پیام های جنبش «زن، زندگی، آزادی»! رضا چراندابی

بلوغ و آگاهی مثال زدنی زن ومرد ایرانی در این جنبش

جنبش زن، زندگی، آزادی بی تزلزل یک هفته را پشت سر گذاشته و در هفته جدید نیز خیابان های اکثر شهرهای ایران شاهد جانفشانی آزاده زنان و مردان ایرانی برای عبور از نظام نکبت بار جمهوری اسلامی هستند. این جنبش ویژه گی هائی را داراست که آن را برجسته و متمایز می کند.

اول نگاه این جنبش به زندگی اجتماعی تا کنون در خاورمیانه همتا نداشته است. ما در خاورمیانه در سطح کلان کشورها تا کنون جنبشی نداشته ایم که با واژه “ زن “، برای زن، حقوق زنان و رهائی آنان از اجبار های سنتی و اجتماعی آغاز گردیده باشد. با آنکه مبارزه زنان عراق و سوریه با خلافت اسلامی داعشیان را فراموش نکرده ام ولی باید پذیرفت که دو کیفیت متفاوت از مبارزه با توجه به گسترده گی و عمومی بودن در سطح جامعه مورد بحث است. زن، زندگی، ازادی عبور گفتمانی از سنت های سخت جان جامعه مردسالار است. زندگی را در تساوی حقوقی و ازادی زن برای جامعه تعریف می کند. چنین درکی از زندگی، چنین درکی از ازادی تا کنون حتا در میان روشنفکران ایرانی هم حاکم نبوده است. آنچه که بود، تصور یا دقیق تر توهم “ ازادی و رهائی “زن بود. فکر غالب آن بود که اگر جامعه رها و آزاد شود، زن هم رهائی خواهد یافت. مبارزه برای ازادی زن و در نتیجه دستیابی به زندگی آزاد، برای اولین بار در مرکز مبارزه ایرانیان قرار گرفته است!

دوم همبستگی ملی در این جنبش مثال زدنی است. تا کنون تمام تلاش نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بر ان متمرکز بوده است که میان ترک و کرد، میان فارس و عرب، میان بلوچ و ترکمن و میان … تفرقه اندازد، آنان را با ترفندهای پیچیده به مقابله و رویاروئی با یکدیگر کشاند و از شکاف های ملی و قومی به نفع ادامه حاکمیت استبدادی خود بهره برداری کند. این بار اما تمام تلاش هایشان نقش بر آب شد!

شکست مطلق آنان زمانی بود که در تبریز شعار “ آذربایجان اویاخدی، کردستانا دایاخدی “ طنین افکند و عمومی شد. و چنین بود که توان ترک، فارس، کرد، عرب، ترکمن، بلوچ و … در هم تنیده شد و شهرهای ایران را شور همبستگی ملی فرا گرفت! و شورانگیز تر آن بود که نیروهای مترقی و مدرن ترکیه با شعارها، نمایشات، تئاترها و آهنگ های شور انگیز به دادخواهی ژینای کرد برخاستند. در یک کلام جهان عاری از “ نفرت به بغل دستی “ سایه خود را بر این جنبش گسترانید.

سوم بلوغ و آگاهی مثال زدنی زن و مرد ایرانی در این جنبش است. هفته دوم مبارزات شروع شده است، صد ها شهر بزرگ و کوچک ایران درگیر مبارزه است، اما تا کنون حتا یک مورد شاهد طرح شعارهای گروهی که هدف اصلی را تحت الشعاع قرار دهد، نبوده ایم. همه می دانیم که ایرانیان به افق های سیاسی کاملا متفاوت و حتا مخالفی تعلق دارند. ما مشروطه خواه، جمهوری خواه، سلطنت طلب، اصلاح طلب، مجاهد، کمونیست، آنارشیست، لیبرال و … در میان خود داریم. همه آنان که جان بر کف در خیابان های ایران به ستیز با ارتجاع برخاسته اند، از رنگارنگی و تنوع سیاسی میان خود آگاه هستند.

همه می دانند که اختلافات سیاسی نه قابل چشم پوشی هستند و نه کم اهمیت. اما همه انگاری به این اوج از بلوغ و آگاهی فکری دست یافته اند که حاکمیت تا کنون، با لشکر سربازان گمنام خود با یگان های سایبری خود با عوامل نفوذی خود بر آتش این اختلافات دمیده و از تنوع سیاسی میان ایرانیان چون عاملی برای تفرقه، جلوگیری از هم افزائی نیروها و رودررو قرار دادن ایرانیان استفاده کرده است. در این جنبش انگاری همه در برابر توطئه های سپاه و سازمان امنیت ولایت فقیه خود را آگاهانه واکسینه کرده اند. کسی تا کنون شعار “ یا حسین، میرحسین “سرنداده است، همچنان که از “ رضا شاه روحت شاد “ خبری نیست و همانطور که … نه این که طرفداران میرحسین در این کشور آب شده باشند، نه این که طرفداران رضا شاه و رضا پهلوی بخار شده باشند و نه این که جمهوری خواهان “ شیخ و شاه “ را خودی بدانند! نه، همه هستند. همه نیز به موقع خویش بر اهداف و پروژه هائی که بدان باور دارند، پای خواهند فشرد. اما مثل این که خوشبختانه اکثریت بزرگی از فعالین عرصه میدان به این آگاهی دست یافته اند که امروز شعار اول و آخر جز “ اتحاد، مبارزه، پیروزی “ نیست! انگار همه ما، همه ایرانیان دریافته اند که امروز نهایت تلاش معطوف چیره گی به اهریمن حاکم باید باشد.

از پس پیروزی، تکلیف باورها و اهداف سیاسی خود را در سر صندوق های رای تعیین خواهیم کرد. و آن روز ، روز ” آغاز “ استقرار دموکراسی، پیروزی بزرگ برای همه خواهد بود!

فیسبوک نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»