این جنبش دارای ظرفیتهای درخشان عمیقاً فرهنگی است
آنچه در ایران در حال وقوع است کاملا تازگی دارد. ما بعد از انقلاب مشروطه، جنبش ملی کردن صنعت نفت و بعد انقلاب اسلامی، هنوز به بسیاری از خواستهای اساسی تمدنی و فرهنگی انقلاب مشروطه دست پیدا نکردیم.
ما بیشتر بهطور سیاسی خواستهایم با یک نظام عقبمانده و ارتجاعی مبارزه کنیم، در حالیکه با نظامهای ارتجاعی باید با حربهی تفسیر نوین از فرهنگ انسانی در درجهی اول مبارزه کرد.
این جنبش از یک ساختار سیاسی مشخص در آینده حمایت نمیکند. شعار سازمانی نمیدهد. از تمام سازمانهای سیاسی جلوتر رفته و آنها را پشت سر گذاشته است. نگاهی نوین به خود و دنیا دارد. حتی از دید سیاسی سنتی هم این جنبش مسأله ساختار سیاسی آینده را به صورت دموکراتیک حل خواهد کرد زیرا بنیان فکری دموکراتیک دارد و به مسائل سیاسی در بستر فرهنگ انسانی نگاه میکند. این جنبش با فرهنگآفرینی، ساختار سیاسی دموکراتیک و مبتنی بر منشور حقوق بشر را بنا خواهد نهاد. این جنبش بسیاری از تعاریف جامعهشناختی را دگرگون خواهد کرد.
من در حال حاضر مخالف اسمگذاری روی آن هستم. انقلاب یک مفهوم سنتی سیاسی است. این اتفاق عمیقتر از یک انقلاب سیاسی صرف است.
ما همزمان با انقلاب مشروطه میخواستیم رُمان، نمایشنامه، نقد ادبی، ترانه و هنر و نقد مدرن داشته باشیم که مظاهر دنیای مدرن هستند. خواستیم جامعه تغییر کند و اقتصاد نوین داشته باشیم. خواستیم مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خودشان هم شرکت داشته باشند و در مورد ساختارهای سیاسی نظر بدهند. اینها آرمانهای مدنی انقلاب مشروطه بود، در حالی که ما بیشتر تعریف سیاسی از انقلاب مشروطه میدهیم و تنزلش میدهیم به قانونمداری و پارلمانتاریسم، و جنبههای عمیق فرهنگی و تمدنی آن را نادیده گرفتیم.
هر چند جنبههای پارلمانتاریستی مشروطه کاملاً به ثمر نرسید ولی جنبههای دیگر آن به نتایج درخشان رسید. اساس فرهنگی امروز ما از آنجا میآید. اکنون که این جوانان ایستادهاند حکایت از یک بیان فرهنگی و تاریخی اساسی دارد که جوانان به آن تجلی بیرونی میدهند. این را در آثار هنریای که در جریان این جنبش خلق شدهاند میبینیم.
مثلاً آزادی از حجاب یکی از عناصر اصلی شعر مشروطه است. از ملکالشعرا گرفته تا عارف و عشقی همه… گفتهاند.
بسی فراتر از مسائل فلسفی، اینجا صحبت از آن است که انسان میخواهد زندگی کند. انسان میخواهد ابتداییترین حقوق را به دست آورد… این نشانهی تحول فرهنگی و ارزشی در جامعهی ماست.
این درس بزرگی برای همهی خاورمیانه است… ساختارها و نهادهای دموکراتیک و مدنی متناسب با این تحول فرهنگی از درون آن سر بر میکشند که حقوق انسان در آنها محترم و رعایت خواهد شد.
فراموش نکنیم مهسا یک دختر کرد سنی ایران است که نماد جنبش ملی در ایران شد. سراسر ایران به نام مهسا بلند شدند… دیگر بهایی، یهودی، مسیحی و سنی و… نخواهیم داشت. ملت ایران را خواهیم داشت که از حقوق مساوی برخوردار است.
به نظر من این جنبش دارای ظرفیتهای درخشان عمیقاً فرهنگی و در پی ایجاد بنیادهای مدرن فرهنگی است. اگر این جنبش صرفاً سیاسی میبود ممکن بود مشکلاتی بیافریند. این جنبش در پی درونیسازی ارزشهای مدرن فرهنگی در ایران و بازیافتن جایگاه شایستهی ایران در جامعهی جهانی است.