خط شما را خوانده ایم سیروس فیروزیان

استمرار طلبها میخواهند یک دولت محلل تشکیل دهند

مردم، جوانان سلحشور و زنان سرفراز انقلابی، همه، هشیار باشیم که دودوزه بازها، همان منافقان حکومتی- استمرار طلب ها، اینبار نه از سر هوس که با دلی پر ترس گرده افتادند تا شانس ماندن، کور سوی اقبال بر باد رفته را با همان ترفند رنگ باخته خود بیآزمایند. دیگر اکنون، نه بهانه خدمت، که فراتر از قصه قدرت و دولت و مکنت، بخت برگشته، غصه و دغدغه سقوط است و هلاکت.

باز، آن آخوند خوش ادا و بد اطوار رخ نموده، افاده فروخته، برای ملت بپا خواسته ما خواب مسکّن درمانی دیده است. مگر نه آن است که از ذات همان برون تراود که در اوست. گویی، جوهر این آدمیان را با رمالی و فالگیری سرشته اند. خواه خود ولایت باشد یا ذوب در او و یا جیره خوار او، سر و ته طالبانند؛ یکی طالبان خشک و خالی، بی پرده و بی پوشه، و آن دیگر، بزک کرده، طالبان خوش بر و رو، مارهای خوش خط و خال.

جوانان انقلابی، در کنار دغدغه ها و مشغولیت هایی که این روزها در راستای انقلاب داریم، باید با حساسیت بالا بگوش و بهوش باشیم تا مبادا دودوزه بازهای رانده شده از حاکمیت، انقلاب ملی ما را مصادره کنند. حال که آتشفشان خشم شما بر سر حاکمیت فرو می ریزد و همه ارکان رژیم، پاک سراسیمه شده است، استمرارطلبان از خواب خرگوشی پریده، زبان باز کردند تا آن نسخه سمّی را برای ما ملت دوباره بپیچند. در سایه خروش همگانی ملت و فراگیری اعتراض و اعتصاب، استمرار طلبان حریم امن یافته، نیاز به دورویی و آستان سایی در برابر بیت ولایت نمی بینند. آنها فرصت طلبانه بدنبال بازسازی تیمی و نو نویسی دکترین بدنام اصلاح طلبی خود هستند تا اگر بن بستی بروز کند، برآیند و بگویند که ” براندازی نه ممکن است و نه مطلوب”. آنها امیدوارند انگیزه انقلابی و اراده ملت برای براندازی رژیم فروکاسته شود تا بتوانند بر موج ابهام سوار شده، توهم اصلاحات را بر سر نیزه برافراشته، آسید علی را به زیر کشیده و بی رقیب بر دوش ما ملت سوار شوند.

آنچه آنها بدان نوید و امید می دهند همانا سبک نویی از یک دیکتاتوری مذهبی با رویه مدنی است؛ دیکتاتوری معبایی- مکلایی بجای دیکتاتوری ولایی- سپاهی. ما ملت دیدیم که مردم سالاری دینی را چگونه بر سر ما کوفتند و چگونه میثاق ‘ایران برای همه ایرانیان’ را بجا آوردند؛ آنسان که نه بهایی و سنی، و نه ملی- مذهبی و نهضت آزادی، و نه کرد و بلوچ، و نه زن و جوان، همه آنان که از خودی خودشان نبودند به هیچ گرفته شدند و چنین بود که به دغدغه های راستین و بنیادین ما مردم، نه بها و نه پاسخ دادند. به هزینه ملت بر خوان قدرت و ثروت نشستند و دریغ از ذره ای اصلاح. آری، مردم سالاری آنها مردم سواری بود و بس. 

اگر چه در فضای انقلاب ملی ما، در پس آن تجربه تلخ ۴۰ ساله، نقشه منافقانه استمرار طلبان عملی نمی نماید. اما، باید ریسک را به صفر رساند. نگذاریم انقلاب ما بر آن پاشنه فرسوده بلغزد. بیاییم آنها را بپاییم تا مبادا فرصت یافته دسیسه کنند.

