلوی می داند می تازد!

حمایت کنندگان از فرا خوان آقای رضا پهلوی را در رابطه با ایجاد یک جبهه فرا گیر ملی متشکل از تمام احزاب و گروه ها را افرادی هیجانی می داند که بجای سپردن عقل خود بدست ایشان وامثال ایشان “پشت سر رضا پهلوی به صف شده و يک «شبه جنبش» پوپوليستی راست گرا راه انداخته اند. کسانی که حتی یک نوشته قابل اعتنا ندارند !

“من در اين مدت نقدهای خوبی از سوی متفکرين و صاحب نظران از جمله داخل ايران در نقد اين شبه جنبش پوپوليستی راست گرا خوانده ام، اما در اين سو حتی يک نوشته ی قابل اعتنا نديده ام. هر چه هست، هيجان، عصبيت، تمسخر، تهديد و تحقير مخالفان است. يعنی همه ی عناصر يک پوپوليسم راست!” فواد تابان

با تاسف و تعجب از خود میپرسم .شما انقلابی صادق که به مقالات و نقد های متفکران و صاجب نظران دست رسی دارید و بقول خودتان آقای رضا پهلوی وفرا خوان ایشان هم برای شما مهم نیست و پشیزی ارزش ندارد.لطفا بر اساس همان مقالات باارزش به من بگوئید .در این شرایط بحرانی که کارد به استخوان مردم رسیده چه باید کرد؟

بگوئید! پشت کدام حزب و سازمان جانداری که من و شما و آقای بهروز خلیق که صحه بر نوشته شما نهاده ! طی این سی سال پی افکندیم باید صف کشید؟ به کدام شخصیت شناخته شده و قابل قبول مردم باید تکیه نمود؟

آیا واقعا جامعه امروز ایران همان چیزی است که شما ترسبم می کنید؟ یا آتشفشانی است که می تواند هر دم منفجر شود و در گذاره هایش صد ها انسان ایرانی بسوزد و نابود شود! من و شما چه میزان این نسل جوان عاصی ،پشت پا زده بر همه چیز را می شناسیم؟چه میزان بر تفکر و خواست آن ها اشراف داریم؟ امری که در سایت شما بندرت بر خواسته های واقعی آن ها تامل می کنید.

آیا میدانید که الگوی آن ها صد و هشتاد درجه با الگوهای انتزاعی و به تاریخ پیوسته ما فاصله دارد .آن ها درست همان چیزهائی را می پسندند که شما نفی میکنید و مورد تمسخر قرار می دهید .

کله معلق زدن آقای رضا پهلوی برای آدم های جدی تربیت شده مکتب چپ امری است بغایت مسخره آمیز که نهایت به فریبکاری پوپولیستی تفسیر می شود. حال آن دربین میلیون ها خانواده ایرانی که تماشگران دائمی تلویزیون من وتو و سایت های مختلف می باشند نشانه صمیمت و نوعی زندگی غربی ساده وبی شیله پیله محسوب میگردد و عاطفه بر انگیز می شود .

چرا نمی خواهیم قبول کنیم .اکثریت قریب به اتفاق مردم روزانه ساعت به ساعت زندگی امروز خود را با گذشته مقایسه می کنند لعنت به انقلاب و انقلابیون می فرستند. چه آن هائی که دوران قبل را دیده بودند وچه نسل جوانی که از طریق توتل زمان تلویزیون “من و تو” به آن دوره متصل می شوند وآه حسرت می کشند .

آن ها مانند من و شما تحلیل انتزاعی و تاریخی نمی‌کنند .نگاهشان به امریکا مانند شما نگاه ضدامپریالیستی نیست .کما این که فرزندان ما نیز مثل ما فکر نمی کنند .حتی خود من و شما.

اگر صادقانه در خلوت خود فکر کنیم و آزاد به انتخاب زندگی در یک کشور سوسیالست و سرمایه داری شویم کدام را انتخاب می کنیم؟ بیاد بیاوریم سر و دست شکستن روز های خروج از شوروی ورفتن به کشور های غربی را !رهبرانی که تقبیح می کردند رفتن به سازمان ملل و پناهنده شدن به غرب را! خود با افتخار مسافران هواپیمای سازمان ملل شدند .

