مهار قدرت سیاسی واز بین بردن انسداد سیاسی
دستگیریهای اخیر بار دیگر برای من یادآور و تذکر دهندهی مسالهی اصلی ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب ۱۳۵۷ و تا هماکنون است: مسالهی مهار قدرت سیاسی و از بین بردن انسداد سیاسی و بدل کردن حاکمان جامعه به خادمان جامعه.
از سال ۱۲۸۴ که جنبش مشروطه آغاز شد، دو انقلاب در ایران رخ داده است و انبوهی خیزش اجتماعی، اما هنوز نتوانستیم قدرت سیاسی را مهار بکنیم و انسداد سیاسی را از بین ببریم. هر بار انسداد سیاسی در ایران بازتولید شده است؛ گاهی تحت لوای نهاد سلطنت و گاهی تحت لوای دین.
تا زمانی که ایرانیان نتوانند این مشکل را حل بکنند، مشکل اصلی یا مشکل مادر ایران سر جای خود خواهد ماند و تمام مشکلات مهم دیگر پا بر جا خواهند ماند زیرا همهگی وابسته به این مشکل مادر اند. در نتیجه دایماً خیزشهای اجتماعی خواهیم داشت و دایماً این تقابلها ادامه خواهد یافت.
در این فرآیند، اما یک نقطهی روشن وجود دارد و آن دگرشد نهادی چندجانبه است. دگرشد نهادی چندجانبه به استقلال تدریجی نهادها در ایران و رها شدن تدریجی آنها از زیر یوغ دو نهاد سیاست و دین اشاره دارد.
برای حل این مشکل اساسی و مادر نیازمند دو نوع توسعه به صورت همزمان هستیم:
۱. توسعهی سیاسی که به تحول در درون قلمروی سیاسی و پیدایش جامعهی مدنی نیرومند و پدید آوردن ساختارهای دموکراتیک واجد پایهی اجتماعی تضمینکننده ناظر است،
۲. توسعهی فرهنگی که به پیدایش فرهنگ مسئولیتپذیری مدنی و تشکلیابی مدنی و تربیت انسانی ناظر است که قرار است محمل توسعه باشد و حامل نوآوریهای توسعهای گردد.
از نظر من این دو نوع توسعه لازم و ملزوم هماند و میبایست همزمان پیش بروند و همدیگر را تقویت کنند. من این دو نوع توسعه را مقدم بر توسعهی اقتصادی و اجتماعی میدانم. امیدوارم سه هنرمند گرامی (آقایان پناهی، رسولاف، و آل احمد) و کنشگر سیاسی فعال دکتر مصطفی تاجزاده، و نیز خانم شیرپیشه مادر دردمند هر چه زودتر آزاد شوند و این شیوهی نامطلوب مواجهه با مخالفان و منتقدان از سوی صاحبان قدرت بهکلی از جامعه و فرهنگ سیاسی ما برچیده شود!
بارها گفته ام بهترین معیار برای داوری در بارهی حکومتها ارزیابی نوع برخورد آنها با مخالفان است. کسانی که زمانی از اسطورهی علی سخن میگفتند و طرز برخورد او را با مخالفانش تبلیغ میکرده اند، اکنون چرا گفتهها و سخنان و تبلیغات دینی خود را فراموش کرده اند؟
۲۰ تیر ۱۴۰۱