ساختار کنونی قادر به توقف این روند نیست
جامعه شناسی و علوم انسانی در ایران باید به دنبال چارهای برای نفاق توسعه یافتهای باشد که هیچ حوزهای را سالم باقی نگذاشته است. ویرانی و آشفتگی برجای مانده از نفاق در کشور ما به مراتب بیش از ویرانیهای یک جنگ تمام عیار بوده است که با سرعت فزآیندهای در حال گسترش و ویرانگری است.
آنچه فاجعه است اینکه دیگر تمیز راست از دروغ و اخلاص از نفاق مشکل شده است، یعنی حتی اگر بتوان قانون اساسی ، ساختار و سیستم را اصلاح کرد دشواری سازماندهی طیف مدیران و اداره کنندگانی که به قانون صادقانه عمل کنند کماکان باقی خواهد بود.
تیشه نفاق و تظاهر ریشههایی مسئولیت پذیری، وفاداری به قانون، صداقت، وطن دوستی، شجاعت در بیان مسئلهها، پاکدستی و پاکدامنی، دانش دوستی، عقلگرایی و سایر ارزشهای انسانی را بریده یا به شدت آسیب رسانده است.
عارضه دیگر این نفاق رویگردانی عمومی از مراجع اجتماعی مانند نخبگان واقعی و دانایان جامعه است، برای یک جامعه بیمرجع بسیار دشوار است که بتواند سامان پذیر شود و با اتحاد ملی بر مسائل ودشواریهای خود فائق آید.
مسئله دیگر اینکه دست جامعه در مقابل تبهکاران منافق روز به روز خالیتر و جولان نفاق و هزینههای بزرگ آن سنگینتر و جبرانناپذیر میشوند. هر روز قلهای بزرگتر و بلندتر از ویرانیهایی که ریاکاران بهبار آوردهاند پدیدار میشود در حالی که نه اختلاسگران احساس شرم دارند و نه ما مردم از عظمت فاجعه تعجب میکنیم.
یقینا شرایط سیاسی اجتماعی کنونی در ایران از نوادر تاریخ است اما بالاخره بشریت نمونههایی با حداقل شباهت به امروز ایران را دیده است پس باید راهی وجود داشته باشد قدرمسلم آنکه قانون اساسی کنونی و ساختار برآمده از آن قادر به متوقف کردن این روند نیست بلکه این جامعه ایران است که باید بتواند خود را از فروپاشی نجات دهد!
@TahlilZamane