در امتداد “خشونت پرهیزی” آقای زید آبادی، ابوالفضل محققی

در زمین پوشیده از خون “خامنه‌ای” چه می‌کنید؟

 

زمان چندانی از توهین آقای زید آبادی به اپوزیسیون خارج کشور نمی گذرد. اپوزیسیونی که از نظر ایشان “هزار پاره بودند و بازیگران زمین کثیف ترامپ. ”
ایشان همان موقع نوشتند که جزو پاک دستانی هستند .که به هیچ قیمتی حاضر ببازی در چنین زمینه ایی نیستند!

برخورد ناشایست، خودخواهانه و حکم قطعی ایشان در مورد اپوزیسیون سخت توهین آمیز و آزار دهنده بود. این چهار سال قبل بود. طی این مدت نیز آقای زید آبادی در هر برآمد مردمی که همین اپوزیسیون حمایت گر آن بود. به بهانه ای اپوزیسیون نوازی کرده و تکه ای به اپوزیسیون می انداختند.

من شخصا دلیل این همه حساسیت و عناد با اپوزیسیون خارج از کشور از طرف ایشان را نمی دانم.اما این مهم نیست. مهم موضعگیری و نقش ایشان است باعنوان  افتخاری”شرافت اهل قلم .”

حال که زمین بازی تغیر کرده و صدها هزار دختر و پسر به کف خیابان ها ریخته زیباترین  زمین های بازی را پیش دیدگان جهانیان گشوده اند. نسل پاک دستی در مفهوم واقعی که شعار “زن،زندگی و آزادی” را فریاد می کشند. آیا با دیدن شما در زمین بازی خامنه ای حق دارم که این بار من بپرسم “آقای احمد زید آبادی در زمین کثیف پوشیده از خون “خامنه ای” چه می کنید؟”

چگونه  بر صفحه تلویزیون رژیم ظاهر می شوید؟ بر جایی می نشینید؟ که چندی قبل “سپیده رشنو” را با پیکری در هم شکسته با صورتی که هنوز خون مردگی های ناشی از ضربات باز جویان بر خود داشت. مجبور به نشستن، به تکفیر خود. مجبور به تکرار کلماتی کردند که هدفی جز تحقیر، جز درماندگی و نشان دادن تسلیم یک ملت،یک نسل به حاکمی خودکامه نداشت.

در این فاصله زمانی طوفانی بپاخاسته از طرف همان نسل تحقیرشده، دیده نشده. نسل پرسش گر. نسل مطالبه گر که حقوق خود از حکومتی که زندگی و آزادی آنها ویک ملت را تباه کرده است طلب می کرد.

آقای زید آبادی تحولات روحی ،فکری و عملی جوانان در این یک  ماه و بهائی که برای این تحول پرداختند فراتر از تصور نسل گذشته است. یک ماهی که به اندازه یک قرن آموزش داشت، حرف داشت.تحرک داشت و امید.

نسلی که مثل من و شما قتل عام های سال شصت و هفت را از نزدیک ندیده اند. سرکوب شدن جنبش اعتراضی سال هشتاد هشت، وقایع کوی دانشگاه را ندیده اند. بهتر از من و شما کلیت این نظام را می شناسند و عدم تمکین حکومت در برابر مخالفان را خوب می دانید.

شما که سرکوب وحشیانه معترضان جنوب را دیدید. شما که امروز شاهد قتل عام مردم از نزدیک هستید.در مقابل چشمان شما کودکان دبستانی به رگبار بسته می شوند. زندانها را به آتش می کشند.بهتر از همه می دانید هیچ امکان گفتگویی به مخالفان داده نمی شود! مگر با قبول چهار چوب های از قبل تعین شده.

شما که میدانید صفحه تلویزیونی تنها بروی کسانی باز است که مطلقا به حریم مقدس رهبر و نور چشمی های او نزدیک نشوند. سخنی سنگین تر از گل نگویند! (مقایسه ترامپ و خامنه ای قیاس  درستی نیست.ترامپ کجا و جانی خون ریزی که بخاطر سرود نخواندن کودکی در وصفش  دو دختر کشته می شود کجا).  همه این ها را خوب می دانید.

