عمق استراتژیک هر کشوری داشتن پشتیبانی مردم است
عمق استراتژیک عبارت است از: فاصله جغرافیایی بین تهدیدگر (خط مقدم) و نواحی حیاتی (پایتخت، نواحی صنعتی، نظامی و..) کشور.
در بررسی ژرفای استراتژیک ، اندازه آسیب پذیری هر یک از نقاط حیاتی و حساس کشور در صورت حمله ی احتمالی دشمن مبنا است. بر این پایه ، کشوری که مورد هجوم همه جانبه قرار گیرد، در صورت داشتن عمق جغرافیایی (سرزمینی) کافی می تواند با پناه بردن به درون سرزمین خودی و کسب توانایی مجدد، متعاقبا با ضد حملات، تهاجم دشمن را دفع کند.
کارشناسان کلاسیک در این زمینه معمولا بر موقعیت جغرافیائی ، ابعاد سرزمینی ، شکل زمین و دهها عامل مشابه دیگر در شکل دهی به اندازه عمق استراتژیک کشورها تاکید دارند. بنگرید به تاثیر این مقوله در روسیه جنگدوم، افغانستان با هندوکوش پیچیده و مرتفع در برابر سه امپراتوری بریتانیا، شوروی و آمریکا.
ولی امروزه روز کارایی صرف جغرافیای سرزمینی به عنوان بنیاد عمق استراتژیک کمرنگ شده است؛ به چند دلیل:
– پرتابگرهای پرقدرت(موشک ها) و نیروی هوایی و…؛
– تسلیحات غیر متعارف(هسته ای، شیمیایی، میکروبی و…)؛
– تحریم های دریایی؛
– جنگ الکترونیک(سایبری و…) و قس علیهذا ، که ارزش های عناصر کلاسیک جغرافیای نظامی را تغییر داده اند.
بی گمان عمق استراتژیک هر کشوری، هیچ جایی نیست مگر داشتن پشتیبانی مردم. هیچ مهاجمی هر قدر توانمند، هرگز جسارت تحمیل جنگ به ملتی متحد و یکپارچه را به خود نمی دهد. در واقع بنیاد بی همتای عمق استراتژیک هر کشوری، کسب اعتماد آحاد کامل مردمان از سوی حکومت و یکپارچگی ملت- دولت است. امروزه روز بقیه ابزارها فرعی و شاخه ای به شمار می روند.
کانال نویسنده