تبدیل احقاق حقوق به دغدغه اصلی جامعه

هنگامی که دیگران در دو قطب کتمان تغییر و یا انتظار سرعت بیش از اندازه از به ثمر رسیدن قضایا سرگردان‌اند، فعالان با درک عمیق از روند تصاعدی تغییر، که در آغاز بسیار کند است و هر چه می‌گذرد سرعت و گستردگی چند برابر پیدا می‌کند، گام‌های جمعی اولیه را بر می‌دارند و دستور کار جنبش احقاق حقوق را به دغدغه اجتماع تبدیل می‌کنند.

هرچند روند کلی تغییری که به دستور کار جدی اجتماع تبدیل شده است در کل تصاعدی است، ولی سرکوبگران نیز بیکار نیستند؛ وظیفه اصلی آنان اخلال در روند تغییر است، به شیوه‌ای که قضایا غیر قابل پیش‌بینی به نظر برسد.

غیر قابل پیش‌بینی بودن شرایط چنان منفعتی برای سرکوبگران حقوق جمعی دارد که برای آن برنامه‌ریزی و هزینه می‌کنند، قوانین و رویه‌های خود را بارها زیر پا می‌گذارند و پیام‌های متناقضی به اجتماع می‌دهند؛ به گونه‌ای که افراد نتوانند برای مدتی تشخیص بدهند که برای دست زدن به یک فعالیت ممکن است چه هزینه‌ای باید بپردازند.

اما فعالان مدنی و صنفی مهارت ویژه‌ای در زمان تشخیص عمل جمعی دارند؛ فعالان صنفی به جای بازی کردن نقش ارتش تک‌نفره، نشانه‌های عبور از یک مرحله تغییر را به سرعت شناسایی می‌کنند و با درک و گرامی‌داشت جمعی دستاوردها و بررسی اشتباهات چند وقت اخیر، به گروه خود پیام می‌دهند که وقت شروع مرحله بعدی فرا رسیده است.

گروه‌های مختلف صنفی با سرعت یکسانی حرکت نمی‌کنند و ممکن است برداشت‌های مختلفی از سرعت تغییر و شیوه واکنش جمعی به آن را داشته باشند. اما هنگام تغییرات عمده اجتمع، انتظار می‌رود که شمار و کیفیت ارتباطات درون‌گروهی بیشتر شود، شعف تغییر عمده در فضای عمومی جامعه با همگرایی و آمادگی برای اعمال برخی تغییرها در فضای درون‌گروهی همراه باشد و انرژی فراوان جاری شده در اجتماع سرعت تغییرات درون‌گروهی و اتئلاف‌ها و ارتباطات بیرونی را نیز چند برابر کند.

@davtalaborg