اما با وجود این قبول می‌کنید که بروید و پای صحبت خبرنگار امنیتی کانال چهار بنشینید. چنین اهانتی به خون ریخته شده دختر مظلوم کرد که ملتی در عزایش نشسته اند را بپای استقلال رای خود بگذارید.

خاک در چشمان مردم مصیبت زده بلوچ بپاشید که چند روز قبل متجاوز از هشتاد کشته دادند. از کودک دو ساله تا پیرمرد هفتاد ساله.

البته بگویم با خودخواهی و خود بزرگ بینی که من طی تمام نوشته های شما دیده ام که بعنوان عقل کل ظاهر شده و ارائه طریق می کنید .تاحدودی این امر برایم آشناست .رشته ای از لجاجت که در جواب به من از آن بعنوان” چزوندن” من یاد کرده بودید

حال در جستجوی آن هستم که ببینم  این بار با قبول بازی در زمین کثیف و خونین خامنه ای می خواهید چه کس یا کسانی را “بچزونند”.

فکر می کنم در درجه اول نوعی دهن کجی است به اپوزیسیون خارج از کشور که بدبینی دیرینه ای با آن  آنها دارید. حال اتحاد عمل این روزها و جمعیت متشکل و چند ده هزار نفری خارج نشینان شما را سخت بر آشفته می کند .از طرف دیگر چزوندن دوستانی که دهن به نقد شما می گشایند. همراهی شما در تقابل با حکومت را طلب می کنند. امری که شما توهین تلقی می کنید.

طبیعی است که هیچکدام از کارها و مواضع من به مذاق کسانی که مدافع براندازی هستند، خوش نیاید. برخی افراد که قبلاً نگاه مرا می پسندیده‌اند و اکنون به سمت براندازی متمایل شده‌اند، ظاهراً انتظارشان این است که من هم با آنها هم‌ مسیر شوم. این انتظاری بیهوده و در عین حال توهین‌آمیز است.” زید آبادی مناظره در شبکه چهار.

بنظر من ایشان که چنین سخنانی را بر نمی تابند تلاش می کنند در سیمای یک عارف که  بقول خودشان مشغله و دغدغه اصلیشان” رسیدن به صلح درونی است” ظاهر شوند.نوعی هم سان پنداری با گاندی  و ماندلا. قرار گرفتن در مدارج روحی بالاتر از کسانی که راه و روش او را قبول ندارند.سپس با چنین پوزیشنی حرکت کردن در جهت اصلاح حکومتی از راه گفتگو.

در حالیکه خود بیشتر از همه می داند که این حکومت ده ها بار خون ریز تر از حکومت آپارتاید و غاصبان انگلیسی است.ممکن است دامنه کشت و کشتار بمراتب فراتر برود !فراتر از آن دو! از اینرو پاراگراف پایانی خود را چنین خاتمه می دهد

“مدافعِ سرسختِ حرکت‌های سیاسی ضد خشونتم آن هم به قدری ضد خشونت که گاندی و لوتر کینگ و ماندلا را شرمسار سازد!” زید آبادی مناظره در کانال چهار
خدا ملت را از دست چنین قهرمان  ضد خشونتی که جایگاهی بالا تر از گاندی و ماندلا  برای خود متصور است! بر حذر دارد. عارفی که در جستجوی “صلح درونی “چشم بر این همه فجایع روزهای اخیر می بندد.

اصلاح طلبی که زیر عنوان  دفاع از خشونت پرهیزی در صفحه تلویزیونی حکومت ظاهر می شود  تا بعنوان یکی از چهره های شناخته شده اصلاح طلب ،نویسنده، صاحب نام پر طمطراق “شرافت اهل قلم ” خاک در چشم مردم می پاشند! در امان دارد! آمین

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»