مشی سنتی سیاست ورزی و بر همان سیاق، موضع گیری این روزهای استمرار طلبان بر چهار پایه استوار است:
۱. رصد کردن تحولات کف خیابان و تحلیل ضعف و تشتت آرا در حلقه تصمیم سازی حاکمیت، با صبر و حوصله

۲. فرصت طلبی و آمادگی برای موج سواری در شرایط آچمز سیاسی

۳. بازی با کارت سوخته ولایت نکبت

۴. و در نهایت دور زدن نظام و خیز بسوی قدرت از طریق نفوذ گفتمانی در حلقه های میانی نیروهای سیاسی و نظامی و نیز توجیه بدنه مردد که نگران بلاتکلیفی و بی ثباتی است.

آیا حلقه تصمیم سازی جبهه اصلاحات دارد آماده می شود که رهبری را در بزنگاه آچمز وادار سازد تا با یک برگشت ۱۸۰ درجه ای از قدرت انحصاری و مطلق خود- و نه لزوما در کوتاه مدت از جایگاه قانونی- پایین بیاید؛ حالا به هر بهانه و مستمسکی که بتوانند آنرا کم و بیش توجیه کنند و البته خطر ‘شنیدن صدای انقلاب’ را هم نداشته باشد؟ بگمان آنها، در این طرح، بیت آسید علی، با یک ترفندی اجازه خواهد داد تا چند چهره پیشین رژیم که در کارنامه حکومتی خود حصر و زندان دارند با حمایت بخشی از بدنه سپاه و ارتش، به بهانه به بن بست رسیدن کشور در سایه اعتراضات و اعتصابات و شاید با بهرگیری از بلاتکلیفی در مدیریت انقلابی انتقال قدرت و نیز شایع شدن خطر آنارشیسم، از نگرانی بخش تماشاگر ملت سوء استفاده کرده و قدرت را از درون بدست بگیرند. این در واقع همان حرفی است که خاتمی می گوید: “خود اصلاحی نظام”؛ یعنی درواقع جابجایی آدمک های حکومتی و گزینه های مدیریتی و در گام بعدی دست به سر کردن آسید علی و سپس دست بدست کردن مصداق رهبری؛ همه با خرده ای بزک دوزک تا گند و بوی این رژیم پوسیده زیر رنگ و روی قلابی گم شود. به هر روی، آدمک های کرملین می بایست چیزی از پوتین و مدودف یاد گرفته باشند!

آیا آنها در سر دارند با یک پالایش نرم، افرادی از ارتش و سپاه و نیز از بین چهره های ناشناس راست تکنوکرات و چپ میانه را بدون آنکه ناچار به یک حرکت کودتایی باشند، با هماهنگی بیت- از روی اضطرار و به اجبار، بر سر کار بیاورند؟ اگر چنین است، این همان بازپردازی تئوری ‘آرامش فعال’ است که اینبار نه در برابر بیت ولایت که در برابر انقلاب ملت پیگیری می شود. هدف روشن است؛ کنار زدن رقبای ذوب در ولایت و بدست آوردن قدرت برای خودشان در چارچوب همین رژیم و اما با رنگ و لعاب فریبنده.

استمرار طلبها با بهرگیری از تجربه ناکام دولت بختیار و نیز درسی که از دیگر انقلاب ها گرفته اند، اینبار در نظر دارند بگونه ای منسجم تر، فراگیر تر و پراگماتیست تر یک دولت محلل در نظام شکل بدهند. اینبار آنها هیچ آخوندی را رونمایی نخواهند کرد و از چهره های شناخته شده، شاید تنها دو یا سه نفر که بنظرشان هنوز مقبول هستند را معرفی کنند.

بهوش باشیم که آنها نتوانند از چهره های سیاسی- آکادمیک بریده از نایاک (نایاک ۲) برای لابی گری در غرب بهره برداری کرده، رهبران غرب را که امروز چشمهاشان بروی واقعیت ایران گشوده شده، فریب داده و ایشان را از پشتیبانی سیاسی انقلاب بازدارند. گذشته از این، بباور ائتلاف استمرار طلبی، کارکرد چنین طرحی با دغدغه های امروز ارباب پوتین و اصولا منافع کرملین در ایران تعارض پیدا نمی کند.