هنوز بسیاری از ما حسرت این می خورند که چرا موقع خروج از شوروی سابق نتوانستند امریکا بروند .کمتر کسی از خودمان دیدم که مشتاق تحصیل فرزندش در دانشگاه های امریکا نباشد .می نویسی که نمی خواهی دیگران “دقیقا امریکا” برای ما ببرد و بدوزد .حال آن که جامعه امروز ایران هیچ اعتراضی به لباس امریکائی وزندگی به شکل آمریکائی ندارد.

چرا که تمام سلبریتی های امریکائی ،اروپائی با سبک زندگی ،آرایش و نگاه به جهان و مشابه ایرانی آن ها در اکثر خانه های ایرانی حضور دارد. بالاترین میزان عمل زیبائی در بین همین جوانان صورت می گیرد .فکر نکن مختص طبقه متوسط است !بلکه فراگیر از خزانه تا قیطریه! بهر بها و هر جان کندنی.

مدتهاست که غرب تفکر مردم را بدست گرفته و بن مایه تفکر این ملت غربی است! حتی آن پاچه ور مالیده بسیجی شده به ظاهر حزب الهی! نسلی متنفر از هرچه آخوند و جامعه ایدئولوژیک چینی ،روسی و… که ما تصویر می کنیم و خود نمی دانیم چیست .انصافا خود ما چه میزان به آن جامعه که قسمتی از آن را در اتحاد شوروی دیدیم اعتقاد داریم ؟ رهبرانی که مزمت امپریالیسم امریکا می کردند دستگیره کاخ خود از طلا می ساختند.

رهبران کوچکتری که کف بر دهان می آورند! اما رگ ، پی و شکل زندگیشان !چیدمان خانه شان! نوع مسافرت و لذت بریشان با معیار های غربی است .تقبیح بی بی سی وایران انترناسیونال می کنند! که رسانه های غربی هستند در خدمت به رضا پهلوی! اما خود برای ساعتی ظاهر شدن در پرده آن له له می زنند .

رهبرانی که تا لحظه آخر حاضر بدست کشیدن از مقام و منزلت خود نبودند .اما خواهان این هستند که رضا پهلوی دهان به دشنام پدر و پدر بزرگ بگشاید! تا قبول کنند که باب گفتگو با او آغاز کنند.

“ایرج اسکندری از دبیرکلی کنار رفته بود. اما خواهش می کرد که میز منبت کاری شده او را که در زمان دبیر اولی پشت آن می نشست از وی نگیرند “خاطرات احسان طبری.

کدام یک از رهبرانی که چند ستاره کار بر سینه ردیف کرده بودند حاضر به ترک مقام خود شدند؟ مگر زمانی که مرگ سراغشان آمد.

مگر همان رهبران کمونیستی که یک پله بالاتر از رهبران سوسیال دمکرات قرار می گیرند جملگی در راس کشورهای جدا شده خود از بدنه شوروی قرار نگرفتند و حکومت نسلی خود برمردم تحمیل نکردند؟ جمهوری، دمکراسی صرفا کلماتی جهت پنهان شدن در پشت آنهاست خودت خوب میدانی!

جامعه آرمانی شما که بر پایه انقلاب یا دگرگونی،یا هر چه می خواهید نام آن بگذارید می‌خواهید برپا کنید، مصالحش را همین مردمی می‌سازند که نمی خواهند در جامعه انقلابی شما که همه را پس می زند زندگی کنند. آن ها رضا پهلوی را با همان ظاهر آراسته و بقول شما حمایت شده از غرب دوست دارند .در جامعه امروز ایران حمایت غرب نوعی امتیاز محسوب می شود که می تواند سایه این بختک را از سر جامعه خاکستری بر دارد .

کسانی مانند من و شما اگر از تک و توک آشنایان شبیه خود بگذریم شخصیت های محبوب و مورد قبولی در جامعه جوان امروز ایران نیستیم . طی این چهل سال بذری نه افشاندیم ، درخچه گوچکی هم از ما بر نرسته است .

کسانی که هنوز ادامه حکومت آخوندی را به بالا آمدن رضا پهلوی با هزار تئوری ،فال بینی و نظر خوانی تفسیر می کنند . ترجیح می دهند به تراوشات فکری خود جامه واقعیت می پوشانند تا مانع از شکل گیری اتحادی شوند که آفای رضا پهلوی دست بالا را دارد .”دیگی که برای من نمی جوشد بگذار سگ بجوشد”

“لطفا فکر خود را جای فکر این نسل نگذاریم”!

