چرا جمهوری اسلامی شکستش در حوزه زنان را نمی‌پذیرد؟ رضا علیجانی

جامعه ما پوست اندازی تاریخی کرده است .

طرح جدید ستاد امر به معروف و نهی از منکر، نوعی عقب‌نشینی از وضعیت مواجهه مستقیم با زنان، اما در واقع پیچیده کردن روش سرکوب است. هر چند گفته شده این طرح مصوب است و از ابتدای سال به بعضی مراکز هم ابلاغ شده، اما نیروی انتظامی آن را تکذیب کرد.

این طرح به صورت بلاهت‌آمیزی تصور می‌کند حجاب هم مثل کمربند ایمنی ماشین‌هاست که می‌توان با جریمه آن را جا انداخت! پایه طرح جدید روی تفکیک جنسیتی در مراکز آموزشی، بهداشتی و… است. این طرح به دنبال مجازات مدیران واحدهای دولتی و خصوصی، مجتمع‌های مسکونی و… است. هم‌چنین می‌گوید از طریق دوربین‌هایی که در معابر عمومی نصب هستند ماشین‌ها و افراد شناسایی و جریمه برای پلاک‌ خانه‌‌ها ارسال شود! در این طرح کسانی که تصویر بی‌حجاب در فضای عمومی منتشر می‌کنند از یک یا چند حقوق اجتماعی محروم می‌شوند و کسانی که در این فضا علیه حجاب تبلیغ می‌کنند به مجازات ۹۱ روز تا دو سال حبس محکوم می‌گردند. کل جریمه‌های دریافتی از این طرح نیز باید به حساب ستاد امر به معروف و نهی از منکر واریز شود.

با توجه به مضحک بودن بخش‌های زیادی از این طرح بعید است حتی برای اجراء ابلاغ شود، چون هیچ شانسی برای تحقق ندارد. حساسیت ج.ا روی زنان، به خصوص حجاب اجباری (و این که شکستش را نمی‌پذیرد)، در یک عبارت چنین خلاصه می‌شود:«لجبازی از روی تعصب و زهرچشم گرفتن از روی هراس».

سه ریشه این «لجبازی»: یک- پیشینه کهن مردسالارانه (این که مردان خود را مالک جسم و جان و روان زنان می‌دانند، در همه تاریخ و همه جوامع وجود داشته است)، دوم تعصبات مذهبی (که در همان بستر شکل گرفته و اینک از مدافعان و محافظان آن است) و سوم توهم دشمن‌محور (که تصور می‌کند زنان پایگاه و نیروی دشمن برای تغییر هستند).

ج.ا از ابتدای بعد از انقلاب برای تحمیل حجاب اجباری از چند ابزار استفاده کرده است: تاکید روی تعصبات مذهبی، استفاده از حساسیت‌های مردسالارانه (در همین طرح نیز از تعابیر غیرت و ابتذال بارها استفاده شده)، بمباران تبلیغاتی، مشوق‌های مالی و مقامی (که مروج ریاکاری است) و گذراندن ۴۰ آئین نامه؛ اما همه این‌ها شکست خورده و نتیجه نداده و ج.ا همچنان به ابزار اصلی‌اش یعنی خشونت و سرکوب اتکاء کرده است.

جامعه ما پوست اندازی تاریخی کرده و از عقاید و سبک زندگی سنتی که اینک در میان خانواده‌های مراجع و برخی روحانیون و یا اقشار خیلی سنتی وجود دارد، عبور کرده است. آنها می‌خواهند به زور، عقاید و سبک زندگی این اقلیت را به اکثریت جامعه که فکر می‌کنند سبک زندگی شان بی بند وبار و مبتذل است، تحمیل کنند. در سالیان گذشته برخی خانواده‌ها به جای مخالفت با فضولی‌های گشت ارشاد با دختران خودشان برخورد می‌کردند. الآن داستان برعکس شده است.

آقای خامنه‌ای با نگاهی وارونه، اما همین تحلیل هابرماس و آلن تورن که «جوانان به خصوص زنان آینده ایران را می‌سازند»، فهمیده است ولی فکر می‌کند این نقشه دشمن است نه اراده خود جوانان. تعبیر «سنگر اول» که همه ائمه جمعه، طبق بولتن‌های ابلاغ شده، برای مسئله حجاب به کار برده‌اند، از این ذهنیت ناشی می‌شود.

حاکمان نمی‌خواهند دگردیسی در عقاید و سبک زندگی را در مردم به خصوص جوانان ایرانیِ دختر و پسر به رسمیت بشناسند و به جای اینکه ریشه شکست را در خودشان جستجو کنند به گردن دشمن می‌اندازند.

از زاویه نگاه به بدنه جامعه، انقلاب ایران باعث برداشته شدن سدّ بزرگ «سنت» در برابر زنان شد (قبلا در مقاله ای به اسم «نهضت بیداری زنان در ایران» در این باره نوشته‌ام که در حوزه تحصیل و کار و کنش اجتماعی چقدر زنان ایران جلو آمده‌اند). اما از زاویه نگاه به قدرت، ج.ا ما را به لحاظ حقوقی به چندین دهه قبل پرتاب کرد. اینک ما با این پارادوکس بزرگ مواجه هستیم.

زنان پیشتاز مطالبه‌گری، حق خواهی و تغییر بوده‌اند. من هم در زندان دهه شصت دیدم که بند زنان از بند مردان مقاوم‌تر بود و هم در کف خیابان در جنبش سبز. در پروسه حق‌خواهی زنان باید این هوشمندی را داشت که کنشگری برای استیفای حقوق زنان حداکثر فراگیری را داشته باشد و مثلا در مبارزه علیه حجاب اجباری در دام دوگانه‌سازی‌های حکومت نیفتد. وقتی نوک حمله اجباری بودن حجاب باشد می‌بینیم که بسیاری از زنان محجبه نیز همسو می‌شوند و در صف مبارزه علیه حجاب اجباری می‌ایستند.

«بهترین نگاه» برای ساختن ایران آینده این است که ما برای حق آزادی پوشش مبارزه کنیم تا هر کس خودش پوشش‌اش را اختیار کند.

گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»