پيدا كردن راهى ميان ” عدم اتكا به نيروى خارجى” و ” جلب حمايت كشور هاى بزرگ ” كار ى دشوار، اما ضرورى است. به نظرم، بدون مشاركت دوستان آمريكا در حكومت، حمايت دراز مدت و موثرى هم در كار نخواهد بود! از نظر من در مختصات فعلى تعادل قوا، رضا پهلوى مى تواند نقش ميانجى و فرد مورد اعتماد آمريكا را در مقام رئيس جمهور يك جمهورى پارلمانى بازى كند. به نظرم، حمله به او به عنوان نوكر و وابسته به آمريكا، كار نادرستى است و پيام بدى را به جهان مخابره مى كند.
البته اين تنها گزينه نيست، مساله اصلى بازنگرى سياست هاى چپ در گذشته است. ما نسبت به رجل سياسى بزرگ كشور مان نظير تقى زاده و فروغى ، نگاهى بسيار منفى داشتيم و نتوانستيم آنها را درك كنيم. آنها خيلى خوب نقش لينك خارجى در تحولات كشور ما را مى فهميدند و دنبال ايجاد موازنه بودند. چه موازنه منفى مصدق و چه موازنه مثبت قوام و رضا شاه!
ما و ” مليون ” در بحث سياست كلان خارجى به يك خانه تكانى جدي نيازمنديم. ادبيات ما هنوز پر از واژه بى مصرف و از رده خارج شده ” استقلال” است. ما نياز مند تعاريف جديد و جاگيرى مناسب در جهان ” جهانى شده و ديجيتال” هستيم و مقدمتا بايد بر ترس نهادينه شده در وجودمان فايق بياييم !
زنده باشى