شاهد وقوع یک « انقلاب اجتماعی » هستیم
شعار « زن _ زندگی _ آزادی» مترقیترین شعاری است که تا به امروز در ایران سر داده شده است. واژهی «زن» در این شعار اشاره به حقوق نداشتهی زنان دارد و حامل این پیام است که تا زمانیکه زنان جامعه به حقوق انسانی خویش نرسند، آن جامعه هرگز به معنای حقیقی «رهایی» دست نخواهد یافت.
این شعار که برای اولین بار توسط کردهای مبارز ترکیه سر داده شده است بر این نکته اشاره دارد که «رهایی» جامعه تنها در سایه تامین حقوق زنان به دست میآید؛ زنان به عنوان نیمی از جامعه که در ساختار فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه تاثیری پر رنگ دارند، چنانچه حقوق اجتماعیشان نادیده گرفته شود، به همان نسبتی که آنها آسیب میبینند مردان جامعه هم آسیب خواهند دید. به عبارتی دیگر، اگر جامعه را همچون پیکر یک انسان در نظر بگیریم و زن و مرد را چون دو نیمه این بدن در نظر داشته باشیم، عدم استفاده از ظرفیتها و توانمندیهای زنان که در اثر تبعیضهایی سیستماتیک رخ میدهد، عملاً به معنای فلج کردن یک نیمه از این پیکر خواهد بود؛ محرومیت زنان از برخورداری از حقوق فردی و اجتماعی، محرومیت کلیت جامعهای را رقم میزند که از نیمی از ظرفیتهای خودش استفاده نمیکند.
از سوی دیگر، تبعیضهای سیستماتیک جنسیتی که در خانواده و اجتماع وجود دارد، باعث بروز و تشدید تنشهای خانوادگی میشود و شکلی از خشونت و نابهسامانیهای اجتماعی را رقم میزند که میتواند جامعه را با خطر ناامنی مواجه کند. از جمله، میتوان به افزایش مشکلات روحی و روانی، افزایش آمار طلاق، افزایش بزهکاریهای اجتماعی، شوهر کشی، فرار دختران، قتلهای ناموسی، فحشا و ... اشاره کرد. باید بر این نکته تاکید داشت چنانچه خانواده از امنیت روانی، آرامش و احساس شادمانی خالی باشد نسلی را میپرورد که از شاخصههای سلامت روانی برخوردار نخواهد بود.
از طرفی، زنان به دلیل نقش پر رنگ در تولید خرده فرهنگهای اجتماعی که به دلیل برعهده داشتن مسئولیت تربیت نسل جدید داشتهاند، تاثیری شگرف بر معادلات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه میگذارند؛ خیزش بزرگ «زن _ زندگی _ آزادی» با پیشتازی «نوجوانان»، «جوانان» و «زنان» ایران خود موید همین نکته است که زنان تحصیل کرده علاوه بر اینکه برای احقاق حقوق خودشان مبارزه میکنند، نسلی را هم پرورش دادهاند که زاینده تغییراتی بنیادی است.
خیزش «زن _ زندگی _ آزادی» نشان داد که حتی رفع تبعیضهای حداقلی از جمله «حق تحصیل برای زنان» میتواند دگردیسیهای بزرگ سیاسی و اجتماعی را رقم بزند. از این رو است که به باور بسیاری از زنان و مردان مبارز کُرد، رهایی زنان از بند تبعیضهای جنسیتی، منتهی به رهایی جامعه خواهد شد. به بیانی دیگر، «رهایی زنان، رهایی جامعه است.» در خیزش ۴۰ روز گذشته، مقاومت بینظیر و شجاعت شگفتانگیز زنان و دختران نوجوان در خط مقدم مبارزه باعث تداوم و تبدیل آن به یک «خیزش عمومی» در سراسر کشور شده است.
واژه ی «زندگی» نیز به این نکته اشاره دارد که نفس «زندگی» بسیار اهمیت دارد؛ به یک معنا میتوان گفت این یک ایستادگی و مقاومت است در برابر آن رویکرد که میخواهد همهی نیازها و خواستهها و عطشهای درونی آدمی را در قربانگاه «آخرت» به فنا دهد. واژهی «زندگی» خواهان عدم سرکوب امیال درونی است که در مسلخ باورهای مذهبی قربانی میشود. این عطشها شامل نیاز انسان به رابطهی آزادانه با جنس مخالف، نیاز انسان به شرایط مالی مطلوب (به جای تاکید بر ساده زیستی)، نیاز انسان به رفاه اجتماعی و نیاز انسان به جشن و سرور و شادمانی و…. است.
واژهی «آزادی» هم خواهان گستردن چتری بالای سر همهی مردم است و شامل طیف وسیعی از آزادیهای سیاسی، اجتماعی و مدنی تا آزادی روابط جنسی و سبک زندگی میشود. در این گستره، هم اقلیتهای مذهبی از حقوق شهروندی برخوردار هستند و هم اقلیتهای قومی و زبانی.
اما به نظر میرسد «نسل z» این آزادی را برای اقلیتهای جنسی شامل هم جنسگرایان و دگرباشان جنسی هم میطلبد و یا اینکه دست کم نسبت به نسلهای قبلتر از خود بر این امر مصممتر و راغبتر است. از این جهت میتوان توضیح داد که به چه دلیل شعار «زن _ زندگی_ آزادی» مورد استقبال طیف وسیعی از زنان، نوجوانان و جوانان ایرانی و همچنین افکار عمومی مردم کشورهای جهان قرار گرفته است.
برخی اندیشمندان غربی اعتقاد دارند که این شعار در نوع خود بسیار متفاوت و ترقیخواهانه است که خبر از تحولات بنیادین اجتماعی در ایران و حتی آینده خاورمیانه میدهد.
از این رو ، آن را با شعار «آزادی _ برابری _ برادری» انقلاب فرانسه مقایسه کردهاند و میگویند کلید واژهی «زن» حامل این پیام مشخص است که آزادی بدون تامین حقوق زنان به دست نمیآید و از این منظر، شعار «زن _ زندگی ، آزادی» پیام «برادری» را که در شعار انقلاب فرانسه سر داده شده است، توسعه میدهد و معنای جدیدتری از
آن خلق میکند.
خیزش «زن _ زندگی _ آزادی» با پیشتازی «نوجوانان»، «جوانان» و «زنان» نشانهی این رویداد مهم است که بیشتر از اینکه شاهد یک «انقلاب سیاسی» باشیم، شاهد وقوع یک «انقلاب اجتماعی» هستیم. به نظر میرسد که این انقلاب را نمیتوان در چارچوب نظریههای کلاسیک جامعهشناختی تبیین کرد و باید جامعهشناسان برای آن واژهها و تئوریهای جدیدی خلق کنند.
کانال جامعه شناسی زن روز