نگرانی خامنهای از حضور جوانان در میدان سیاست
موسسه جهانی ارزیابی ارزشها (World Values Survey) تحقیقاتی دارد که دائما در وب سایت عمومی این موسسه منتشر می شوند. مطابق این تحقیقات شاخص های “سکولاریته” و “مدرنیته” از یکسو و “ابراز وجود” (self-expression) از سوی دیگر، تعیین کننده میزان رشد فرهنگی و سیاسی یک جامعه هستند.
در نقطه مقابل، عواملی مانند بقا و حفظ موجودیتِ خود (survival) از یکسو و سنت و هنجارهای ارتجاعی از سوی دیگر نقش بسیار موثری در عقب ماندگی و درجا زدن جوامع سنتی دارند. در نموداری که این موسسه به همین منظور تهیه کرده و در وب سایت آن قابل دسترس است، آمده است که دمکراسی پارلمانی، اگرچه یک شاخص مهم در وجود آزادی های سیاسی است، اما الزاما نشان دهنده رشد کیفی یک ملت و یک فرهنگ، که مبتنی است بر توانایی و استعداد ابراز وجود، نمی باشد.
در دمکراسی پارلمانی و انتخاباتی، حتی در جوامع غربی، معمولا خواص و الیت جامعه و احزاب رسمی نقش تعیین کننده ای در تشکیل دولت و مدیریت کشور دارند. در این میان نقش مردم معمولی، بویژه بخشهای پائینی جامعه بسیار ناچیز و یا محدود به انتخاب یکی از نهادهای قدرت می باشد. فاکتور مهمی که در این رابطه رل ویژه ای بازی می کند موضوع بقا و حفظ موقعیت اقتصادی خود که نظام سیاسی و اقتصادی موجود تحمیل کرده است می باشد. این واقعیت را ما در کشورهای اروپای شمالی و غربی بخوبی مشاهده می کنیم. مردم عادی این کشورها در هنگام نظر سنجی ها که تاثیر مستقیمی در تشکیل دولت و مجالس این کشورها ندارد، بلکه از طریق آن صرفا ابراز وجود می کنند، به احزاب و جریانات ضد نهاد های رسمی قدرت تمایل نشان می دهند. اما هنگامی که در پای صندوق رای باید انتخاب جدی و نهایی خود را، که تاثیر مستقیمی بر امور زندگی اشان دارد، انجام دهند بازهم بسوی احزاب میانه و حاضر در قدرت روی می آورند، مگر اینکه بقول معروف کارد به استخوان رسیده باشد، مانند یونان، که مردم انتخابات پارلمانی را وسیله ای برای ابراز وجود که در حقیقت بیان یک انقلاب آرام است، می کنند.
این وضعیت و مکانیزم را ما حتی در کشور خودمان نیز شاهدیم. تحولات درونی جامعه ایران نشان می دهد که مردم ایران در طول بیش از چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی دو مکانیزم را خوب فراگرفته اند. از یکسو به هر وسیله ممکن ابراز وجود می کنند و از سوی دیگر رمز مقاومت مدنی در برابر این نظام را بخوبی آموخته اند.
موسسه جهانی ارزیابی ارزشها دو تحقیق در بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ و در فاصله ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ دارد که نشان می دهند نگرش والدین نسبت به شاخص کیفیت مطلوب برای رشد فرزندانشان تغییرات جدی داشته است. برای مثال تمایل به استقلال فرزندان از ۵۱ درصد به ۷۱ در صد رشد کرده است. در حالیکه در تمایل والدین به حفظ اعتقادات مذهبی فرزندانشان، بعنوان یک کیفیت مطلوب تغییری دیده نمی شود. همین مطالعات نشان میدهند که داشتن عشق بعنوان مهمترین عامل تصمیم گیری برای ازدواج رشد قابل توجه پنجاه درصدی در میان جوانان نشان می دهد، در حالیکه عامل تصویب پدر و مادر در هنگام ازدواج رو به کاهش گذاشته است. در مجموع برای حدود ۶۹ در صد از جوانان عوامل فردی، از جمله عشق و توافق متقابل از اهمیت درجه اول برخوردارند.
در این گزارش آمده است که (مطابق نظرسنجی هایی که در ادامه این گزارش آمده است) ما پیش بینی می کنیم که که در ایران پشتیبانی از فردگرایی، دمکراسی، برابری های جنسی و گرایش روز افزون به هویت ملی بجای هویت مذهبی رو به فزونی نهد. اگرچه در جوانان ایران کیفیت هایی مانند استقلال فردی، اجتماعی، فرهنگی و بطور کلی استقلال هویتی بطور قابل ملاحظه ای رشد کرده، اما این رشد از نظر اقتصادی بدلیل عدم حمایت کافی از سوی دولت، چندان قابل ملاحظه نیست.
در رابطه با نقش زنان در اجتماع نیز ما شاهد تغییرات فاحشی هستیم، از جمله اعتقاد به اینکه مردان می توانند نقش بهتری در سیاست بازی کنند، از ۲۸ در صد به ۲۲ درصد رسیده و در گزارش بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰، این درصد به ۱۳ رسیده است. مطابق گزارش ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ در زمینه تجارت و فعالیت های تجاری نزدیک به ۶۰ در صد زنان مخالف این عقیده هستند که مردان بهتر از زنان در تجارت و کسب و کار هستند. و یا اینکه تحصیلات دانشگاهی برای پسران مناسب تر از دختران است از ۱۹ به ۱۳ در صد و موافقان این مدعا که زن باید از شوهرش اطاعت کند از ۲۴ در صد به ۱۷ در صد کاهش داشته اند. همچنین در گزارش سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ آمده است که بیش از ۷۰ در صد کسانی که مورد سوال قرار گرفته اند، برابری زن و مرد را یک ضرورت برای دمکراسی است.
