بخشی از موجِ تخریب را برخی اصلاحطلبان حکومتی راه میاندازند
الف: کسان و گروههائی در فضای مجازی و رسانهها هر چهرهی دارای سرمایهی اجتماعی مخالفِ حکومتِ اسلامی و همراه، حامی و صدای مردمِ معترض را در داخل و خارج از کشور، با دروغپردازی، اتهامزنی و حملهی شخصی بدانان، تخریب میکنند آنهم در موقعیتی که مردمِ ما، در غیبتِ حزبهای سیاسی مستقل در ایران، به هر صدای موثر و بلند در دفاع از انقلابِ خود نیاز دارند.
ب: از هرکه و هرچه میتوان و باید انتقاد کرد. انتقاد و نقدِ چهرههای عمومی و دارای سرمایهی اجتماعی حقِ همگان، ضروری و نشانهای است از فضای دموکراتیک و تفکرِ انتقادی اما اتهامزنی، دروغپردازی و حملهی شخصی سازمانیافتهی به چهرههای دارای سرمایهی اجتماعی، که همراهِ مردمِ معترض هستند، نقد و انتقاد نیست. تخریب است.
دارندگانِ سرمایهی اجتماعی چهرههائی هستند که بر بسترِ کارنامهی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، هنری و ادبی، ورزشی و.. خود در لایههائی از جامعه پایگاه، نفوذ و محبوبیت دارند. برخی از اینان همراه و صدای مردمِ معترض بوده و در غیبتِ حزبهای سیاسی مستقل در ایران، سرمایهی اجتماعی خود را در خدمتِ حمایت از انقلابِ مردم نهادهاند.
پ: یکی از دلایلِ دوامِ چهل و اندی سالهی استبداد در ایران سرکوبِ مخالفتِ سازمانیافته، سرکوبِ حزبها، گروهها، کانونها و محفلهای مخالفِ حکومت است.
حکومتِ استبدادی تنها به نهادهای سیاسی همراه و مدافعِ خود، اصلاحطلب و غیر اصلاحطلب، اجازه حضور داده و گرایشهای مستقل و مخالفِ حکومت را سرکوب میکند تا مردم را از مخالفِت سازمانیافته محروم کند.
اما و بهرغمِ سرکوبِ خشنِ مخالفتِ سازمانیافته، شماری از نهادهای صنفی و جنبشی مستقل و رهبران میدانی، با گرایشهای سیاسی متفاوت، در لایههای گوناگون جامعه شکل گرفته و شماری از دارندگانِ سرمایهی اجتماعی اعتبارِ خود را در خدمتِ مردمِ معترض نهادهاند.
ت: در موجِ تخریبِ دارندگانِ سرمایهی اجتماعی مخالفِ حکومت گرایشهای گوناگونی را میتوان دید از جمله:
۱ ـ بخشِ عمده این موجِ تخریب را مامورانِ نقابدار و بینقابِ حکومت، اغلب با نام جعلی و گاهی واقعی، راه میاندازند.اینان نقابِ هواداری از این یا آن گرایش سیاسی مخالفِ حکومت را به چهره میزنند اما در پشتِ همهی نقابها متخصصان جنگِ روانی و رسانهای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی نشستهاند .از شیوههای اینان در حمله به و تخریبِ چهرههای دارای سرمایهی اجتماعی مخالفِ نظام مسلط یکی هم نشر و پخشِ «بستهی ضد اطلاعاتی» علیه کسان، حاوی چند داده درست و بسیاری دادههای جعلی و نادرست، توهین، اتهامهای دروغین، تحریف، طرح مباحث و موضوعهای انحرافی و.. است.
۲ ـ بخشِی از موجِ تخریب را شماری از هوادارانِ یک گرایشِ سیاسی مشهور، شماری و نه همهی آنان، راه میاندازند.اینان محبوبیتِ چهرههای دارای سرمایهی اجتماعی مخالفِ نظامِ حاکم را، که به گرایشِ آنان تعلق ندارند، برنمیتابند و این چهرهها را رقیبِ چهرهی مطلوبِ خود میپندارند.
۳ ـ بخشی از موجِ تخریب را برخی اصلاحطلبان حکومتی راه میاندازند. اینان با هدفِ حفظِ نظام میکوشند تا خواستِ اصلی انقلاب را، که سرنگونی کلِ نظام ِ است، به خواستهای اصلاحطلبانهی درونِ جمهوری اسلامی تقلیل داده و با تخریبِ چهرههای مدافعِ انقلابِ مردم، انقلاب را تضعیف کنند.
ث: با سایبریهای مخفی و آشکار، مامورانِ بینقاب و با نقابِ حکومتِ اسلامی حرفی نیست اما گرایشهای سیاسی مخالفِ جمهوری اسلامی بدانند که مردم، در غیبتِ حزبهای سیاسی مستقل، به همه نهادهای صنفی و جنبشی مردمی و مستقل از حکومت، به رهبران میدانی و به دارندگانِ سرمایهی اجتماعی که با مردمِ معترض همراه شدهاند، نیاز دارند.
تخریبِ این نهادها و چهرهها به انگیزهی گرایشهای سیاسی متفاوتِ آنان، به سودِ هیچ یک از گرایشهای سیاسی مخالفِ نظامِ مسلط نیست. به سود استبداد حاکمِ است.
نقدِ چهرههای عمومی مردمی و.. نشانهی فضای زندهی دموکراتیک است. تفاوتِ تخریب و نقد را شیوههای برخوردِ مشخص میکنند.
کاش هشیارتر باشیم.
فیسبوک نویسنده