بروید کنار دهه هشتادی‌ها آمدند، حامد سَرو

دهه هشتادیها نماد ایرانِ جدید وگذار از ایدئولوژی

متولدین دهه‌های قبل که نسلی بیشتر ذهنی، آرمانی و اتوپیایی بودند اکنون مسحور “عمل‌گرایی” دهه هشتادی‌ها شدند. من به چند تفاوت مشخص بین این دو طیف اشاره می‌کنم تا با اعتراضات جدید و دهه هشتادی‌ها بیشتر آشنا بشوید.

ابتدا به چند صفت دهه‌های قبلی اشاره می‌کنم تا بتوانیم این قشر را بشناسیم. منظورم دهه‌های چهل تا دهه‌ی شصت است که من اسمش را “دهه شصتی” می‌گذارم چرا که این دهه، دهه‌ای پر فراز و نشیب بود و نسلی که متولد این دهه است وام دار تفکر دهه‌های قبلی‌ست که بسیار دارای شباهت و اشتراکاتی هستند و این قالب شخصیتی مخصوص چند نسل است، این تفکر و تیپ رفتاری در دهه‌های هفتاد کمی تعدیل می‌شود و در دهه هشتادی‌ها به کل از بین می‌رود و ما با یک نسلی دیگر از انسانها و افراد مواجه‌ایم.

دهه شصتی‌ها نسلی آرمانگرا، ذهنی، ایده پرداز، رویایی، رمانتیک و نظری هستند و هر گام را با احتیاط و تدبیر خاص خودشان بر می‌دارند، اگرچه در دوره‌هایی به عملگرایی روی آوردند اما اقتضای زمان در این امر موثر و دخیل بوده. در صورتیکه دهه هشتادی‌ها فاقد این صفات و نسلی بدون آرمان و چشم انداز، نسلی دنبال زندگی، رفاه، در لحظه و اکنون و البته دارای شدت عملگرایی بالایی هستند. نسلی که زندگی می‌کنند برای “زندگی” برعکس دهه شصتی‌ها که زندگی می‌کردند برای “آرمان”. این نسل نسلی جاری و روان است و نه ایدئولوژی می‌تواند یقه‌اش را بگیرد و نه خودش کاری به ایدئولوژی دارد آنچه را که می‌فهمد به کار می‌بندد و آنچه را که نمی‌فهمد دور می اندازد و اصلا سراغش نمی‌رود. از قضاوت هراسی ندارد و خود را درگیر معادلات پیچیده نمی‌کند. خشم خود را فرو نمی‌خورد و سازگاری بالایی با محیط دارد. به دنبال تغییر چیزی یا کسی نیست و خودش را در بستر محیط رها می‌کند. آنچه برایش مهم است کاری ست که در همان لحظه انجام می‌دهد. این کار می‌تواند یک رقص باشد، ورزش، آواز، معاشقه و یا حتی مبارزه! به همین خاطر هم هست که نقش این قشر در مبارزات کنونی بسیار پر رنگ جلوه کرده و دهه‌های قبلی دارند از این نسل می‌آموزند و تحسین‌شان می‌کنند.

دهه هشتادی ها نماد ایرانِ جدید هستند، نماد گذار از ایدئولوژی، نماد زندگی و غریزه‌ی به تمام معنا، نماد انسانی که در هرجا باشد سعی می‌کند با جَو همسو و هماهنگ باشد.

تفاوت دهه شصتی‌ها(منظور تفکر دهه شصتی است که بالاتر اشاره کردم و به دهه های چهل و پنجاه و شصت اشاره دارد) با دهه هشتادی ها این است که دهه شصتی‌ها به ارزش ها به صورت مطلق می‌نگریستند اما در دهه هشتادی ها مطلقی وجود ندارد، همه چیز نسبی است و با توجه به شرایط تغییر می‌کند. یک مثال می‌زنم؛ مفهومی همچون ‌”شهادت” برای دهه شصتی ها همیشه یک ایده‌آل و یک ارزش لایتغیر بوده، در صورتیکه این امر حداقل در تئوری جایگاهی برای دهه هشتادی‌ها ندارد و این مفهوم در ذهنش به صورت یک مجهول می‌نماید. چرا که شهادت از یک ایده‌ی فلسفی و ذهنی قوی و یک تئوری محکم می‌آید که در ذهن نسل‌های قبلی ارزشش از زندگی بیشتر است، اما در این نسل ارزش زندگی بمراتب بالاتر از شهادت و مرگ در راه یک آرمان است. به همین دلیل هم هست که با چنین مفاهیم عمیقی نمی‌توانند ارتباط برقرار کنند. اما نکته ی جالب این است که همین نسلی که هیچ ایده‌ای در رابطه با این موضوعات ندارد در بزنگاه‌ها به صورت غریزی که مختص انسان است به سمت آن ارزش‌های والا حرکت می‌کند. نسلهای قبلی در مقابل گلوله قرار می‌گرفتند برای شهادت و حتی از قبل برای خود وصیت‌نامه می‌نوشتند و آماده‌ی رفتن می‌شدند. اما امروز این نسل جلوی گلوله هم که می‌رود امید به زندگی درش موج می‌زند و لحظه‌ای هم شاید به مرگ نیاندیشد و همچنان که در میدان مبارزه می‌جنگد، به فکر بازگشت است، امید به زندگی دارد و حتی می‌تواند بعد از یک شب مبارزه‌ی توان فرسا با دوستانش بگوید و بخندد و خوش بگذراند.

این نسل دارد زندگی می‌کند، مبارزه می‌کند، می‌رقصد، می‌خندد… و ما وظیفه داریم از این نسل حمایت کنیم چه موافق عقایدمان باشند و چه مخالف آن. چرا که کشور منتظر این نسل است و آن را فرا می‌خواند.

کانال حامد سرو

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»