لطفا بنویسید که آن نیروی وسیع دگرگونی شما متشکل از چه نیرو ها و افرادی است؟

من همیشه موافق با تشکل های حزبی خواهان سکولاریسم ،دمکراسی ،آزادی و عدالت اجتماعی بوده و هستم .اما بر آورده شدن تمامی این را در نگاه کردن واقعی به صحنه مبارزه اجتماعی اقتصادی ،فرهنگی وسیاسی میدانم که هر کس با توان خود و قبول حق دیگری مبارزه می کند.

جایگاه هر جریان سیاسی را میزان اتوریته و سنگینی هر فرد یا تشکل معین می سازد .اتوریته ای ملهم از خواست و حمایت مردم و خارج از اراده من که حول فرد یا جریانی صف بسته اند.

من نقطه نظرات خود بیان می کنم بدون آن که بر کسی اجبار کنم و شرط قرار گرفتن در صف مبارزه را منوط به پذیرش نظرات خود کنم .تلاش می کنم نکات مشترک با دیگر جریانها رادر یک طرح در بیاورم بهم نزدیک کنم و حل نکات مورد اختلاف را که در حال حاضر برجسته کردن آن ها مسئله ای حل نمی کند به آینده موکول نمایم. مهم گرفتن سر حلقه زنجیری است که باعث پیوند می گردد.

امری که با بزرگ کردن وجوه فرعی موارد اختلاف! عامل وحدت دهنده بسایه رانده می شود و جدائی از هم قوت می گیرد . وضعیت کنونی اپوزیسیون!

“آئینه سکندر جام جم است بنگر!

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا ”

نیک میدانم که برای گذر از جمهوری اسلامی ! وحدت تمامی نیرو ها حول یک شعار محوری با عنایت به روی کرد مردم در صحنه به این فرد یا آن فرد و جریان معنی می یابد!

من نمی توانم بمردم تحکم کنم که پشت سر این یا آن فرد بایستند یا نایستند .اگر در مبارزه ای جدی با جمهوری اسلامی هستم و اعتقاد داریم که هیچ حکومتی ویرانگرتر و جنایتکار تر از او نیست و سر کار نمی آید.هر گونه کارشکنی ،تنگ نظری، گروه گرائی و حسادت که باعث تعلل در امر شکل دادن به اتحاد ملی گردد گناهی است نا بخشودنی .

چه عاملی باعث می شود که با وجود داشتن سال ها تجربه سیاسی هنوز قادر نیستیم سر یک میز بنشینم راه های نزدیک شدن بهم را جستجو کنیم ؟

من در چندین جلسه بزرگ دکتر نجیب که نسبت به آینده هشدار میداد و ریش سفیدان و رهبران سیاسی را به مصالحه ملی دعوت می کرد واز صمیم قلب خواهان تشکیل یک دولت فرا گیر بودبعنوان روزنامه نگار شرکت داشتم .

می دیدم که با تصور آینده چگونه وحشت می کرد .از راه رفته انتقاد می نمود . بگونه ای که وجود و بازگشت ظاهر شاه را باعث وفاق و ثبات ملی می دید و خود آستین بالا زده به دعوت و استقبال او می رفت.امری که بسیار دیر بود! بر بیچاره مردم افغان آن رفت که امروز شاهد آنیم!

ما حکومتی بهتر از حکومت طالبانی نداریم .متاسفانه اپوزیسیونی عاقبت بینی نیز نیست که غم مردم بخورد و آینده تلخ را ببیند هر چند دیر به این تحلیل های تئوریک پایان ناپذیر و روشنفکرانه که هرروز از دل خود حزب و تشکل جدیدی تحت عنوان دفاع از اصول و پرنسیب حزبی بیرون میدهند نقطه پایانی بگذارد و یا حداقل برای دوره محدود کم رنگش نماید ! وبا عنایت به وضعیت سخت بحرانی و شکننده امروز در راستای شکل دادن بیک وفاق ملی حرکت کند و نقطه امیدی در دل مردم بوجود بیاورد .

فواد گرامی من این “شبه جنبش” پوپولیستی خود را بر بی عملی حاصل از خرد ورزی شما که هرگز به نزدیکی و شکل گیری یک اتحاد ولو کوچک در راستای مبارزه ای فراگیر با جمهوری اسلامی منجر نگردید و منجر نخواهد شد ترجیح می دهم . سئوال آخر چرا در نشریه وزین شما هرگز جائی برای نشر نظر مخالف به بهانه نشر در جای دیگر نیست” حداقل در گوشه ای مانند تریبون آزاد رادیو زمانه.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»