نهادهای کارگران و محلات با شعار، رهنمود و فرمانِ «متشکل شوید»، «شوراهای خود را تشکیل دهید» و… ایجاد نمیشوند. کارگران در میدان مبارزه، الگوهای متداول کار جمعی در شهر، قوم و فرهنگ خود را برمیگزیند، از کارگران دیگر که در این میدان حضور مستمر دارند، شناخته شده هستند و تجربه تشکلگرایی دارند میآموزند. از این نظر، فعالان کارگران «رسمی» فرهنگی و آموزشی تا کارگران کارخانجات و پروژههای بزرگ و متوسط به دلیل تجربهی زیسته تشکلگرایی نقش مهمی در راهبری کارگران «غیررسمی» و انتقال تجارب تشکلگرایی خود به آنها دارند … فرصت کوتاه است. اقشار مختلف کارگران «رسمی» راهی جز کنار گذاشن اختلافات مولد و غیرمولد، بههمپیوستن و عزم جزم برای راهبری ارتش عظیم کارگران «غیررسمی» ندارند. اگر آنها این عرصه را تصرف نکنند، خارجنشینان مدعی رهبری، سیاست خمینی را ادامه میدهند ، این بار به جای اسلام و امت، شعار ملت و مردم را در تنورِ سوزانٍ کارگران بهحاشیهرانده خواهند چسباند.
از ۲۷ میلیون نفر فعالان اقتصادی و بیکاران آماری سال ۱۳۹۸، با کسر کارفرمایان خرد و کلان و مزدبگیران حافظ نظام، بقیه، بیش از۲۱ میلیون نفر، در جایگاه کارگر قرار دارند: اقلیت این کارگران در حوزهی قانون و نظم شهری مصطلح به «رسمی» شامل کارخانجات بزرگ و متوسط مانند هفتتپه، نفت، فولاد، ذوب آهن، مس سرچشمه، هپکو همچنین کارکنان شرکت واحد، بخشی ازمعلمان و کارکنان دولت هستند. اکثریت کارگران، حداقل ۷۵٪ خارج این قلمرو، مصطلح به«غیررسمی» یا کارگران بهحاشیهرانده هستند. چند میلیون دانشجو و دانشآموزِ کار(جوانان و نوجوانان دختر و پسر) نیز، کارگران حوزهی «غیررسمی» هستند که در آمار فوق دیده نشدهاند.
پراتیک اعتراضی کارگران «رسمی» بهعلت حداقل ثباتکاری همچنین تجربهی زیسته تشکلگرایی، بهصورت برنامهریزیشده مانند اعتصاب و ترک کار، تحصن و تجمع در مکانهای مشخص است. پراتیک اعتراضی کارگران «غیررسمی» در دو شکل بروز کرده است. ۱- در شکل شورش، مختص کارگران کارگاههای کوچک، کارگران کارمزدی و مستقل کار پراکنده، بیکاران، کشاورزان که در تیرس دید حراستیهای انبوه کاری نیستند و نگران شناختهشدن هم نمیباشند، به سرعت قادر به خروج آزاد از محل کار، حضور در خیابان و هم صدا شدن با سایر کارگران مشابهی خود هستند. ۲- دومین شکل پراتیک اعتراضی مختص کارگران ارکان ثالث -شرکتی، پیمانی و پروژهای – در کارگاههای متوسط و بزرگ – بلاخص در بخش نفت، گاز، انرژی و مناطق آزاد و ویژه است که با روش اعتراضی کارگران کلاسیک – اعتصاب، تحصن و توقف کار – همخوان است. کارگران «ارکان ثالث» در حوزهی حساس انرژی از ظرفیت تشکلگرایی کارگران «رسمی»، همزمان از جسارت شورشی کارگرانِ «غیررسمی» برخوردارند.
بهحاشیهراندهشدگان جبهه کار، سرکش و سرریز از خشم همانطور که انفجاری عمل میکنند، بهسرعت هم عقب مینشینند و در انتظار نتایج زودهنگام میتوانند مخاطب همهی انواع ایدئولوژی سازگار و مدافع مناسبات سرمایهدارانهی جامعه قرار گرفته، بستری مناسب برای ایدئولوژیهای گذشتهگرا شوند.
(نوشتار بالا خلاصهی از بخش پایانی مقالهی واکاوی «مزدبگیران»، پالایش «شاغلان» است که قبل از اوجگیری جنبش جاری در سایت نقد منتشر گردید. در این مقاله با برآورد جمعیت آماری کارگران کشور در۳ حوزه، توان و شکل اعتراضات هر حوزه تشریح شده است تا جولانِ ایدئولوژی دموکراسی پارلمانی در شورشهای خودانگیختهی اقشار بهحاشیهرانده، در غیاب تجربهدیدگانِ تشکلهای مستقل، هشدار داده شود.)