میدان داری کم مایه ها و زنگ های خطر! اجلال قوامی

️این روزها مطالب متنوع و قابل تاملی در باب تهی شدن جامعه و میدان دار شدن کم‌ مایه ها در همه حوزه ها از سوی برخی از فعالان سیاسی و مدنی مطرح شده است که باید این مساله و تبعات آن در جامعه را به خوبی مورد کنکاش قرار داد‌.اینکه گروه های مرجع مثل گذشته آن پایگاه و جایگاه و اعتبار را نداشته و قدرت و توان بسیج عمومی را ندارند و در یک کلام حرفشان خریدار چندانی ندارد؛ دل نگرانی مشترک سیاست ورزان و جامعه مدنی و روشنفکری شده است.

میدان داری و به نوعی شاخ و شانه کشیدن کم‌ مایه ها در این سالها زنگ خطر جدی را به صدا درآورده است. کم‌ مایگی که همسایه لمپنیسم است با آمدن دولت محمود احمدی نژاد متولد شد و در این چند سال درخت تنومندی شده است که شاخ و برگ خود را همه جا گسترانیده است.از این تعاریف کلی که بگذریم؛ مشخصه های اصلی این جریان نوپای کم مایگی را می توان در بندهای زیر خلاصه نمود:

️۱- تولد جریان کم مایگان محصول و میوه و ثمره به حاشیه راندن گروه های مرجع در این دو دهه اخیر است که نطفه آن در  دوران محمود احمدی نژاد بسته شد.

️۲- کم‌ مایگی و کم‌ مایگان زیست سیاسی و اجتماعی خود را در نبود روشنفکران و سیاست ورزان و جامعه مدنی تعریف می کنند.هر کجا الیت و نخبگان محذوف و یا به حاشیه رانده شده باشند؛ کم مایگی و کم‌ مایگان دست بالا را خواهند داشت.

️۳- این جریان اجتماعی و سیاسی هیچ جریان سیاسی و اجتماعی و مدنی و روشنفکری را قبول ندارد و در پی آن است که با طرح مسایل عامه پسند و مردم فریب برای خود اقبال عمومی تولید کند.

️۴- کم‌ مایگی و کم مایگان سلبی مسلک اند و در طرد و نفی همه می کوشند و خود را جایگزین همه می دانند.با این اوضاع و احوال و شرایطی که جامعه در آن قرار گرفته است زنگ های خطر کم‌ مایگی از مدتها پیش به صدا درآمده است.

کانال خاطرات و روزنوشت ها