اگرچه این نظر سنجی مربوط به سالهای پیشین است اما شواهد اجتماعی و بویژه رفتار جوانان ایران از کف خیابانها تا میادین دیجیتال نشان می دهند که رشد فردیت گرایی، اعتقاد به برابری زن و مرد، تمایل به داشتن هویت ملی و تاریخی بجای هویت اسلامی و شیعی بشدت افزایش یافته و جامعه ایران بویژه جوانان رمز ابراز وجود را با حضور فعال در میادین مختلف و طرز لباس پوشیدن و آرایش بخوبی آموخته اند.
اگر دو فاکتور مهم در جامعه امروز ایران یعنی “ابراز وجود” از یکسو، و رمز بقای ایرانیان، در شرایط بسیار دشوار امروز، از سوی دیگر را با هم مقایسه کنیم، می بینیم که آنچه که به ملت و بویژه جوانان ایران پتانسیل ورود به یک جامعه مدرن، سکولار و آزاد را می دهد، همانا استعداد و اعتقاد به “ابراز وجود” و “خودمختاری فردی” می باشند که در عمق رودخانه و زیر پوست ظاهرا آرام جامعه ایران بشدت در جریان اند. اما رمز بقای ایرانیان که خود را در مشارکتشان در بازی های سیاسی این نظام، از جمله انتخابات، نشان می دهد در واقع فرع بر “ابراز وجود” و “خودمختاری فردی ایرانیان” میباشد. این رمز بقا در حقیقت روبنا و تاکتیکی است برای عبور از شرایط موجود که میدان بازی در آن توسط نظام حاکم بسیار محدود گردیده است.
واکنشهای بعضا خشم آلود و هیستریکی که مقامات مذهبی این نظام نسبت به رشد روز افزون استعداد ابراز وجود، خود نمایی و فردیت نشان می دهند خود دلیلی است بر شدت روز افزون رشد این استعداد ها که مردم ، بویژه نسل جوان امروز ایران را در آستانه ورود به یک جامعه مدرن و آزاد و لیبرال قرار داده است. پتانسیلی که جمهوری اسلامی، دستگاه ولایت فقیه و روحانیت حاکم هیچگاه، با وجود تلاشهای بسیار گفتمانی، فرهنگی، سیاسی و استفاده از سرکوب و تخطئه، نتوانسته اند رشد آنرا متوقف کنند، بلکه اتفاقا این استعدادهای جدید همواره بمانند پادزهری در مقابل اسلامیزه کردن ایران و رشد شیعه گری عمل نموده است.
از آخرین نمونه های حضورِ ضد هنجارها و ارزشهای نظام جمهوری اسلامی، تجمع جوانان دهه نودیها در پارک چمران شیراز بود، گویی که جوانان جشن سرنگونی جمهوری اسلامی و دست یابی به آزادی پوشش را گرفتند. اگرچه این جشن با بازداشت تعدادی دختر و پسر ۱۴-۱۵ ساله، که در نوع خود نشان دهنده اوج سرکوب دستگاه امنیتی است، تبدیل به نگرانی والدین شد، اما در نوع خود پاسخ بی نظیری بود به پروپاگاندای «سلام فرمانده» دستگاه ولایت فقیه.
پس از انتشار بسیار گسترده ویدیوی تجمع دختران و پسران در پارک چمران شیراز، رهبر جمهوری اسلامی روز سهشنبه هفتم تیر در سخنرانی برای مقامات قوه قضائیه، بار دیگر، ضمن تکرار نگرانی های خود از برآمد نسل جوان علیه ارزشهای جمهوری اسلامی، خواستار برخورد با فضای مجازی شد که به ادعای او «امنیت روانی مردم را از بین میبرد».
علی خامنهای در ادامه صحبت های خود می گوید: «هر چند وقت یک بار یک شایعهای در فضای مجازی پخش میشود، مردم را نگران میکند. این امنیت روانی مردم را از بین میبرد. یکی از وظایف قوه قضائیه برخورد با همین مسئله است» و تاکید می کند که باید سریعا قانون نظارت بر فضای مجازی تهیه شود. وی اما به این فرمان نیز کفایت نمی کند و با گفتن اینکه «خدای سال ۶۰ همان خدای امسال هم است» مانند دهه ۶۰ می خواهد بار دیگر جوانان معترض فوج فوج بازداشت شوند و با اتهامات واهی به زندان و حتی چوبه دار سپرده شوند.
بر خلاف خواست حاکمیت جمهوری اسلامی حق خودمختاری فردی و ظهور استعداد ابراز وجود در میان نسل جوان و بویژه زنان و دختران ایران میدانهای جدیدی در عرصه های سیاسی باز کرده اند. در این میدان سیاست، ابراز وجود سیاسی نه از طریق شرکت در «انتخابات» و رفتن پای صندوق بلکه با مقاومت مدنی در اشکال انتخاب پوشش، برداشتن روسری اجباری از سر، پاسخ نه به جمهوری اسلامی و تجمع های اعتراضی اصناف و اقشار مختلف معنا پیدا می کند. اکثریت مردم ایران و به ویژه نسل جوان به اشکال مختلف حضور و بروز سیاسی خود را علیه حاکمیت جمهوری اسلامی و نظام ارزشی آن نشان می دهند.