آقای خامنهای منکر فساد ساختاری است و فساد را موردی میداند. اینک اما فساد نه تنها ساختاری است بلکه شرط بقای جمهوری اسلامی است؛ چون بخش مهمی از مسئولانش اعتقاد و باوری به حکومت ندارند و اگر دستشان در کاسه و سفره انقلاب نباشد انگیزهای در دفاع از حکومت ندارند.
آقای خامنهای برای اینکه کارگزارانش سرسپرده و گوش به فرمان باشند باید چشمانش را در برابر فساد آنها ببندد و منکر فساد ساختاری شود. طبق اصل ۷۶ قانون اساسی نمایندگان مجلس حق نظارت بر امور کشور را دارند. این حق انحصاری مجلس است. البته طبق آئیننامه مصوب مجلس، نهادهای تحت امر رهبر نظام فقط با اجازه وی میتواند مورد تحقیق و تفحص قرار بگیرد.
بسیاری از سئوالات و تقاضاهای تحقیق و تفحص از سوی نمایندگان در بین راه متوقف میشود. چون برخی نمایندگان از قبل با این حربه قصد امتیازگیری داشته و یا بعدا با امتیازهایی که دریافت میکنند، طرحشان را پس میگیرند! یکی از معروفترین موارد جلوگیری از تحقیق و تفحص از شهرداری دوره قالیباف، با رشوه دادن به برخی نمایندگان مجلس، است. تحقیق و تفحصهایی هم که به مقصد رسیده و در صحن علنی مجلس خوانده میشود، معمولا بعدا رها میشود و پیگرد قضایی خاصی صورت نمیگیرد و یا عمدتا غیرخودیها تنبیه میشوند.
حجم و میزان فسادها باعث ایجاد دریایی از خشم و نفرت بین اکثریت مردم و حکومت میشود. این شکاف بزرگ دو درس دارد. یکی درسی است که باید حکومت بگیرد ولی نمیگیرد. آنها فکر میکنند مهم نیست اکثریت مردم مخالف و متنفر باشند، آنها با یک اقلیت حامی بر بقیه مردم حکومت و سرکوبشان میکنند. اما نمیآموزند که به سرنیزه میتوان تکیه کرد اما بر آن نمیتوان نشست. دیگری درس مردم است؛ هر حکومتی که قدرت مطلقه و مقام مادامالعمر داشته باشد فسادخیز خواهد بود.
راه مقابله با این امر وجود قوه قضائیه مستقل، آزادی بیان و رسانه و وجود احزاب، اتحادیهها (اصناف) و نهادهای مدنی قدرتمند است. در غیر این صورت ما همچنان با حکومتهایی مثل جمهوری اسلامی سرو کار خواهیم داشت؛ حکومتی ضعیفکش (در قوه قضائیهاش) و کودککش (که در آبان ۹۸ بر خاک افکند).
کانال چرکنویس