حال که در گرده منقل و بافور آسید علی قجر نشان آدم با خردی پیدا نیست؛ محافظه کاران- به اصطلاح- میانه رو در شرایط بن بست نظام حاضر خواهند بود که با استمرار طلبهایی که در تحولات ۸۸ خوشنام ظاهر شدند همراه شوند. در نیمه دوم دهه ۷۰ دیدیم رفسنجانی که پیشتر مقبولیتی نزد جریان چپ‌نداشت؛ سربزنگاه با آنها همراه شد و شد متولی حفظ نظام بدست- به اصطلاح- اصلاح طلبان. امروز هم برادران رشیدیان لاریجانی و از راه ماندگانی مانند آنها آماده اند تا به این ریسمان شیطانی چنگ بزنند.

امروز، مسئله حتمی و فوری همه استمرار طلبها، چه اعوان ولایی و چه انصار خاتمی، چه عبا بدوشان و چه کت پوشان ولایت مدار، سر فنا و بقا و سرنوشت محتوم بد فرجام آنهاست. اینجاست که آنها ناگزیرند سختی و تلخی چلیدن را بر خود بتابند تا از همجوشی خودی و ناخودی خود، انقلاب ما به دست انداز بیافتد. ناگفته پیداست که این نقشه شوم تنها زمانی امکان توفیق دارد که پراکندگی اعتراضات به اعتصابات فراگیر، ماندگار و منسجم کشانده نشود و مدیریت انتقال قدرت از وحدت انقلابی و انسجام ملی گرایی برخوردار نباشد.

در پایان، باور دارم که میان بریدگان خط اصلاح طلبی و شاید فراتر از آن بین نیروهای حکومتی، آدم های زبده و فهمیده کم نیستند که خام نخواهند شد و به دام بدنامان جریان استمرار طلبی نخواهند افتاد. گره کار در سکوت این گروه همانا بی انگیزگی آمیخته با بدگمانی است. از سر صدق و صفای هموطنی به اینان می گویم، تاریخ، کنارگیری و سکوت و خدای ناکرده کاری که آب به آسیاب رژیم بریزد را نخواهد بخشید. با مردم همراه بشوید تا فردای این کشور بتواند از توان شما بهره بردارد. نکند خون کودکان و جوانان این کشور بپای شما هم نوشته شود. آبرو و آینده خود را هزینه دژخیم نکنید.   

میانسالان و جوانترها، شما که به هزینه عمر عزیزبر باد رفته و آرزوهای به گل نشسته، کژراهه اصلاح طلبی را آزمودید؛ به آن شوالیه سیاه پوش بگویید، هان، تو، وامدار فتنه ۵۷، پیشمرگ ولایت نکبت و ننگ شده ای؟ کدام مصیبت را به ملت پیشکش می کنی، آزموده را به چه می آزمایی؟ نمی بینی، ما مردم دگر گشتیم و از شما برگشتیم. آقا، به خودت بیا و بیش از این پرونده رسوای خود را سیاه نکن.

باری، امروز همه دنیا انقلاب ما را باور کرده است؛ این انقلاب مدرن بی همتا را. ملت های تأثیر گذار در معادلات جهانی و حتا دولتمردانی که چشمهاشان را بروی زشتی ها و بدی های این رژیم بسته بودند؛ حال به خود آمده، پنبه را از گوشهاشان برداشته، صدای انقلاب ما را شنیدند. دیر نخواهد بود که همه دنیا با ما همراه شود. رژیم بداند که برای مردم ما بازگشتی در کار نیست. این ملت خونش به جوش آمده و پیش رویش روشن است؛ براندازی و پیروزی. اگر رژیم بخواهد جنگ را به این ملت تحمیل کند، باید بداند که محله های ما در سرتاسر کشور بی درنگ در برابر مزدوران رژیم آرایش جنگی خواهد گرفت. به ملیجکان و مزدوران رژیم می گوییم، به پشتوانه هیچ دیکتاتور خارجی دل خوش نباشید. برگ های تاریخ ایران را ورق بزنید و تا دیر نشده قدرت را به ملت واگذارید، خود را به عدالت متمدن انقلاب بسپارید تا ناچار نشوید به خفت به پناه ارباب خارجی بروید. 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»