در وبگردی های امروز به اطاقی در کلاب هاوس به نام «سیاست در سایه » برخوردم که موضوع گفتگوی امروزش («صدای پای خدای ۶۰ »، آغاز فصل سرکوب و کشتار) ، می باشد. خدای دهه ۶۰ اصطلاحی بود که اقای خامنه ای در سخنرانی خود خطاب به کارکنان قوه قضاییه بکار بردند.
بکار بردن خدای دهه ۶۰ ،خدای امروز هم هست ،جنایات و کشتار قتل های ناجوانمردانه دهه ۶۰ را در ذهن متبادر می سازد. اما آقای خامنه ای نخواستند توجه کنند که اگر خدای دهه شصت ،خدای ۱۴۰۰ هم هست اما نه آگاهی مردم ایران از محتوای انقلاب اسلامی و اندیشه رهبران نظام مستقر در دهه شصت با اطلاع مردم ایران و جهان امروز از محتوای فکری و برنامه رهبران حاکم در نظام مستقر یکی نبوده و نیست و بخوبی به زوایای افکار ضد ایرانی حاکمین آگاهند. همچنین با تحول تکنولوژی در ۱۴۰۰ که دیوارهای سانسور را سوراخ سوراخ کرده است و مردم می توانند در جریان جنایات روزمره حاکمین به ظاهر مسلمان ،انقلابی و به اصطلاح ضد امپریالیست قرار گیرند.
عوامل نظام مستقر بر اساس اینکه خدای دهه ۶۰ با خدای ۱۴۰۰ یکی است تجاوز خود به حقوق ملت را با بسیج کردن عده ای مزدور در قالب کمیته های عفاف و حجاب را بر جان و ناموس مردم انداخته اند.با توجه به یکی بودن خدای دهه ۶۰ و ۱۴۰۰ بجای تامین حقوق معلمان ،کارگران،بازنشستگان،آنها را دستگیر و به زندان می کشانند،منتقدین خشونت پرهیز مانند نرگس محمدی ،نسرین ستوده و دهها مبارز زن دیگر ، مانند مصطفی تاجزاده فعال سیاسی ،آقایان رسول اف و ال احمد فیلم ساز و بیشمار انسانهای فرهیخته از میان وکلای دادگستری و دانشگاهیان یا از کار برکنار شده و یا همزمان راهی زندانهای مخوف قرون وسطایی نظام اسلامی جمهوری شده اند.
آری ،اما زمانی که نظام حاکم نمی خواهد از نتایج جنایات خود به حقوق ملت ،قتل و غارت ثروت مردم ایران و ویران کردن کشور در دوران استیلای خود بر ملت ایران عبرت بگیرد باید تاوان ان را در مقیاسی وسیعتر نسبت به دهه۶۰ بپردازد.